تاريخ هجري شمسي

    معرفي انجمن

  جرعه ای از زلال وحی

   درمحضراهل البیت(ع)

   نشریه پیام یاسین

   مقالات

    گزارشات

   اخبار

   تحلیل ها

   افغانستان

  ارزگان خاص

   همایشها

   گفتار بزرگان

   مهاجرین

   پرسش و پاسخ

   مشاوره

   طنز

    گالری عکس

    پیوندها

    ارتباط با ما

 

  آمارسایت

 

پیام یاسین مقالات اخبار پرسش و پاسخ ارزگان خاص صفحه نخست
يس * وَ الْقُرْءَانِ الحَْكِيمِ

 

عنوانهای دیگر شماره ششم و هفتم:

» سرمقاله: سخن اول

» امام علی (ع) از دیدگاه مستشرقان

» اولی الامر امامان اهلبیت (ع)

» قرآن، هدایت گری؛ جامعیت

» تاملی در پیمان استراتژیک افغانستان و امریکا

» افغانستان و عراق با تحولات همسو

» نقش احزاب سیاسی در افغانستان

» جایگاه شورا از دیدگاه اسلام

» تاملی تازه در باب اراده

» معراج و علوم طبیعی

» بیا ای آخرین طوفان (به مناسبت 15 شعبان)

» گزارشی از: همایش علمی افغانستان و انتخابات شورای ملی

» گزارشی از جشن میلاد نور (میلاد حضرت ولی عصر عج )

» اخبار کوتاه

 

 

امام علی (ع) از دیدگاه مستشرقان

 مقدمه

خوش‌تر‌‌‌‌‌آن ‌‌‌‌‌باشد كه سر‌‌‌دلبران

گفته آيد  در حديث  ديگران

امام‌علي (ع) يگانه الگوي انسانيت و شجاعت و صلابت  و تقوا، بعد از پيامبر، عاشقانه و مظلومانه و سر ‌فراز مدتيرادر ميان لجوج‌ترين  و كنيه‌ جو‌تر ين  انسان‌ها،زيست و درهدايت آنان بسيار كوشيد و براي مصلحت اسلام و سرفرازي دين خدا از جان مايه گذاشت و خون دل خوردو خار در چشم و استخوان درگلو، با فرقي شكافته در محراب عبادت،" فزت برب الكعبه" را عاشقانه صدا زد وپرواز ابدي خود را براي وصال به معبود، آغاز كرد.

اما امروزه بعد از چهارده و اندي قرن از           سرگذشت‌تاريخي و اسطوره‌اي آن شهسوار اسلام  مي‌گذرد و چه بسا با تمام كتما‌ن‌ها و حق كشي‌ها و تحريف‌هايي كه در حق‌‌‌‌ آن امام  بر حق، از سوي  جباران و منافقان ادوار گذشته و حال صورت گرفته است. هستند انسان‌هايي كه با چراغ علم و آگاهي  و تدبر، پاي در كشف حقيقت  گمشده در زندگي‌هاي اين ابرمردان گذارده اند.كم نيستند، افرادي مثل" جرج جرداق" مسيحي و "كار لايل" انگليسي  و" گا‌بريل" فرانسوي  و ... كه با تمام محدوديت‌ها و دشواري‌ها، با سير و تعمق در احوال اين ابر مرد تاريخ بشريت، به بزرگي و عظمت و اوج شكوه انسانيت آن امام همام، بدون هيچ گونه ادعا و جبر و انگيزه‌اي، اعتراف و اقرار كرده اند، اگر چند آنان بعدزماني و مكاني بسيار طولاني با آن حضرت،داشته با اين حال اينگونه اعترافاتي دارند،که جاي مطالعه و درنگ وتامل دارد.

ما ‌‌‌در اين مختصر كوشيده‌ايم كه قطره‌اي از اين اعترافات و نظرات ناب را  درتوصيف شخصيت والاي امام علي (ع) به محضرشما تقديم كنيم.

انشاءالله، در فر‌صتي ديگر، اشار‌اتي مختصر به شبهات آنان در اصطلاح مستشرقان، دانشمندان و محققان غربي و غير مسلماني مي‌باشد كه در احو‌‌‌‌‌ال و موضوع‌هاي مختلف مشرق زمين بالاخص در موضوعات مختلف دين مبين اسلام، اظهارنظركرده‌ اند.

