تاريخ هجري شمسي

    معرفي انجمن

  جرعه ای از زلال وحی

   درمحضراهل البیت(ع)

   نشریه پیام یاسین

   مقالات

    گزارشات

   اخبار

   تحلیل ها

   افغانستان

  ارزگان خاص

   همایشها

   گفتار بزرگان

   مهاجرین

   پرسش و پاسخ

   مشاوره

   طنز

    گالری عکس

    پیوندها

    ارتباط با ما

 

پیام یاسین مقالات اخبار پرسش و پاسخ ارزگان خاص صفحه نخست
يس * وَ الْقُرْءَانِ الحَْكِيمِ

 

عنوانهای دیگر شماره هشتم و نهم:

» سرمقاله (زالوی جامعه)

» قابلیت های جهانی شدن سیره حضرت زهرا (س)

» عزت در قرآن

» قیام یمانی در آستانه ظهور

» پبیرامو مدیریت اسلامی

» سیره امام خمینی (ره)

 نسبت به نهضت های آزادی

 بخش

» افغانستان و بحران هویت

» شرکت های هرمی و سراب پولداری

»چرا به خانه بر نمی گردیم

 (گزارشی از مشکلات

 مهاجرین در ورامین)

» خودگردان اما سرگردان

» ترنم خیال

» در چشمه سار تسنیم

» مصاحبه با حجت الاسلام وثوقی نماینده طلاب ارزگان در شوراهای منطقه ای

» تازه های نشر

 

 

شرکت های هرمی و سراب پولداری

         

عبدالخالق كريمي 

مقدمه

يكي از اهداف و رسالت هاي مهم مجلات اطلاع رساني وشفاف‌سازي مي‌باشد، كه‌در راستاي نيازهاي جامعه خود بايد به نحو احسن اطلاع رساني كرده و آگاهي‌بخش باشند .

براين اساس اخيراً در ميان مهاجرين مخصوصاً افرادي كه انتظار مي‌رود پس‌انداز مختصري داشته باشند ، افرادي پيدا شده‌اند كه با انواع وعده‌هاي آنچناني خبر از پول‌دار شدن بسيار آسان و در عين حال رو به فزوني وتزايد ، آنها را نويد مي‌دهند ، كه اگر دير بجنبيد فرصت بسيار مناسب و استثنايي را از دست داده‌اند كه هرگز جبران پذير نمي‌باشد . و آن هم عضويّت در شركت‌هاي هرمي مي‌باشد . واين فقط مربوط به عصر اينترنت مي باشد كه دست واسطه ها ي زالو صفت را كوتاه كرده است.

 اين عده با استفاده از  تبليغات و هيا‌هويي كه به راه انداخته است ، متاسفانه توانسته‌اند تعدادی از هموطنان را به دام خود گرفتار كنند و به اصطلاح عضو  اين گونه شبكه‌ها و شركت‌هاي هرمي  نمايند .حتي بعضي ازهموطنان اعضاي خانواده خود را نيز گرفتاركرده است . حال بگذريم كه اين افراد به دام افتاده ، چقدر بتوانند ، خود اعضاي جديدي را جذب شبكه و شركت‌هاي هرمي نمايند . واز اين راه چه مبالغ كلاني را به جيب بيگانگان بتوانند سرازير نمايند .

بر اين اساس  در اين مقاله بر اساس تتبعات و تحقيقات خود مطالبي را در مورد تبعات منفيِ اقتصادي و رواني و اجتماعي و مذهبي اين پديده و بلايجانجهان سوميها،بهرشتة تحرير درآوردهايم

آشنايي با شركت‌هاي هرمي

شركت‌هاي هرمي از قبيل گلد كويست وگلد ماين و... شركت هايي هستند كه با ساختار هرمي شروع به فعاليت وعضوگيري از طريق نزديك ترين افراد مشتري‌هاي خود مي‌نمايند .

