تاريخ هجري شمسي

    معرفي انجمن

  جرعه ای از زلال وحی

   درمحضراهل البیت(ع)

   نشریه پیام یاسین

   مقالات

    گزارشات

   اخبار

   تحلیل ها

   افغانستان

  ارزگان خاص

   همایشها

   گفتار بزرگان

   مهاجرین

   پرسش و پاسخ

   مشاوره

   طنز

    گالری عکس

    پیوندها

    ارتباط با ما

 

پیام یاسین مقالات اخبار پرسش و پاسخ ارزگان خاص صفحه نخست
يس * وَ الْقُرْءَانِ الحَْكِيمِ

 

عنوانهای دیگر شماره چهارم و پنجم

» یادداشت اول: خطر گسترش فحشا در کشور

» انتظار بشر از دین 4

» نگرش قرآنی به مسأله شفاعت

» حادثه کربلا از دیدگاه اهل سنت

» حدود آزادی بیان در اسلام

» دعا در آیینه فلسفه و دین

» نقش زن در ارتقای معنوی جامعه از دیدگاه امام خمینی (ره)

» ترنم شعر

» انتخابات پارلمانی و

 مشکلات فراروی آن

» امام خمینی (ره) و

 شیعیان افغانستان

» مشرعیت سیاسی در افغانستان

» زیان مؤسسات غیر دولتی

» بحران جهانی دوران پس از جنگ سرد و نقش رسانه ها

» اخبار

 

 

 نقش زن در ارتقاء معنوی جامعه از دیدگاه امام خمینی (ره)

صالحه شریفی

مقدمه:

انسان از ديدگاه اسلام داراي دو بعد مادي و معنوي است. هدف انسان از آفرينش رسيدن به كمال و سعادت نهائي مي‌باشد و از اين كمال نهايي انسان كه متعلق به بعد معنوي مي‌باشد، در قرآن به مقام «عند اللهي» تعبير شده است. رسيدن به اين مقام منوط به پيمودن صراط مستقيمي است كه خداوند تعيين نموده است و در پيمودن اين راه، انسان ناگزير است كه از جامعه عبور كند، زيرا كسب بسياري از كمالات تنها با حضور در ميان جامعه و اجتماع امكان پذير است. حال اگر اين جامعه آميخته با امور معنوي باشد، انسان سريعتر و آسانتر به كمال مي رسد.

علاوه بر اين، معنويات در سرنوشت جامعه نقش تعيين كننده‌اي دارد. امام خميني(س) در خصوص ضرورت وجود معنويات در يك اجتماع، چنين مي فرمايند :

«آقايان محترم! خانم‌‌هاي محترمات! نداي اسلام را لبيك بگويند. اسلام براي تأمين علف نيامده، اسلام براي تأمين معنويات آمده است، همه‌اش فرياد از ماديات نباشد، که بر خلاف مسلك اسلام است. معنويات اگر تحقق پيدا كرد، مادیات به دنبالش هست. اسلام ماديات را به تبع معنويات قبول دارد، ماديات را مستقلا ً قبول ندارد . اساس، معنويات است؛ يك كشور با معنوياتش كشور است[1]».

جامعه همانند انسان داراي جسم و روح مي‌باشد. جسم جامعه، همان بعد ظاهري اجتماع و فعل و انفعالات عيني جامعه است. روح جامعه، معنويات و گرايشات ديني و الهي افراد جامعه است. جامعه بدون معنويات مانند كالبد بدون روح است و افراد آن جامعه نيز، افراد مقيد و متعهد به اهداف جامعه نيستند. مطمئناً اين جامعه و اعضايش هيچگاه به سر منزل مقصود و اهداف متعالي‌اش نخواهد رسيد. البته در اينجا منظور از امور معنوي، امور معنوي براساس معيار دين مبين اسلام مي باشد، كما اينكه منظور ما از جامعه، يك جامعه اسلامي و مسلمان است.

زن به عنوان نيمي از جامعه انساني، نقش مهمي در بالا بردن معنويات در جامعه دارد و نيمي ديگر جامعه را كه مردان تشكيل مي‌دهد، در دامان همين زنان درس زندگي مي‌آموزند. اهميت نقش زن در ارتقاء سطح معنويات در يك جامعه از اينجا روشن مي شود. عملا ًنيز مشاهده مي‌شود كه زنان به علت داشتن روح لطيف و عاطفي‌تر نسبت به مردان، گرايش بيشتر و عميق‌تري به امور معنوي دارند و اگر اين گرايش به عنصر تعقل زيبنده شود، سعادت زن و جامعه را تضمين مي‌كند.

به علت اهميت معنويات در يك جامعه و همين طور اهميت نقش زن، بر آن شديم تا تحقيقي پيرامون نقش زنان در ارتقاء معنويت جامعه داشته باشيم و بهتر ديديم كه اين مسأله را از ديدگاه حضرت امام خميني(س) بررسي نمائيم و دريابيم كه از ديدگاه اين رهبر عاليقدر و فرزانه، زن چه جايگاهي در جامعه و چه نقشي در پيشبرد جامعه به سوي معنويات دارد.

