تاريخ هجري شمسي

معرفي انجمن

نشریه پیام یاسین

مقالات

گزارشات

اخبار

تحلیل ها

افغانستان

ارزگان خاص

همایشها

گفتار بزرگان

پیام یاسین مقالات اخبار پرسش و پاسخ ارزگان خاص صفحه نخست
يس * وَ الْقُرْءَانِ الحَْكِيمِ

ارتباط با ما

مهاجرین

پرسش و پاسخ

مشاوره

طنز

کاریکاتور

گالری عکس

پیوندها

 

 

به پایگاه علمی، پژوهشی، اجتماعی انجمن فرهنگی یاسین خوش آمدید           نظرات، پیشنهادات، انتقدات و مطالب خود را به آدرس:fekreno81@gmail.com ارسال نمایید 

 

شانس کرزی جهت تکیه‌ی مجدد به کرسی ریاست جمهوری

امان‌الله شفایی

در حالی کمتر از هفت ماه به پایان دوره ریاست آقای کرزی در جایگاه رئیس جمهور باقی مانده است، رفته رفته فضای سیاسی افغانستان رنگ انتخاباتی به خود می‌گیرد. تا به حال به غیر از رمضان بشردوست که از مدتها پیش اعلام نامزدی کرده بود شخص دیگری تا بحال به طور رسمی کاندیدای این مقام نشده است. در حالی که بسیاری حامد کرزی را سنتاً کاندید قطعی اما اعلام نشده‌ی انتخابات می‌دانند. این در حالی است که بسیاری کار آقای کرزی را در این دوره بی‌اندازه دشوار می‌دانند چرا که در این دوره اتفاقاتی افتاده و شرایط به مانند چهار سال قبل جهت پیروزی رئیس جمهور فعلی مساعد نیست. در این تحلیل شانس پیروزی آقای کرزی را در این انتخابات مورد بررسی قرار می‌هیم.

در انتخابات سال 1383 کرزی 56% از آرای ماخوذه را به خود اختصاص داد و از کشیده شدن آن به دور بعدی جلوگیری نمود. اگرچه در آن انتخابات کاندیداهای قومی آرای اقوام را تا حدودی مصادره کردند اما واقعیت این است که درصد قابل توجهی از آرای آقای کرزی بیرون از توده‌های پشتون به نام ایشان واریز شد. در حالی که در آن مقطع پشتون‌ها حکومت اقتدارگرای طالبان را از دست داده بودند و حال آن که طالبان در میان مردم عادی پشتون از حمایت برخوردار بود. لذا می‌توان گفت که حداقل نیمی از پشتونان در انتخابات ریاست جمهوری گذشته یا شرکت نکردند و یا اینکه به دیگر کاندیداهای پشتون رای دادند.

حال این سوال باید پاسخ داده شود که این 56% رای آقای کرزی از کجا حاصل شد؟ در پاسخ به این سوال پیشاپیش باید گفت که تخمینا نیمی از این آرا توسط اقوام پشتون آقای کرزی به ایشان داده شد چرا که تاریخ ثابت کرده است که پشتونها علی‌رغم اختلافات بس خونین درون طایفه‌ای که میانشان دارند، اما در مقابل اقوام دیگر از اتحاد نسبی برخوردارند و از رهگذر همین اتحاد و سازش مقطعی بوده که در تاریخ دویست و پنجاه ساله‌ی افغانستان همواره حکومت افغانستان در اختیار پشتونان بوده است.

اما نیم دیگر آرای آقای کرزی از کجا نصیب ایشان شد؟ در پاسخ به این پرسش می‌توان گفت که درصد نسبتا قابل توجهی از آرای آقای کرزی توسط اقوام هزاره و تا حدودی ازبک و همین طور اقوام خُردتر به ایشان تعلق گرفت. به این دلیل که اولا در آن مقطع زمانی بدلیل رهایی مردم افغانستان از چنگال طالبان، به نوعی وحدت ملی بوجود آمده بود و شعارهای ملی‌گرایانه کرزی که ریاست حکومت انتقالی را برعهده داشت، برای طوایف و اقوام مختلف افغانستان جذاب بود.

بنابراین هرچند اقوام تاجیک، هزاره و ازبک کاندیداهای قومی خودشان را داشتند اما نتیجه‌ی انتخابات نشان داد که درصد قابل توجهی از هزاره‌ها به کاندیدای هزاره یعنی آقای محقق رای نداده‌اند همین طور درصدی از ازبکها هم به آقای دوستم رای نداده‌اند. هرچند که تاجیکها در این زمینه بیش از سایرین قومی عمل کردند و نزدیک به 20 درصد آرا که تقریبا با درصد جمعیتی تاجیکها برابری می‌کند به حساب آقای یونس قانونی ریخته شد. این در حالی بود که آقای کرزی با گزینش احمدضیا مسعودِ تاجیک تبار به عنوان معاونت اول، انتظار داشت که بتواند آرای بسیاری از تاجیکها را بدست آورد. در این که چرا آرای هزاره‌ها برخلاف تاجیکها و ازبکها دو نیم شد و قسمت مهمی از آن به آقای کرزی تعلق گرفت، این دلیل را می‌توان ارایه کرد که با ورود آقای محقق به صحنه‌ی انتخابات، دو جریان مخالف از شیعیان هزاره در برابر او قرار گرفتند. رهبری جریان اول را آقای محمدکریم خلیلی برعهده داشت که خود را وارث اصلی میراث شهید مزاری می‌خواند و از سوی کرزی به عنوان معاونت دوم برگزیده شده بود. ایشان طرفداران خاص خودش را داشت و بخشی از آرای هزاره‌ها را به سوی آقای کرزی سوق داد.