اين شركت هااز طريق اينترنت اقدام  به عضوگيري مي‌نمايند. و با استفاده از اصول روانشناسي كه انسان ذاتا به دنبال جمع آوري  سود بيشتر و بيشتر ميباشد ، اعضاي خود را انتخاب وبه سوي خود جلب مي‌نمايند .اين شركت ها همانطور كه ازساختار هرمي آن پيدا ست به دنبال اعضاي بيشتر و بيشتر است واصول كار آن براساس تبليغات اعضاي آن براي عضوگيري‌هاي جديد مي‌باشد. وا گر در نقطه‌اي اين عضوگيري متوقف شود ، شركت ، آن نقطه وعضو را رها مي‌كند و در شاخه‌هاي ديگر به دنبال كسب درآمد ، وتامين  اعضاي جديد براي خود مي‌باشد .

و بر اساس تعداد اعضايي كه هر فرد با تبليغات به ليست شركت اضافه كرده است ، يك درصدي از حق عضويت آن شخص(پورسانت) به شخص تبليغ كننده ( سرشاخه ) تعلق مي‌گيرد . اما شركت ، براي تامين پولي كه  مي‌بايست به  تبليغ كننده‌هاي خود بپردازد از اصل پولي كه از خود عضو جديد گرفته است  به عضو سرشاخه مي‌پردازد ، و اجناسي را از قبيل سكه وساعت وگردنبند والماس وغالبا اجناسي كه تشخيص قيمت واقعي آن در بازار يا به سختي قابل دسترسي بوده ويا اصلا در بازار قيمت واقعي آن موجود نمي باشد ... كه با تبليغات آنچناني كه اينها دست ساز وعتيقه هستند ،و قيمت اينها در بازار ايران و يا خاورميانه بسيار پايين است، واگر در اروپا آمريكا و...ببريد به قيمت خوبي خريداري مي كنند،  به عضو مشتري شده از آن بازار بي خبر  وعده مي‌دهد . واين طور استدلال مي‌كنند كه اينها عتيقه هستند و...كه  بعد از ساليان دراز مي‌توان آن را به کلکسیونرها و مشتري هاي اروپايي به قيمت خوبي مي توان  فروخت ، اما در عين حال هر قلم از اين قبيل كالاها را در مقياس ده هزارتايي و بيشتر درسايت  اينترنتي خود ، عرضه مي‌كند . و قيمت آن را از طريق كارت اعتباري اينترنتي ( E   كارت ) آن هم از طريق سرشاخه‌ها دريافت مي‌كند.

وبعد از مدتي كه قيمت پرداخت شد ، وثبت نام صورت گرفت  جنس مورد نظر به آدرس شخص از جانب شركت ارسال مي‌شود . و اگر در اين بين قصوري صورت بگيرد ، مثلا جنس به مقصد نرسد و يا تقلبي باشد ، منبع مراجعه قضايي و رفع اختلاف يك شعبه از داد گاه لاهه مي‌باشد ، كه به دعاوي  اين قبيل خريدهاي اينترنتي رسيدگي مي‌كند .

اما در مورد سابقة اين شركت‌ها بايد گفت كه سابقة آن  به پيش از انقلاب اكتبر 1917 روسيه مي‌رسد، يعني در حدود نود سال قبل كه براي فروش دوچرخه از اين روش استفاده گرديد،و ربطي به عصر اينترنت و فروش اينتزنتي ندارد. [1] 

ودر مورد گستردة فعاليت اين شركت‌ها بايد گفت‌، كه در كشورهاي آمريكا، كانادا، انگليس ايتاليا، ژاپن، هند، ايران و كشورهاي ديگر به ويژه اروپا ممنوع است .(البته كشورهاي غربي بر اساس خوي استثمار گري خود اجازة فعاليت در ديگر كشورها را  به شركت هاي خود مي‌دهند)، مثلا در آمريكا و اروپا، پس از يك دوره كلاهبرداري چنان فرهنگ‌سازي و اطلاع‌رساني شد كه دسيسه‌هاي هرمي، ديگر قدرت صيد در آنجا ندارند.[2]و در آمريكا چندين مركز براي مبارزه با اين شبكه‌ها فعالند از جمله كمسيون تجاري فدرالftc  وكمسيون امنيت مبادلات ارزي sec  .