جايگاه زن در انديشه امام(س)

امام خميني (س) همانگونه كه در مسائل مختلفه، ديدگاه‌ها و نظرات روشن و سازنده‌اي داشتند و هم اكنون با گذشت 15 سال از رحلت ايشان، به بررسي آراء و انديشه‌هاي آن حضرت در مسائل مختلف پرداخته مي‌شود، در مورد زن و اهميت نقش زن نيز، نقطه نظرات و ديدگاه‌هاي جامعي براساس جهان‌بینی مكتب اسلام دارند.

فهم جايگاه انسان و به تبع آن جايگاه و نقش زن مسلمان، در گرو شناخت جهان بيني اسلامي است. امام راحل جزو معدود كساني بودند كه به اين جهان بيني، كاملاً دست يافته و به جايگاه والاي شخصيت زن پي برده بودند .

«مقام زن مقام والاست، عاليرتبه هستند، بانوان در اسلام بلند پايه هستند[2]».

در دوران حكومت پهلوي، همچون عصر جاهليت، شخصيت زن در زير چرخ‌هاي بي‌عدالتي و تبعيض در حال خرد شدن بود و زن همانند ملعبه‌اي در دست هوس‌رانان قرار گرفته بود. از نظر شاه، زن مي‌بايست فريبا باشد. در واقع زن فريبا، نسخه بدلي و استعاري از تصوير زن در جامعه غربي بود؛ كه در آن كرامت و شخصيت واقعي زن در مسلخ فلسفه مادي غرب قرباني شده بود.

امام خميني هوشيارانه، نقش زن فريبا را در ابتذال جامعه و از خود باختگي جوامع اسلامي، به خوبي درك نمودند و در برابر اين توطئه زيركانه و تا حدودي تلطيف شده، قاطعانه ايستادند و با آن مقابله نمودند و در اين راستا به احياء شخصيت زن مسلمان پرداختند. و در چهار چوب جهان بيني توحيدي و مقام انساني زن كه خليفة الله و صاحب كرامت و معنويت است؛ به تبيين جايگاه و نقش زن در اجتماع پرداختند.

امام(س) هدف خود را از احياي شخصيت زن اينگونه بيان مي دارد: «ما مي‌خواهيم زن به مقام والاي انسانيت خودش باشد، نه ملعبه در دست مردها باشد و نه ملعبه در دست اراذل[3]».

بيان شد يكي از مهمترين اقدامات و اهداف انقلابي امام (س) احياء شخصيت زن مسلمان بود؛ حال بايد ديد، چرا امام(س) به اين مسئله توجه زيادي مبذول داشتند و كوشش نمودند كه شخصيت و هويت يك زن مسلمان را بيان نمايند و زنان را از مقام و مرتبه خودشان آگاه سازند؟

در پاسخ به اين پرسش بايد گفت كه: اصرار و تأكيد امام براي احياي شخصيت زن، بدان جهت است كه ايشان معتقد بودند در جامعه اگر زنان در جهت حفظ حقوق و آگاهي و صيانت از حريم حجاب و عفاف خود بكوشند، از درون اين جامعه مرداني پديد مي‌آيند كه هيچ‌گاه امكان رشد و ظهور افرادي همچون رضاخان‌ها و محمدرضاشاه ها و... بوجود نخواهد آمد.

اگر امام به رشد و تعالي وكمال زن بها مي‌داد از آن جهت بود كه ايشان زنان را موجب رشد و تعالي جوامع و ملت‌ها مي‌دانستند و يقين داشتند كه اگر نقش مهم و خطير انسان سازي زنان در يك جامعه به ابتذال و انحطاط كشيده شود، مطمناً آن جامعه و افرادش به انحطاط و نابودي كشيده مي‌شوند.

«اگر زنان شجاع وانسان‌ساز از ملت‌ها گرفته شوند، ملت‌ها به شكست و انحطاط كشيده مي‌شوند[4]».

در جايي ديگر، امام (س) تعبير زيبا و جامع‌تري را در رابطه با نقش زنان در پيشبرد جامعه بسوي تعالي و كمال دارند. ايشان مي‌فرمايند:

 «زن مظهر تحقق آمال بشر است[5]».