امام علي (ع) از ديد گاه مستشرقان

امام علي (ع) از ديد گاه مستشرقان مستشرقان غير مسلمان در مورد امام علي (ع) دو دسته نظريات ارائه كرده اند، يكي ديدگاه‌هاي مثبت و درست وديگري،ديدگاه‌هاي منفي و نادرست. وما‌ دراين تحقيق به طور خلاصه به ديدگاه‌هاي مثبت آنان مي‌پردازيم و بعد ديدگاه‌هاي  منفي آنان را نيز ذكر مي‌كنيم.

ديد‌گاه‌هاي مثبت  

محل تولد

آنان به عظمت محل تولد امام علي (ع) كه همانا خانه كعبه باشد، اعتراف دارند و اين فضل و بر تري بي بديل را براي آن حضرت قبول دارند و مي‌گويند: علي(ع)بود که دربيت مقدس كعبه سال 600 ميلادي به دنيا آمد، مكاني كه از ابتداي بناي آن در هزاران سال پيش كسي در آن متولد نشده ‌‌بود.علي (ع‌‌‌‌‌‌‌)نخستين بار بر روي محمد(ص)، كه وي را آغوش گرفته بود‌‌‌‍‍‌‍‍‍و نوازش مي‌داد، چشم گشود[1].«  و همين اعتقاد را جرج  جرداق مسيحي نيز قبول داشته و معترف به آن مي‌باشد[2].

مهد علي (ع)

در مورد پرورش و مهد علي (ع) مي‌نويسند: اولين شستشوي علي به دست محمد انجام گرفت... در كودكي محمد، علي را در دامن خود مي‌نشاند و غذايش را مي‌جويد و به علي مي‌خوراند، و غالبا او را در كنار بستر خود مي‌خواباند ... علي تحت توجهات شخصي محمد پرورش يافت و از اخلاق و صفات عالي او بهره برد[3]. جرج جرداق گويد: مسلمانان نخست صدر اسلام به خدايان قريش سجده مي‌كردند، در حاليكه نخستين سجده علي براي خداي محمد بود. اين اسلام فردي است كه امكان يافته تا بر پايه نيكي و پرورش پيامبر اسلام رشد و نمو كند، تا پس از او پيشوايي درستكار و داد گستر باشد[4].

 شناخت علي (ع)

در مورد شناخت علي (ع) نسبت به پيامبر اسلام "جان نور منهالتر" مي‌نويسد: فاطمه بنت اسد چنين احساس مي‌كرد كه هرگاه محمد به ديدن او مي‌آيد، جنيني كه در شكم اوست او را وادار مي‌سازد براي احترام بپا خيزد، آن جنين هر گز اجازه نمي‌داد در حضور پيامبر چشم از او بر دارد ... و فاطمه نمي‌دانست چه قدرتي او را بر آن ... مي‌داشت تا بي درنگ در برابر محمد كه اكنون حدود سي سال داشت (و از او كوچكتر بود) ، از جاي خود بر مي‌خيزد[5].

 عده اي ديگر از مستشرقان غير مسلمان، به اولين مومن و مسلمان بودن حضرت، گواهي داده اند، از آن جمله"اليور گيو"[6] و "كار لايل "انگليسي[7] و" گابريل" فرانسوي[8] و دكتر جرج جرداق مي‌باشند.

جرج جرداق مي‌گويد: پس از آنكه در غار حراء وحي بر محمد نازل گرديد، نخستين كساني كه به او ايمان آوردند و با او به نماز بر خواستند همسرش خديجه و علي بودند[9].

 دوستي وبرادري با رسول خدا

»روكس« درمورد محبت و دوستي رسول خدا با علي (ع) از عايشه نقل مي‌كند كه از او ـ عايشه ـ سئوال شد كه رسول اسلام چه كسي را دوست مي‌داشت؛ گفت: فاطمه زهرا، و سئوال شد از مردان چه كسي را بيشتر از همه دوست مي‌داشت، گفت: شوهر فاطمه يعني علي بن ابي طالب را [10]«.