آسيب شناسي

امروزه اين قبيل شركت‌ها كه نظير آنها كم نيز نمي‌باشند، و به حدود 25 شركت كوچك و بزرگ مي رسند،  به دنبال جمع آوري پس اندازهاي هر چند اندك مشترياني مي‌باشند ، كه قدرت سرمايه گذاري در طرح‌ها ي بزرگ را ندارند ، ويا به دنبال جواناني هستند كه آرزوي پولدار شدن آنهم در سطح ميلياردي را دارند، و با تبليغات از طريق شكار افرادي از نزديك ترين افراد مشتري ، سعي در جلب سرمايه‌هاي اندك آنها مي‌كنند ، و با وعده‌هاي كذايي مثل ثروتمند شدن و كارراحت داشتن و همه جا آقاي خود بودن وامكان كار داشتن ، در پوشش فروش كالاهاي مصرفي و تجملي اقدام به جلب اين سرمايه‌ها مي‌كنند .

و از نكات قابل توجه اينكه بعد از بر چيده شدن گستره فعاليت اين قبيل شركت‌ها در اروپا وآمريكا ، در حال حاضر بيشتر افراد آلوده از كشورهاي فقير يا در حال توسعه هستند.و زبان‌ سايت‌هاي اين شركت‌ها فارسي، عربي، اردو، چيني، مالزيايي و انگليسي مي‌باشد و از زبانهاي آلماني ، فرانسوي، ايتاليايي، پرتغالي، ژاپني، روسي و ...خبري نيست.

اينهم از عنايات و توجهات ويژة غربيان كه چقدر به حال مردم بيچارة كشورهاي فقير و تازه توسعه يافته، دل مي سوزانند و نگران معطل ماندن سرمايه هاي آنها و بيكاري جوانان اين كشورهاست .در حاليكه جوانان بيچارة آمريكايي از اين توجهات بي بهره اند، و براي بدست آوردن پول ها و دلارهاي نفتي عراق و ... مجبورند هر روز كشته بدهند و صداي شان هم درنيايند !

اما اين سوال مطرح مي‌شود كه اين گونه فعاليت‌ها چه تبعات واثرات اقتصادي و رواني بر افراد واجتماع مي‌تواند داشته باشد ؟ و از اين مهمتر آيا از نظر شرع مقدس و از ديدگاه فقهي اين گونه فعاليت‌ها و معاملات درست است ؟

تبعات اقتصادي

واضح است كه اگر سودي هم دراين گونه فعاليت‌ها در كار باشد فقط نصيب تعداد محدودي مي‌گردد و بقيه كه امكان پيدا كردن عضو براي شركت را نداشته باشند نمي‌توانند حتي اصل سرمايه‌اي كه پرداخت كرده اند ، بدست آورند ودراين صورت احساس مي‌كنند كه كلاه گشادي به سرشان رفته و پله‌اي برا ي سود آوري ديگران قرار گرفته است .

و در اصل پولي كه ديگران به عنوان سود دريافت كرده است ، پول آنهاست . و ازطرف ديگر اجناسي كه به عنوان مثمن بالفرض دريافت به موقع و تقلبي نبودن آن ، اجناسي هستند كه فايده  و سود اقتصادي ندارند ، واگر در بازار عرضه شوند نه تنها به اصل قيمت  خريداري نمي‌شوند ،بلكه مشتري آن نيز به سختي گير مي‌آيد .