وقتي حضرت امام (س) زن را مظهر تحقق آمال بشر مي‌دانند، اين عبارت بار معنوي عميقي را در خود دارد. انسان اشرف مخلوقات است و اين شرافت، مردان و زنان را توأمان شامل است، جاي سؤال است كه انسان با داشتن چنين جايگاهي، چه خواسته‌‌ها و آمالي دارد كه زن در ظهور و بروز آنها نقش پيدا مي‌كند. آيا جز اين است كه هدف يك جامعه سالم رسيدن به كمال و دستيابي به فضايل انساني مي باشد؟ آيا آمال يك جامعه اسلامي غير از آن است كه بال و پر معنويت در جامعه گسترانيده شود و به واسطه آن راه براي حركت به سوي مقام قرب الهي هموار شود؟

زن در ديدگاه امام ‌‌‌(س) در مرحله اول به عنوان يك انسان و سپس به عنوان يك مادر، نقش برجسته‌اي در ترقي و توسعه معنويات در اجتماع دارد. امام (س) شروع صلاح و فساد يك جامعه را از دامن زن به عنوان يك مادر مي‌داند:

«نقش زنان در عالم از ويژگي‌هاي خاصي برخوردار است. صلاح و فساد يك جامعه از صلاح و فساد زنان در آن جامعه سرچشمه مي‌گيرد. زن يكتا موجودي است كه مي‌تواند از دامن خود افرادي به جامعه تحويل دهد كه از بركاتشان يك جامعه، بلكه جامعه‌ها به استقامت و ارزش‌هاي والاي انساني كشيده مي‌شوند، مي‌تواند بعكس آن باشد[6]».

با روشن شدن نقش زن در سعادت و شقاوت جوامع انساني  در انديشه امام (س)، اينك به بررسي برخي از فاكتورهايي مي‌پردازيم كه از نظر امام(س) در گرايش زنان به معنويت و رشد امور معنوي در زنان و به دنبال آن در جامعه مؤثر و ذي نقش است.

از نظر امام (س) براي اينكه زنان به ارزش‌هاي خود واقف شوند و به دنبال كسب كمالات انساني برآيند، مي بايست به تفهيم جايگاه و ارزش واقعي زنان پرداخت؛ در مرحله بعدي مي بايست به زنان الگوي كامل و عالي ارائه داد تا آنان جذب الگوهاي كاذب و القائي از سوي دشمنان نشوند. در گام‌هاي بعدي به تشويق زنان به تحصيل علم و تقوا مي‌بايست اقدام نمود و اهميت حجاب و تربيت فرزند را در سعادت و رشد جامعه براي بانوان مطرح ساخت و آنان را از خطرات فرا روي شان آگاه ساخت.

از جستار در ميان بيانات و فرموده‌هاي امام، فاكتورهايي بدست مي‌آيد كه از منظر ايشان در تكامل معنوي زنان و سپس جامعه نقش برجسته‌اي دارد. لذا در اين نوشتار به نكات محوري انديشه امام در اين راستا اشاره مي‌كنيم، هر چند كه عامل‌هاي ديگري نيز وجود دارد كه در انديشه امام (س) رگه‌هايي از آن را مي‌توان پيدا كرد، اما به طور كلي و به صورت كلان عوامل ترقي معنويات در جامعه به وسيله زنان عبارتند از :

خود باوري زنان

 امام خميني در راه درمان خود باختگي زنان فرهنگ سازي نموده و ارزش وجودي آنان را به ايشان گوشزد مي‌كردند و زنان را از جنس مرد و نه پايين‌تر، قلمداد مي‌نمودند. همين‌‌طور زنان را داراي قابليت كسب كمالات و سير الي‌الله مي‌دانستند.

«از براي زن ابعاد مختلفه است و چنانچه براي مرد و براي انسان. اين ورق صوري طبيعي، نازل‌ترين مرتبه انسان است و نازل‌ترين مرتبه مرد است. لكن از همين مرتبه نازل حركت به سوي كمال است. انسان موجود متحرك است از مرتبه طبيعت تا مرتبه غيب تا مرتبه فنا در الوهيت[7]».

امام با تأكيد بر امكان حركت معنوي از مرتبه طبيعت تا مرتبه غيب و فنا در الوهيت براي زن، خواهان رسيدن زنان به خود باوري بودند؛ زيرا در غير اين‌ صورت، زنان دچار خود باختگي و در نتيجه دچار بيگانه گرايي مي‌شوند. از محصولات اين غرب‌گرايي‌، كاهش روز افزون معنويات و غلبه ماديات بر جوامع بشري مي‌باشد و همچنين ترويج فساد و فحشاء و بالاخره شكست و انحطاط يك ملت.

امام همواره سعي داشتند ارزش‌هاي زن را جلوه‌گر سازند و ارزش واقعي زن را به او نشان دهند. در حقيقت ايشان در اين امر از پيامبر اسلام (ص) پيروي مي‌نمودند، زيرا رسالت پيامبر اكرم (ص) در ابتداي بعثت احياي هويت و دفاع از حقوق مظلومين و بويژه زنان بود. امام (س) از خدمت بزرگي كه اسلام به زن نمود، چنين ياد مي‌كند:

«اسلام مي خوهد كه زن و مرد رشد داشته باشند . اسلام زن ها را نجات داده است از آن چيزهايي كه در جاهليت بود. آنقدري كه اسلام به زن خدمت كرده است ، خدا مي داند به مرد خدمت نكرده است آنقدر كه به زن خدمت كرده. شما نمي دانيد كه در جاهليت زن چه بوده و در اسلام چه شده.[8]».