»ادوارد گيبون« در مورد برادري پيامبر با مولي علي (ع) مي‌نويسد: محمد براي آنكه تخم نفاق را از ميان بر دارد به تدبير و حكمت، از ميان مهمترين پيروان خود جفت جفت ايشان را برادر هم خواند و براي آنان حقوق و تكاليفش تعيين كرد، و چون علي را همشأني نماند، پيامبر محبانه گفت: كه من هم رفيق و برادر اين تازه جوان و بزرگوار[11] «

جرج جرداق مي‌گويد: هيچ كدام از محدثين و راويان در اين اختلاف ندارند كه پيامبر اسلام، بسيار اتفاق افتاده كه به علي (ع) نگريسته و فر موده: كه اين برادر من است[12].

»رسولخد ايك نوع برادري خاص  نسبت به  علي(ع) احساس مي‌كرد و اين برادري در تار و پود وجود علي نيز ريشه دوانيده بود. همچنين پيامبر اسلام نظرها را به عظمت، انسانيتي كه در شخصيت علي متجلي بود، و اينكه او نيكو‌ترين و شايسته‌ترين فردي است كه مي‌تواند پس از پيامبر اسلام,شرايط رسالت بجاي آورد، متوجه ساخت[13].

علم‌دار وهمراه پيامبر

در موارد علم داري علي (ع) جرداق مي‌نويسد: »پرچم محمد در هر جنگ و پيكاري با علي بود ،جنگ آوري و شهامت او، خون او، دل و ز بانش، همه وقف پسر عمويش، پيامبر اسلام و پيروزي رسالت او بود، كه در دلاوري‌هاي شرافتمندانه‌اش هنگام نبرد با دشمنان محمد آنرا به خوبي نشان داد. در جنگ خندق، جنگي كه  در آن ترس  ياران محمد را فرا گرفته و دلهايشان متزلزل بود و بهترين يارانش به او پشت كرده بودند، چون كوه استوار در برابر بزرگان و سران رزمنده قريش ايستادگي كرد. علي بود كه در آن جنگ، آنان را به پيروزي مسلمين مطمئن و به شكست دلاوران و سران رزمنده قريش اميد وار ساخت[14]«.

گابريل فرانسوي مي‌نويسد: علي چه  در زمينه مذهبي و چه در زمينه نظامي دستيار با وفا و صميمي پيامبر بود، و دشوار‌ترين مأموريتها را بدين منظور مي‌پذيرفت تا بيش از بيش صداقت و دلبستگي خود را نسبت به عمو زاده و رهبرش ابراز نمايد، آري علي حتما هارون موسي جديد مي‌بود[15].

ساواراي محقق فرانسوي« راجع به همراهي علي با پيامبر اسلام مي‌نويسد: » محمد مي‌دانست كه علي داراي قلبي پاك و روشن است ، بدين جهت او را در تمام كارهاي خويش شركت مي‌داد و علي هم نسبت به ولي نعمت خويش ارادت و محبتي خاص داشت، وقتي پيام آسماني محمد را شنيد، بدون حرف آنرا پذيرفت و قسم ياد كرد كه در راه ايمان به خدا، جان خود را فدا نمايد[16]«.

امامت امام علي (ع)

اهتمام پيامبر اسلام براي وصايت و امامت امام علي (ع) همراه با اعلان نبوت آغاز شد و تا ر حلت ملكوتي آن حضرت ادامه داشت، از ايام سرسخت مكه گرفته تا ميدان احد و نبرد خيبر و واقعه به ياد ماندني غدير‌‌خم، و سراسر حيات آن حضرت، بناي پيامبر بر اعلان و تثبيت و لايت و وصايت و تبيين مقام بلند علي (ع) بود.

 عده‌اي از مستشرقان به دقت حوادث صدر اسلام و عظمت علي (ع) نزد رسول خدا را به خوبي به ياد دارند و به آن اقرار و اعتراف دارند، لذا فرازهاي بلندي از زندگي پيامبر را كه به موضوع امامت و ولايت، امام علي (ع) ارتباط داشته و تصريح به آن شده است در كلمات و آثار خود به عينه بيان داشته‌اند. و از دعوت ذي العشيره شروع مي‌نماييم.