جریان دوم مربوط به حرکت اسلامی بود که رهبری آن را آیت‌الله محسنی برعهده داشت. ایشان که هم‌ولایتی آقای کرزی است، پیوسته ایشان را برادرزاده خطاب می‌کرد لذا پیروان آقای محسنی نیز به نام آقای کرزی به پای صندوقهای رای رفتند. اما در جانب ازبکها، هرچند عبدالرشید دوستم رهبر اقتدارگرای ازبکها به شمار می‌آمد، اما بخش کوچکی از ازبکها در انتخابات به حمایت از ایشان برنخواستند. این عده یا اینکه به کرزی رای دادند و یا اینکه در انتخابات شرکت نکردند. به هرحال آقای کرزی با کسب رای بالای پنجاه درصد، از کشیده شدن انتخابات به دور دوم که هزینه‌ی بسیاری هم برای ملت و هم برای حکومت داشت، جلوگیری به عمل آورد و از آن پس با نام رئیس‌جمهور منتخب مردم در قصر گلخانه اقامت گزید.

اما در انتخابات آینده چنین به نظر می‌رسد که آقای کرزی همانند دوره‌ی گذشته کار آسانی را در پیش نداشته باشد. هرچند که او هنوز هم مهمترین چهره در میان کاندیداها خواهد بود. بسیاری از تحلیل‌گران شانس آقای کرزی را برای برنده شدن در دور اول بسیار پایین و در دور دوم پایین می‌دانند. به یقین بخش مهمی از کاهش محبوبیت آقای کرزی هم میان پشتونها و هم میان غیرپشتونها به عملکرد چهارساله ی ایشان باز می‌گردد. آقای کرزی علی‌رغم تلاشی که از خود به خرج داده اما نتوانسته است در مقوله‌های مهم حیات اجتماعی و سیاسی افغانستان توفیق چندانی را بدست آورد. مهمترین مسئله در این بین بحث امنیت است. اینک که هفت سال از سقوط طالبان می‌گذرد، ناامنی نه تنها کاهش نیافته بلکه شاخص‌های آن در بسیاری از مناطق بالاتر رفته است. گروه طالبان نه تنها تضعیف و سرکوب نشده بلکه قوی‌تر از گذشته به نظر می‌رسد. ضمن آنکه گروههای خودسر که از زمان جهاد باقی مانده‌اند، مشکلاتی را فرا روی امنیت عمومی و ملی پدید می‌آوردند. در زمینه اقتصادی،کارنامه آقای کرزی ناامید کننده است. تورم سرسام‌آور موجود نشانگر آن است که دولت آقای کرزی در زمینه تامین مایحتاج مردم و ارتقای سطح معیشت آنان ناموفق بوده است. همین طور دولت آقای کرزی نتوانسته با کشت خشخاش مقابله جدی نماید. گزارشها حاکی از آن است که کشت خشخاش و مواد مخدر هر سال نسبت به سال قبل درصدی افزایش می‌یابد و این مسئله ضمن بدنام نمودن افغانستان، از لحاظ کشاورزی نیز لطمات سختی را بر پیکر اقتصادی افغانستان وارد می‌کند. همین طور دولت آقای کرزی هرچند در آن چهره‌هایی از اقوام و طوایف حضور دارند، اما در گسترش و توسعه وحدت ملی مردود مطلق بوده است. قوم‌محوری بسیاری از کارگزاران حکومت، باعث دلتنگی عده‌ی زیادی از آقای کرزی شده است. علاوه بر آن جنجالی که کوچیهای پشتون به راه انداختند و مزارع بسیاری از دیگر اقوام را در مناطق مرکزی و شمالی به چراگاه دامشان تبدیل کردند، و عدم برخورد و قاطع شخص آقای کرزی با این مشکل، باعث شده است که ایشان متهم به قوم‌گرایی شود. همین طور افزایش فساد اداری، انفعال در سیاست خارجی، ناتوانی در مقابله با حوادث طبیعی نظیر خشکسالی از دیگر جنبه‌های ناموفق کارنامه‌ی آقای کرزی است.

ازسوی دیگر ناتوانی آقای کرزی در مقابله با شورشهای طالبان از یک سو و کشتار غیرنظامیان توسط نیروهای ناتو که اغلب قربانیان آن پشتونان هستند، آرای بسیاری از پشتونها را از او برگردانده است. بنابراین امروز آقای کرزی از محبوبیتی که در چهار سال پیش از آن برخوردار بود، دیگر برخوردار نیست. ضمن آن که حضور کاندیداهای شناخته شده نظیر علی‌احمد جلالی که او نیز از قوم پشتون است و از حمایت برخی از کشورهای غربی نیز برخوردار است و همین طور کاندیدای جبهه ملی که در پارلمان فراکسیون اکثریت به شمار می‌آیند ، می‌تواند آرای مردم افغانستان را پراکنده کند و پیروزی بی‌دردسر آقای کرزی را به چالش بکشاند.

تمام مسایل و گمانه‌زنی‌های فوق به آن دلیل صورت گرفت تا نشان دهیم که شانس آقای کرزی  جهت تکیه‌ی مجدد به صندلی ریاست جمهوری بسیار پایین‌تر از دوره قبل است. اما واقعیت غیرقابل انکار اینکه با وجود همه‌ی این مسایل، آقای کرزی یکی از مهمترین کاندیداها و شاید گزینه‌ی اول جلوس بر کرسی ریاست جمهوری است. خصوصا اینکه بازار ائتلاف در آستانه‌ی انتخابات بسیار داغ خواهد شد و کرزی هم نشان داده است که مرد روزهای واپسین است.