و در جايي ديگر در رابطه با مقايسه زمان ظهور اسلام و دوران حكومت پهلوي و ظلم و ستم‌هاي وارد شده در حق زنان، چنين مي‌فرمايند:

«مع الاسف زن در دو مرحله مظلوم بود و اسلام منت گذاشت بر انسان و زن را از آن مظلوميتي كه در جاهليت داشت بيرون كشيد و مرحله جاهليت مرحله‌اي بود كه زن را مثل حيوانات بلكه پايين‌تر از او در نظر می‌‌‌گرفتند، زن در جاهليت مظلوم بود. اسلام زن را از آن لجن‌زار جاهليت بيرون كشيد. در يك موقع ديگر در ايران ما، زن مظلوم شد و آن دوره شاه سابق و شاه لاحق بود، با اسم اينكه زن را مي‌خواهند آزاد كنند ظلم كردند به زن، زن را از آن مقام شرافت و عزت كه داشت پايين كشيدند، زن را از آن مقام معنويت كه داشت شئ كردند[9]».

 امام خميني (س) در جهت بالندگي و رشد و تعالي زن با تأكيد بر حفظ ارزش‌هاي اخلاقي و اسلامي، زنان را عناصر فعال و مترقي و رشديابنده به سوي كمال دانسته و او را به عنوان موجودي برتر از انديشه‌هاي استثمار گرايانه غرب مي‌دانستند؛ انديشه‌اي كه زن را به صورت يك كالا و شيء بازيچه مردان ساخته بود.

«اسلام به شما آنقدر احترام قائل است كه براي مردها نيست، اسلام شما را مي‌خواهد نجات بدهد، اسلام شما را مي‌خواهد از اين ملعبه‌اي كه اينها مي‌خواهند شما را ملعبه قرار بدهند نجات بدهد، اسلام مي‌خواهد شما را يك انسان كامل تربيت كند[10]».

گويا هدف امام (س) از ايجاد خود باوري در زنان، تحقق حديث «من عرف نفسه فقد عرف ربه» بوده است و رسيدن زنان به خود باوري را از جمله علل رويكرد زنان به گرايشات معنوي مي‌دانستند.

معرفي الگو

 يكي از شيوه‌هاي تربيتي خداوند در قرآن كريم، معرفي الگو براي انسان‌هاست. آنجا كه مي‌فرمايند: «لقد كان في رسول الله اسوة حسنه» (احزاب، 21). هدف اين است كه الگوي خوب و متعالي به مردم معرفي نمايد تا انسان‌ها به سراغ الگوهاي بدلي نروند. و از آنجايي كه امام خميني ‌(س) يك اسلام شناس واقعي است، از اين شيوه استفاده نموده و به اهميت موضوع الگوطلبي و الگوسازي و نقش شگرف آن در شكل‌گيري شخصيت زن و جهت دادن زنان، پي برده بودند. لذا سعي ايشان بر شناساندن الگوي كامل و جامعي از زن بود، تا زنان آن را بصورت سرمشق براي خود قرار دهند و با تأسي به آن، پيمودن راه سعادت و نيل به كمالات انساني تضمين شود.

امام خميني (س) با تأسي به انگاره‌هاي برتر اسلامي برخاسته از معارف قرآن، چهره و شخصيتي متعالي و ماورايي را در زن كشف مي‌كند كه بر مثل اعلاي زن، كه در اسلام حضرت زهراي اطهر (س) است، سازمان يافته است. اين شيوه نگرش، به امام فرصت مي‌دهد كه تمام آرمان‌ها و آمال برتر، اعم از وجود شناسي و چهره آسماني تا شخصيت زميني و ... و مهم‌تر از همه مقام، منزلت و شأن زن را تبيين كند؛ چرا كه امام براي تعريف زن به عروة الوثقي دست مي‌يازد كه هيچ كس را ياراي انكار آن نيست. امام (س) در اين انگاره‌ی برتر، حضرت زهرا (س) را بعنوان تصويري مثالي از شخصيت زن توصيف مي‌كند، ابعاد شخصيت او را مي‌كاود و نهايتاً به اين دليل كه زنان مي‌توانند «از خاك تا افلاك» به سوي او اوج بگيرند، «حجاب طبيعت را به كنار نهند و تا مرتبه غيب، فنا و الوهيت پيش روند»، لذا شايستگي هر گونه رشد و ترقي و منزلتي كه اين عبور را ميسر مي‌سازد، كسب مي‌كنند[11].

ايشان حضرت زهرا (س) را مظهر تحقق ارزش‌هاي والاي خليفةالله در جهان مي‌دانند و آن حضرت را انساني داراي مقام كرامت و معنويت مي‌پندارند.