گابريل فرانسوي پس از تفصيل جريان دعوت سران قبيله قريش و خويشاوندان  پيامبر، از زبان مولي علي (ع) در دومين دعوت آن حضرت، مي‌نويسد:

پيامبر آنها را دو باره دعوت كرد ... پس پيامبر رشته سخن را بدست گرفته رسالت خود را چنين ابلاغ كرد ... خدا به من امر فرمود كه شما را به سوي او بخوانم، كيست از ميان شما كه همكاري و برادري و جانشيني مرا قبول نمايد ؟ علي چنين مي‌فرمايد: بدين پرسش حضار پاسخي جز سكوت ندادند و آن گاه من فرياد بر آوردم؛ اي فرستاده خدا، من همكاري، برادري  و جانشيني تو را قبول ميكنم، و پيامبر از قفايم گرفته، فرمود: اين (علي) برادر و وصي من است، از او حرف شنوي داشته باشيد و اوامرش را اطاعت نماييد. مدعوين پراكنده شدند در حاليكه با تمسخر به پدرم گفتند: به تو امر مي‌كند كه از پسرت اطاعت كني[17].

"يوگني ادوريچ" در تاليف خود، »تصوف و ادبيات تصوف« به قضيه دعوت ذي العشيره اشاره كرده و مي‌گويد: پيامبر اكرم در ياس و نا اميدي خطاب به سران قريش فرمود: كيست از ميان شما كه مرا در اين امر (نبوت) ياري دهد تا برادر، وصي و جانشين من در ميان شما باشد ؟ هيچ كس پاسخي نداد و سكوت وحشتناكي به سايه خود افزود، تا اينكه علي (ع) فرمود: من يا رسول الله، مدد كار شما خواهم بود و دشمن ، دشمن شما خواهم بود، پيامبر دست علي را گرفت و فرمود: انت اخي و وزيري و وصي و وارثي و خليفتي من بعدي [18]«.

يكي از فرامين گهر بار پيامبر حديث منزلت است كه پيامبر آن را در مواقع متعدد، در شان امام علي (ع) ايراد فرموده است. كه اين امر، هم از ديد خاور‌شناسان مخفي نمانده است.

گابريل مي‌نويسد: پيامبر قبل ا ز غزوه تبوك خطاب به علي (ع) فرمود: اي علي آيا راضي نيستي كه همان سمتي را كه هارون نسبت به موسي داشت با من داشته باشي ؟  اما بدان كه بعد از من پيامبر ديگري به رسالت مبعوث نخواهد شد. و همانا تو نسبت به من همان سمتي را خواهي داشت كه هارون با موسي داشت[19].

غدير‌خم و ولايت علي(ع)

واقعه مهم و تاريخي غدير‌خم هيچ گاه از ديد مستشرقان مخفي نماند و صريحا اقرار داشته اند كه پيامبر در‌ آن روز، امير المومنان علي (ع) را به ولايت و جانشيني خود برگزيده است.

» دونالد سون« مي‌نويسد: هجدهم ماه ذي الحجه عيد غدير است و گفته كه رسول‌‌ اسلام دهم هجري بعد از باز گشتن از حجه الوداع به مقام خم رسيد و علي را برادر خود خواند و فرمود: علي نسبت به من مثل هارون به موسي است، بار الها ، دوست بدار كسي را كه علي را دوست بدارد و دشمني كن با كسي كه با علي دشمني كند، ياري كن كسي را كه علي را ياري كند[20].

"ساواراي" فرانسوي هم در اين باره مي‌نويسد: .. در روز حجه الوداع، پيامبر علي را با دست بلند كرد و به مردم نشان داد و او را به جانشيني خود معرفي و معين كرد[21].

"كولار‌سكو"  نيز مي‌گويد: كمي پيش از رحلت پيامبر، در حين مراجعت از آخرين زيارت كعبه، حضرت محمد جبرييل را ديده بود كه از جانب خدا پيام آورده است، بدون فوت وقت جانشين خود را معين و معرفي كند، پيامبر دستور داد كاروان را در محلي موسوم به غدير‌خم متوقف گردانند. او خود بالاي جايگاه بلندي كه از جهاز شترها، ساخته بودند رفت و كمر دامادش را گرفت و براي معرفي به جمعيت بلندش كرد، آنگاه چنين گفت: »من كنت مولاه فهذا علي مولاه« بعد از سخنان محمد آن عده  از روساي  قبيله‌هاي عرب كه در آن مجلس حاضر بودند، جلوتر آمدند تا بعنوان بيعت، دست در دست علي بگذارند[22].