چون با يك حساب سر انگشتي مي‌توان وضعيت بازار كالايي كه عرضه آن به مقياس ده هزار وبالاتر باشد ، را بدست آورد . آنهم به عنوان جنس عتيقه كه ويژگي اصلي آن بايد كميابي باشد.در همين بازار تهران بنا به مشاهدات عيني و گزارش‌هاي رسيده ، فقط يك يا دو مغازه خريدار اينگونه عتيقه جات مي‌باشد ، كه به دليل عرضه زياد با قيمت بسيار پايين حاضر به خريد مي‌باشند وبا آن قيمتي كه پول پرداخت شده است ، اصلا مقرون به صرفه نمي‌باشد .از طرف ديگر اگر كسي در دام اين گونه شركت‌ها گرفتار شوند ، ديگر به فكر كار وتوليد نمي‌باشند ، واحيانا شغلي اگر داشته باشند ، به تدريج از آن، به طمع بدست آوردن سود بيشتر دست خواهد كشيد .

واز همه مهمتر اينكه سرمايه‌اي كه در اين جا صرف كرده است ، مي‌توانست با سرمايه گذاري در كارهاي عام المنفعه به رونق توليد در كشور كمك كرده و از خروج ارز كه بدون  وارد كردن هيچگونه كالايي و هيچگونه فايدة اقتصادي  براي كشور است ، جلوگيري كنند . اگرچه بسيار كوته فكرانه خواهد بود اگركسي فكر كند كه اين نكته در مورد افغانستان چندان مطرح نيست . چون افغانستان هنوز سيستم اقتصادي آن نوپاست و بحث واردات وصادرات در آن به طور جدي مطرح نيست و اقتصاد آن كاملا متكي به كمك‌هاي خارجي مي‌باشد . ولي اگر به دقت انديشيده شود به اين حقيقت خواهيم رسيد كه اين كمكها بالاخره محدود است وتا سالياني ممكن است ادامه داشته باشد ،اما آنچه ما با آن مواجه هستيم كشوري است كه در قبال دار وندار آن در مقابل نسلهاي آينده مسئوليم ، و نمي‌توان به خود اجازه دهيم كه سرماية ملي كه يك شهروند با عرق جبين به دست آورده است ، بدون هيچ محاسبة عقلايي كه 70% آن ضرر مي‌باشد ، به راحتي تقديم شركت هايي بنماييم كه هيچ سود اقتصادي براي كشور وحتي خود افراد به دنبال ندارد . ودر اين راه درگير مسابقه‌اي شويم كه چه تعداد از همشهريان خود را مي‌توانيم به اين بهانه كه از پول او درصدي به او خواهد رسيد ، سرمايه‌هاي آنها را تحويل اين شركتها كنيم.

تبعات رواني و اجتماعي

اين قضيه را نمي‌توان نفي كرد كه با توجه به انگيزة منفعت طلبي افراد ،آنها ممكن است ادعا كنند كه صاحب يك شغل با درامد وآبرومند شده اند ، ودر شعارهايشان مي‌گويند كه اين شغل (زود ده نيست ،اما سود ده است )، و در نتيجه وادار به كار وتبليغات براي جذب مشتري وزير شاخه گردند ، ولي بايد گفت كه اين آرزو به چه قيمتي به دست خواهد آمد؟

اگر فردي كه وارد اين كار شده باشد ، قبلا بيكار بوده وشغلي نداشته است ، مسلما سرماية قابل توجهي هم نداشته و اگر مي‌داشت سراغ كار وسرمايه گذاري مي‌رفت ، ويا در جايي مشغول به كار مي‌شد ، وحالا كه به اين سمت آمده براي فراهم كردن هزينة عضويت مجبور به قرض گرفتن ويا اقدام به فروش اقلام ضروري يا نيمه ضروري از وسايل منزل خود و يا بستگانش را كرده است تا به هر نحو ممكن آن هزينة لازم را فراهم كند ،كه خيلي اوقات هم اين هزينه قابل توجه مي‌باشد. وبا توجه به دامنة  تبليغات و آب وتابي كه تبليغ كننده گان در اين راه اعمال مي‌كنند اين موارد اتفاق افتاده است ، و حتي افرادي حاضر شده اند كه از ضروري ترين وسايل خود گذشته اند، تا به تعبير آنها از قافلة پولدار شده‌ها عقب نمان‍ند .