«روز شرافتمند عنصر تابناكي كه زير بناي فضيلت‌هاي انساني و ارزش‌هاي خليفة الله در جهان است[12]».

امام (س) مي‌دانستند كه اگر زنان به الگوي واقعي زن تمسك جويند، هرگز از عزت و شرافت و پايبندي به اصول اسلامي جدا نخواهند شد و روز به روز بر كمالات باطني‌شان افزوده خواهد شد. و هرگز زنان به سوي فساد و بي‌بند و باري كشيده نمي‌شوند و در نتيجه جامعه نيز از صراط مستقيمي كه در پيش دارد، منحرف نمي‌شود، بلكه بر بار معنوي آن افزوده خواهد شد و افراد آن جامعه با سلامت روحي و اخلاقي به زندگي ادامه مي‌دهند. به اين دليل امام (س) زنان را به پيروي و سرمشق گرفتن از حضرت زهرا (س) و خاندان پيامبر (ص) تشويق مي‌نمودند:

«ما بايد سرمشق  از اين خاندان ‌[ خاندان پيامبر (ص) ] بگيريم. بانوان ما از بانوانشان و مردان ما از مردانشان، بلكه همه از همه آنها[13]».

امام (س) از اين امر آگاه بودند كه چنانچه الگوي صحيح و مناسب براي زنان ارائه نشود، وقتي از يك خانم جوان در مورد الگويش سؤال شود، الگوي خود را هنر پيشه ژاپني معرفي مي‌كند و موجب تأسف امام (س) مي‌شود:

با كمال تأسف و تأثر روز گذشته* از صداي جمهوري اسلامي مطلبي در مورد الگوي زن پخش گرديده است كه انسان شرم دارد بازگو  نمايد[14]».

با فقدان الگو، زنان نه تنها الگوي خود را غربي‌ها معرفي مي‌‌کنند، بلكه در همه شؤنات زندگي مانند آنها عمل مي‌نمايند و در اين‌ صورت از كانون گرم خانواده روز به روز دورتر شده و از وظايف مادري وهمسري خود فاصله مي‌گيرند. در جامعه‌اي اگر كانون خانواده، اين نهاد اجتماعي، متلاشي شود؛ ارزش‌ها جاي خود را به ضد ارزش‌ها مي‌دهند و بنيان جامعه سست و در معرض فروپاشي قرار مي‌گيرد؛ معنويات فداي ماديات مي‌شود. اجتماع به سمت شقاوت پيش مي‌رود.

 حجاب اسلامي

يكي از عوامل دخيل در ارتقاء معنويت در زن مسلمان، رعايت پوشش اسلامي است. حجاب جزء آن دسته از احكام اسلامي است كه گاه شبهات و اشكالاتي را بر آن وارد مي‌سازند كه ذكر آنها در اينجا نمي‌گنجد. شارع مقدس اسلام بخاطر حفظ پاره‌اي از مصلحت‌ها و جلوگيري از برخي مفاسد احتمالي، زنان را به رعايت حجاب اسلامي مكلف نموده است. فلسفه وجودي حجاب، از طريق عقل نيز قابل اثبات است. همانطور كه انسان اشياء گرانبها و پرارزش را در مكان و محل امن قرار مي‌دهد، زن نيز كه از نظر اسلام داراي ارزش بسيار والايي مي‌باشد، مي‌بايست براي مصون ماندن از يك سري آفت‌ها و مفاسد، در پوشش و حجاب قرار گيرد . انديشمندي اين گونه فلسفه حجاب را بازگو مي‌كند: «علت حجاب زن اين است كه چون [زن ] مظهر ذات الهي است و ذات هميشه در حجاب است، پس زن نيز بايد حجاب داشته باشد، چون مظهر ذات است و ذات هيچ وقت ظاهر نمي‌شود مگر در حجاب[15]».

امام (س) نيز حجاب در اسلام را به خاطر حفظ شخصيت زن و پيشرفت جامعه و دوري از ابتذال فرد و جامعه مي‌دانستند و معتقد بودند كه با حفظ حجاب در جوامع اسلامي، در واقع ارزش‌هاي والاي انساني حفظ مي‌شود، معيارهاي معنوي در جامعه بالا مي‌رود و از ارزش ماديات و ماديگري كاسته مي‌شود.

«البته بايد توجه داشته باشيد كه حجابي كه  اسلام قرار داده است، براي حفظ ارزش‌هاي شماست. هر چه را كه خدا دستور فرموده است (چه براي زن و چه براي مرد) براي اين است كه آن ارزش‌هاي واقعي كه اينها دارند و ممكن است بواسطه وسوسه‌هاي شيطاني يا دست‌هاي فاسد استعمار و عمال استعمار پايمال مي‌شدند، اينها (ارزش‌ها) زنده بشود[16]».