امام علي (ع)  شايسته خلافت

در تجليل و توصيف از علي نسبت به خلافت » يوهان ياكون راسيكه« مي‌گويد: علي بن ابي طالب سزاوار --ترين كسي  بوده است كه مي‌بايست پس از پيامبر به خلافت مي‌رسيد، ولي از اين حق براي حدود 24 سال محروم گرديد. علي بهترين زمامداري است كه جهان اسلام به خود ديد ه است[23].

»همبر« به عظمت علي (ع) در مورد امامت و خلافت معترف است و مي‌گويد: به گمان من، در مورد خلافت علي، حسن و حسين، حق با شيعه است، زيرا بر اساس بررسي‌هاي من، علي ويژگيهاي والاي داشت كه او براي رهبري امتياز مي بخشيد و بعيد نيست كه پيامبر، حسنين را نيز به عنوان امام معرفي كرده باشد و اين را اهل سنت نيز انكار نمي‌كنند[24]

.»جان نورمن هاليتر« آورد ه است كه علي در مقام خلافت به تاريخ تعلق دارد، و در مقام امام به عالم تشيّع تعلق دارد. و در اين عالم شخصيتي بر جسته و برتر از همگان دارد، غالب اهل سنت نيز اين نكته را مي‌پذيرند، كه او معناي وصي و وارث پيامبر بود[25].

 پي‌نوشت‌ها :


[1]  - جان نور من هاليستر؛ تاريخ تشيع در هند، ص 17.مترجم‌:آزر ميدخت مشايخ فريدني، انتشارات مرکز دانشگاهي،ط1373 ش تهران.

[2]  - دکتر جرج جرداق ، امام علي صداي عدالت انسانيت،ج 1، ص 47،مؤسسه انتشاراتي فراهاني،1379 ،مترجم سيد هادي خسرو شاهي.

[3]  - جان نورمن،مقاومت شکننده تاريخ تحولات اجتماعي ايران ص 18... مترجم احمد تدين مؤسسه خدمات فرهنگي رسا ،1377،.

[4]  -- دکتر جرج جرداق، همان، ج 1، ص 18.

[5] -- جان نور من هاليستر، همان،ص20.

[6] -کونستان ويژيل گيورگيو،محمٌد پيامبري که از نو بايد شناخت ص72، مترجم ذبيح االله منصوري، انتشارات مجله خواندني‌ها، 1344،.

[7] -کارلايل،زندگاني محمٌد، مترجم ،زنجاني.ص 42.

[8] -گابريل آنکيري،شهسوار اسلام ،، ص3 مترجم کاظم عبادي، انجمن تبليغات اسلامي تهران.

[9] - دکتر جرج جرداق ، همان،ج1،ص21.

[10] -روکس بن زائد ،الامام علی اسعدالاسلام وقديسه ، ص‌‌111،دارالکتب العربي ،بيروت،1979،ط دوم

[11] - ادوارد گيبون ،انحطاط امپراطوري روم،ج3،ص1144 ، مترجم فرنگيس شادمان ،بنگاه نشر وترجمه کتاب ،1353.

[12] - دکتر جرج جرداق ، همان،ج1،ص66.

[13] - دکتر جرج جرداق ، همان،ج1،ص67.

[14] - دکتر جرج جرداق ، همان،ج1،ص69.

[15] - گابريل آنکيري، همان،ص29.

[16] -ساراواي،محمد ستارهاي که در مکه درخشيد ، ص29 ،مؤسسه مطبوعاتي فرخی ،1349، ،

[17]- گابريل آنکيري،، همان،ص5.

[18] - يوگني ادوريچ برتلس، تصوف و ادبيات تصوف، ص 86، مترجم سيروس ايزدي ، مؤسسه انتشارات امير کبير ،ط اول، تهران ،.

[19] - گابريل آنکيري، همان،ص35.

[20] -دونالدسون،عقيده الشيعه ص 25،تعريب ع.م. مؤسسه المفيد،1990،بيروت.

[21] - ساراواي،محمد ستارهاي که در مکه درخشيد، همان،ص26.

[22] -کولارسکو، مردم وديدنيهاي ايران ص175،‌مترجم غلامرضا سميعي ،1363،تهران،.

[23] - ،يوهان ياكون راسيكه، دايره المعارف مستشرقان،ص286.

[24] -همبر،دستهاي نا‌پيدا‌،مترجم احسان قرني،‌نشر گلستان‌ کوثر ،1376،ص24.

[25] - جان نور من هاليستر، همان،ص24