به هر تقدير تازه بعد از تحويل پولها به سرشاخه،اجراي تازه‌اي به نام اضطراب ناشي از پس دادن اين پولها شروع مي‌شود .و فرد در دام افتاده تا نهايت ممكن و با هر حيله و نيرنگي مي‌كوشد كه افراد جديدي به مجموعه معرفي كند ، تا به اصل سرماية خود دسترسي پيدا كند . وفشار ناشي از عدم پيشرفت كارها ، بار سنگيني از اضطراب نصيب او خواهد كرد كه به هيچ وجه قابل جبران نخواهد بود . او حتي مي‌كوشد به خاطر برگشت اصل سرماية خود حاضر شود كه از نزديك ترين و صميمي‌ترين دوستان خود شروع كند ، وآنها در اين راه با ادعاي خير خواهي براي آنها قرباني كند ، در حاليكه كاملا آشكار است كه براي درمان درد خود از او كمك مي‌خواهد، واصل قضيه چيز ديگري مي‌باشد ، واين منجر به تضاد شخصيتي شديدي در فرد مي‌شود كه از يك طرف ادعا مي‌كند كه كاملا خيرخواه تو هستم ، واز طرف ديگر مي‌كوشد پنهان دارد كه سود شخصي من چندان مهم نمي‌باشد . در حاليكه اصل واساس شركت‌هاي هرمي ‌بر سود بري بوده و فلسفة شركت اشخاص نيز به اين نيت بوده است .و اين منجر به مشكل رواني در فرد مي‌گردد ،كه نتواند بين درون و بيرون خود انطباق وسازگاري ايجاد كند ، ولذا استرس زا خواهد بود .

اما اگرفرد به دام افتاده قبلا داراي شغل و كسب وكاري بوده باشد ، در اين صورت مي‌توان گفت كه دغدغه فكري حاصل از اين به نوعي اشتغال ، و اوقات وانرژي كه در اين كار مصرف مي‌كند  در عدم پيشرفت شغل قبلي او گريبانگير او خواهد بود ، و مي‌تواند او را از بهره برداري از موقعيت‌هاي جدي شغلش و موفقيت‌هاي آن محروم نمايد . وبدين ترتيب رفته رفته او را در موقعيت لرزاني قرار خواهد داد ،كه مي‌تواند به شكست او منتهي گشته ويا زمينة اخراج و يا ورشكستگي او را به دنبال داشته باشد ،كه حاصل آن روان پريشي و نداشتن خاطر جمعي در كارش مي‌تواند باشد . كه مهمترين عامل موفقيت يك كاسب ويك عامل توليد، به فكر كار بودن و حواس جمع و آرامش خيال داشتن ، است . در حاليكه در اين فرايند، فرد كاملا به دنبال بدست آوردن ثروت بادآورده بوده و ديگه دل و تن را به كار نمي‌دهد ، و نتيجه اين مي‌شود كه فرد احساس دل زدگي از كارش داشته باشد ونتواند آن طور كه بايد وشايد از عهده كارش برآيد ، وبه مرور زمان آن كار را هم از دست بدهد.

 مصيبت و سردرگمي و اضطراب و تشويش خاطر در شخص،  زماني به اوج مي‌رسد كه فرد نتواند آنطور كه انتظار داشت به جذب مشتري بپردازد  و دايم حسرت كارنابسامان گذشته و سرمايه‌اي كه در خطر جدي قرار گرفته را بخورد ، كه اين وضعيت مي‌تواند به اضطراب‌هاي بسيار شديد منتهي گردد ، آينده‌اي مبهم را پيش روي او ترسيم مي‌كند ، و اگر ادامه پيدا كند افسرده گي مزمني را نصيب او خواهد كرد .