تأكيد حضرت امام (س) بر مسأله «حجاب»، بيانگر روشن‌بيني ايشان در پاسداري از ارزش‌هاي اسلامي و جلوگيري از مفاسد ناشي از عدم رعايت اين پديده اصيل الهي و نبوي يعني حجاب است. ايشان نه تنها حجاب را مانع كسب علوم، فضايل و امور فرهنگي نمي‌دانستند، بلكه آن را موجب تقويت حريم عفاف، تحكيم ارزش‌هاي انساني، پالايش روح، عامل استحكام جوامع مي‌دانستند.

اگر در جامعه‌اي زنان، پوشش اسلامي را رعايت نكنند و اين مهم به دست فراموشي سپرده شود، مطمئناً زمينه‌هاي فساد و انحراف اخلاقي جامعه بوجود مي‌آيد؛ زيرا ما نمي‌توانيم نقش مهم انسان سازي و تربيت فرزند را در زنان انكار كنيم. مادري كه فساد اخلاقي دارد، مادري كه بي‌بند و بار است، نسبت به فرزند خود نيز بي‌تفاوت است و مسئوليتي در قبال فرزندش احساس نمي كند؛ فرزندي كه تحويل جامعه مي‌دهد، انساني با خصوصيات اخلاقي سالم نخواهد بود و اين فرد ممكن است سبب فساد اجتماع گردد. همچنين اگر زنان دچار فساد اخلاقي گشتند، افراد فرصت طلب و بيمار دل، كه در هر جامعه‌اي كم نيستند، از اين موقعيت استفاده و زنان را ملعبه دست خويش قرار مي‌دهند و سبب گسترش فحشاء در جامعه و از بين رفتن ارزش‌هاي اصيل انسانيت شده و همچنين موجب بي‌حرمتي به كرامت و شرافت مقام زن مي‌گردد.

با توجه به اهميت نقش حجاب در حفظ و رشد كرامت زنان، حضرت امام (س) نسبت به قضيه كشف حجاب رضاخاني كه به منظور تقليد از فرهنگ غرب، در ايران اجرا شد، به عنوان يك نهضت ننگين ياد مي‌كند و دست آورد رضاخان را الگو برداري از پوشش زنان اروپايي و ننگ كشور اسلامي مي دانند:

«روحاني مي‌گويد اين كشف حجاب ننگين يا نهضت با سر نيزه براي كشور ضررهاي مادي و معنوي دارد و به قانون خدا و پيغمبر حرام است. روحاني مي‌گويد اين كلاه لگني پس‌مانده اجانب، ننگ كشور اسلام است و استقلال ما را لكه دار مي‌كند و به قانون خدا حرام است[17]».

تعليم و تعلم زنان

يكي از اهداف بعثت انبياء تعليم و تربيت انسان‌هاست. پيامبر اكرم در مورد وجوب فراگيري علم مي‌فرمايند: «طلب العلم فريضة علي كل مسلم و مسلمة» يعني از علم بعنوان يك فريضه ياد كرده است، كه بر هر مرد و زن مسلمان واجب است و اختصاص به قشر خاصي ندارد. امام (س) نيز تعبيرشان از مطلب اين گونه است كه:  «در علم و تقوا كوشش كنيد كه علم به هيچ كس انحصار ندارد[18]».

بنابراين آموختن علم برهر زن و مرد امري ضروري است؛ ولي براي زنان از آن جهت كه مربي و معلم كودكان‌شان مي‌باشند، مهم‌تر است. به دنبال علم و دانش رفتن، خود يك ارزش، و كاري قابل تقدير است؛ وچه نيكوست كه اين علم، علوم ديني باشد. علومي كه معرفت انسان را نسبت به هستي، خالق، مبدأ و معاد، هدف آفرينش و ... بيشتر مي‌نمايد. فراگيري علوم اسلامي به شخص، ديد وسيع، بينش و بصيرت عطاء مي‌كند و نگاهش را به جهان پيرامونی تغيير مي‌دهد.

فراگيري علوم، توسط زنان بعد از انقلاب در ايران گسترش يافت؛ تا جايي كه امام (س) دستور به تأسيس نهادي به نام نهضت سواد آموزي دادند، كه اين نهضت بيشترين خدمت را به زنان نمود، زيرا در آن روز آمار بيسوادي در ميان زنان بسيار بيشتر از مردان بود. همچنين بعد از انقلاب حضور زنان در دانشگاه‌ها افزايش يافت.

اين تحول ايجاد شده در تحصيل زنان، دامنه‌اش به حوزه‌هاي علميه نيز كشيده شد. زنان به طور گسترده وارد حوزه‌ها شدند و به آموختن علوم حوزوي مشغول گرديدند. امكانات تحصيل در كشور به قدري فراهم شد كه حتي از ساير كشورهاي مسلمان براي كسب علوم اسلامي به ايران آمده و مشغول به تحصيل شدند.

«امروز تمام قشرهاي ملت مشغول تربيت وتعليم هستند. الآن بانوان جزء طلاب علوم دينيه در قم و در جاي ديگر هستند و خودشان در هر جا هستند مشغول تربيت و تعليم هستند و اين يك امري است كه در انقلاب تحقق پيدا كرد[19]».

از مصاديق عيني گسترش و رواج فراگيري علوم ديني توسط زنان، احداث و تأسيس حوزه علميه «جامعة الزهرا» در شهر مقدس قم مي‌باشد. تأسيس اين حوزه گامي بود بسوي آشنايي بانوان مسلمان با معارف اسلامي. امام(س) درمورد اين مركز فرموده‌اند:

«از آنجا كه علوم مطلقاً، خصوصاً علوم اسلامي اختصاص به قشري دون قشري ندارد و بانوان محترم ايران در طول انقلاب ثابت نمودند كه همدوش مردان مي‌توانند حتي در فعاليت‌هاي اجتماعي و سياسي خدمت ارزشمندي به اسلام ومسلمانان نمايند و در تربيت و تعليم جامعه بزرگوار بانوان پيشتاز باشند و اكنون بحمد الله تعالي مؤسسه‌اي* در شهر مقدس قم، شهر علم و جهاد براي تعليم و تربيت بانوان محترم در دست ساختمان است و اميد است با كوشش علماي اعلام و مدرسين حوزه علميه قم (دامت بركاتهم) اين مقصد اسلامي جامه عمل پوشد و در رشد فكري و شكوفا شدن دانش اسلامي بانوان قدم مؤثري باشد[20]».

لازم به ذكر است كه تعليم و تعلم زنان و بانوان مي‌بايست از دوران كودكي و به شيوه اسلامي و در ابعاد انساني باشد، تا تحول روحي در دختران را در بعد ياد شده (بعد انساني و اسلامي) فراهم آورد. زيرا اين تحول روحي است كه مي‌تواند استقلال، آزادي، سلامت، ترقي، تعالي و تحقق ارزش‌هاي انساني را براي جامعه به ارمغان آورد.

البته علمي كه از آن بحث شد، علمي است كه انسان و زن را به سوي مقام عند اللهي و خداوند سوق دهد تا مصداق «العلم نور يقذفه الله في قلب من يشاء» شود و الاّ علمي كه شامل يك سري محفوظات و اصطلاحات باشد، نه تنها فرد را به مقصد نزديك نمي‌كند، بلكه حجابي مي‌شود بين او و هدفش «العلم هو الحجاب الاكبر».

تهذيب و تقوا در زنان

در ادامه مبحث تعليم و تعلم زنان لازم است به مقوله تهذيب نفس بپردازيم، زيرا علمي كه در اسلام سفارش شده و مورد پذيرش است، علمي است كه به همراه تزكيه روح باشد تا بتواند اين علم وسيله هدايت باشد. البته علم في نفسه و بالذات شرافت دارد و با ارزش است، اما اگر علمي فاقد تهذيب و تزكيه روحي باشد ممكن است وسيله ضلالت شود .

در قرآن هر جا سخن از تعليم به ميان آمده در كنار آن، تزكيه ذكر شده و در همه موارد (بجز يك مورد) تزكيه بر تعليم مقدم شده است. و از تعليم و تزكيه بعنوان رسالت انبياء ياد شده است.

«انبياء آمده‌اند كه انسان بسازند، انبياء مأمورند كه افرادي را كه بشر هستند و با حيوانات فرق ندارند، اينها را انسان كنند، تزكيه كنند. شغل انبياء همين است، بايد شغل مادرها هم همين باشد، نسبت به بچه‌هايي كه در دامن‌شان است و با اعمال‌شان آنها را تزكيه كنند[21]».  

در اين كلام امام، هم اشاره به رسالت انبياء شده و هم اشاره به وظيفه مادران. و نيز به بخشي از فلسفه وجودي تهذيب در مادران اشاره شده است.

چنانچه بانوان مسلمان، به همراه آموختن علوم ديني، به تهذيب نفس و تزكيه روحي خود همت گمارند و در پي آن فرزنداني مهذب، وارد جامعه سازند، قطعاً سعادت آن جامعه تضمين مي‌شود.

 «بايد اين تربيت‌هاي طاغوتي در جوان‌هاي ما و در اين نسل به تربيت‌هاي انساني و اسلامي متحول شود و اميد است كه از دامن مادرها شروع بشود و به دانشگاه و بالاتر ختم بشود. سعادت يك ملت به اين است كه سران آن ملت و كساني كه مقدرات آن ملت به دستشان است، تزكيه شده باشند[22]».

حضرت امام (س) تهذيب نفس را براي همه و بالخصوص براي بانوان لازم و ضروري مي‌دانستند. زيرا يك مادر مهذب، فرزند خويش را با كمالاتي كه خود كسب كرده بزرگ مي‌كند و آن كمالات باطني بر بچه اثر مستقيم روحي و معنوي دارد چه در دوران بارداري، چه در دوران شيردهي و چه در دوران كودكي و پس از آن .