و از همه مهمتر اينكه اين چنين شخصي در ميان دوستان و آشنايان ممكن است با برداشتها والقاب مختلفي مورد قضاوت و برداشت قرارگيرد، از جمله اينكه او را فرد تنبل و يا فرصت طلبي بدانند ، كه به جاي كار وتلاش معقولانه به  دنبال نان مفت خوردن و انجام كارهاي كذايي است ، كه معلوم نيست حلال است يا حرام . و شخص هم اگر اهل حلال و حرام باشد ديگر رويي برايش باقي نمي‌ماند كه به تبليغ و كسب اين گونه درآمد‌ها بپردازد ، كه باز هم پشيماني است و اضطراب وسردرگمي‌و ضرر اقتصادي و معنويي كه همان آبروي   داشته ونداشته اوست ، كه در خطر قرار مي‌گيرد . و هميشه دراين تشويش است كه خيال مي‌كند افرادي كه او به اصطلاح پرزنت مي‌كند يعني آنها را دعوت به عضويت مي‌كند ، با اين ديدگاه به او نگاه مي‌كنند كه انگار اوبه آنها التماس مي‌كند كه بياييد عضو شويد و زير شاخة من قرار گيريد تا من از اين نگراني نرسيدن به پولم درآييم والا بيچاره مي‌شوم .و در عين حال به شدت مي‌كوشد تحت تاثير اين حس قرار نگيرد و به خود تلقين كند ، كه نه آنها اين چنين خيالي ندارند و صد البته من اشتباه مي‌كنم ، كه باز مي‌تواند يك عامل قوي براي استرس زايي و اضطراب خاطر باشد ، كه به سراغ فرد در اين لحظات مي‌آيد ، و اگر وضع به همين منوال ادامه پيدا كند و در يك يا چند مورد از پرزنت هايش موفق نباشد ، اين عامل به مرور زمان به شكست نهايي او منجر خواهد شد ، وكاملا گوشه نشين خواهد شد .

واز طرف ديگر در مقابل سرشاخه‌هاي خود از اين كه فردي را جذب نكرده ، دايم در فشار است و همچنين از اين جهت كه آنها باعث وباني گرفتاري او در اين منجلاب است احساس بد بيني ونفرتي به آنها پيدا مي‌كنند . واز اين جهت كه پول وسرماية آنها را سرشاخه‌ها بالا كشيده و كاري از دستشان ساخته نيست احساس سرخوردگي مي‌كنند .

تبعات ديني و مذهبي

در مورد تبعات ديني ومذهبي كه از نظر اسلام واحكام فقهي اين گونه اقدامات و به اصطلاح فقهي معاملات وكسب درآمد چه حكمي دارد ؟

در اين زمينه به طور خلاصه ومختصر مي‌توان گفت كه اكثر قريب به كل فتاواي مراجع تقليد اين گونه معاملات را كه درآن مثمن كه همان جنس مورد معامله مي‌باشد و در دسترس هم نيست ، باطل مي‌دانند . با اينكه احتمال قوي وجود دارد كه جنس به هر دليل سر موعد مقرر به دست مشتري نرسد و در اكثر موارد تقلبي نيز باشد.

واز باب اينكه پيامد اينگونه معاملات ضرر جدي به اندوخته‌ها وسرمايه‌هاي كشورهاي اسلامي است ، آن را از باب ضرر ثانوي وبر اساس نفي تسلط كفار بر مسلمانان ، باطل مي‌دانند . چون پيامد نهايي آن انتقال سرمايه‌هاي مسلمين به جيب شركتهايي است كه هيچ گونه منافع اقتصادي براي كشور مسلمان تامين نمي‌كند .

ودرثاني كاملا آشكار است كه پول رسيده به دست سرشاخه‌ها ، از جيب شركت نمي‌باشد ، واصلا شركت در اين ميان غير از اجناس مصرفي خود ، چيزي براي عرضه ندارد ، و هرچه هست از اين گونه سرمايه‌هاي اندك و جزء مي‌باشد . 

وطبق آخرين استفتائاتي كه از مراجع تقليد شده است دقيقا از اين گونه شركت‌ها نام برده شده و معامله و فعاليت براي اين گونه شركت‌ها را حرام و باطل دانسته اند.[3]

لازم است اين نكته را نيز در پايان خاطر نشان نماييم كه اگر معامله‌اي باطل باشد ، تصرف در مال وپول آن شرعاً جايز نمي‌باشد .كه در اين جا چون پول از فرد مسلماني است كه با واسطة و اجازة شركتِ مورد نظر، شما اجازه پيدا كرده‌ايد در قسمتي از پول او تصرف كنيد ، وچون اصل معامله با شركت باطل است ، لذا شما نمي‌توانيد در آن پول نيز تصرف كرده وصاحب آن پول باشيد . ودر فرض بطلان معامله ، ثمن و مثمن به صاحبان اصلي‌اش برمي‌گردد ، ونوبت به سرشاخه نمي‌رسد كه از طرف شركت مبلغي را به عنوان حق پورسانت براي خود بردارد .

تتمه

در پايان با توجه به رسالتي كه احساس مي‌شد اين مطالب  ضروري بود كه مي‌بايست گفته مي‌شد ، چون سيستم اين شركت‌ها به گونه‌اي طراحي شده است كه اگر اطلاعات كافي نداشته باشيم به راحتي در دام آنها گرفتار خواهيم شد ، واز سوراخي گزيده مي‌شويم كه اصلا انتظارش را نداريم . وسيستم به نحو زيركانه‌اي از طريق صميمي‌ترين افراد براي به دام انداختن افراد ديگر كه دوستان صميمي فرد مي‌باشند اقدام مي‌كند .وبا توجه به سيستم هرمي كه دارد همة افراد را براي به دام انداختن افراد جديد كاملا متحد و يك صدا مي‌كنند ، چون از به دام انداختن فرد جديد به همان مقدار يا بيشتر سود به افراد بالا‌دست نيز مي‌رسد.

و خيلي شنيده شده است كه افراد به طمع سود بيشتر و پيدا نكردن زير‌شاخه براي خود حاضر شده‌اند مبالغ بيشتري بپردازند .و به اصطلاح آنها چند سهم خريده باشند ،كه بدين ترتيب بيشترخود را درگير كرده است ، وآدم را ياد آن جوك قديمي مي‌اندازد كه فردي كله‌ وپاچة گوسفندي را از بازار خريده بود وبه خانه مي‌برد كه در راه ،كلة گوسفند داخل جوي آبي افتاد ودر وسط جوي گير كرد ، وفرد ساده‌دل دسته‌اي علف به دست گرفته بود ! وبه طرف كلة بريدة گوسفند گرفته بود و(تيخ تيخ) مي‌كرد ! تا بلكه كلة بريده علف‌ها را ببيند و از آب بيرون بيايد ! ، تا اينكه فرد هوشيارتر از او از راه رسيد و به او گفت : سادة خدا اين حيوان زبان‌بسته كه پا ! ندارد تا بتواند ازآب بيرون بيايد پا‌هايش را هم داخل آب بينداز تا بتواند بيرون بيايد !!

حالا در ميان ما هم افرادي پيدا مي‌شوند كه وقتي نمي‌توانند اصل سرماية خود را بيرون بياورند ، باز هم سهم مي‌خرد و حق عضويت مي‌دهند تا .....نمي‌دانيم چه چيزي به دست بياورند ؟

      پی نوشتها


.[1] رياضيات زنده ، ياكوو ايسيدورويچ پرلمان، ص146-142

[2] .مجله دانش‌پژوه، سال پنجم، شماره سي و هشتم، تير 85 ، ص6 -9

[3] .براي مطالعه بيشتر ر.ك: بازاريابي شبكه‌اي يا كلاهبرداري مرموز اثز حجه‌الاسلام ابوالقاسم عليان‌نژاد دامغاني نشاني كتاب:

WWW.makaremshirazi.org/books/persian/network