از طرفي يك خانم مهذب به واسطه پيوند و رابطه عاطفي كه با فرزندان و همسرش دارد، مي‌تواند با انجام اعمال شايسته ـ‌كه از آثار تزكيه روح است‌ـ بر آنها تأثير گذار باشد و چه بسا آنها نيز به سمت خودسازي و تهذيب نفس تشويق شوند؛ كه اگر اين چنين شود، اهداف اسلام محقق و آرمان‌هاي متعالي انبياء به ثمر مي‌نشيند. چرا كه اسلام خواهان وجود خانواده‌های سالم، متدين و متعهد، و به دنبال آن جامعه‌اي داراي سلامت روحي و باطني است.

 «برنامه طويل المدت براي شما جوان ها، براي شما خانم ها، براي همه اين است كه اگر شما ها يك انسان مهذب باشيد، مقاصد اسلامي را پيش مي‌بريد. اگر اين خانم‌ها بچه‌هاي مهذب بار بياورند، بچه‌هاي اسلامي بار بياورند، شما هم دين‌تان و هم دنياتان محفوظ است[23]».

امام (س) كه به مقوله تهذيب و تزكيه زنان توجه داشت به اين علت بود كه معتقد بودند زن مي‌تواند همانند مردان متخلق به اخلاق پسنديده و نيكو شود و درجهاد اكبركه همان مبارزه با نفس است، پيروز شوند. امام(س) كه خود شخصي عارف و عامل بودند، در كتاب‌هايي كه در زمينه اخلاق نوشته‌اند از جمله «شرح چهل حديث»، «مصباح الهدايۀ» و «سرالصلوة» روي سخن‌شان با انسان است اعم از زن و مرد. در كتاب چهل حديث كه موضوع آن كاملاً اخلاقي است مخاطب، انسان است و سخني از زن يا مرد به ميان نمي‌آورد. در كتاب مصباح الهدايه آنجا كه مي‌فرمايد: «كتاب من چراغ هدايت به سوي خلافت و ولايت است و راهگشاي انسان‌هاست براي رسيدن به حقيقت محمدي (ص) وحقيقت علي (ع)» در اينجا هم مخاطب انسان است.

بنابراين زنان مي‌بايست همچون ساير انسان‌ها در جهت تهذيب و تزكيه باطن قدم بردارند و درپي اين تهذيب نفس، به تهذيب فرزندان‌شان نيز بپردازند و كودكان‌شان را در دامان‌شان تربيت اسلامي نمايند. اگر غير از اين باشد به فرموده امام راحل: «هم اسلام به باد مي‌رود و هم كشور[24]»

با تعليم و تربيت فرزندان همراه با تهذيب و تزكيه روحي و ذهني آن‌ها توسط مادراني مهذب، سعادت و رشد يك جامعه در ابعاد مختلف ديني و معنوي از طرفي و ابعاد دنيوي و مادي از طرف ديگر، تأمين مي‌شود. لذا گرچه مردان بر ملت‌ها حق دارند، اما زن‌ها حق بيشتري دارند، زيرا آنها تربيت كننده مردان و انسان ساز هستند.

از اين رو، امام سعي در تشويق زنان به سوي پاكسازي دروني ومتصف شدن به صفات پسنديده اسلامي مي‌نمودند تا از اين رهگذر جامعه اسلامي به بالندگي و شكوفايي معنوي برسد.

«خانم‌هاي محترم! خودتان را تهذيب كنيد و كودكان خودتان را تهذيب كنيد، كودكان خودتان را اسلامي بار بياوريد كه در اسلام همه چيز است[25]»

امام (س) همانگونه كه در جامعه زنان را به تهذيب درون ترغيب مي‌نمودند، در خانواده نيز به اين امر مي‌پرداختند. در نامه‌اي كه به خانم طباطبائي مرقوم داشتند، اين چنين فرموده بودند:

«دخترم! غرور و اميدهاي كاذب شيطاني را كنار گذار و كوشش در عمل و تهذيب و تربيت خود كن ... دخترم! در رفع حجب كوشش كن نه در جمع كتب[26]»

انسان ساز بودن زن

اگر امام بر روي نقش زنان درجامعه اسلامي تأكيد دارند و همچنين اگر امام، زنان و بانوان مسلمان را به تأسي از الگوي نمونه زنان عالم تشويق مي‌كند و زنان را به فراگيري علوم ديني وحفظ حجاب اسلامي و تهذيب نفس و تقوا ترغيب مي‌نمايد، جملگي بدليل نقش انسان‌ساز بودن زنان است. نقشي كه بين قرآن، انبياء و زنان مشترك است. هدف هر سه تربيت انسان‌ها و ساختن روح انسان‌ها در مسير برنامه‌هاي الهي و براي رسيدن به كمال است.

اين زن است كه مي‌تواند در دامن خود انساني را بپروراند كه عنوان خليفة الله را با خود حمل كند و اين همان هدف قرآن كريم و انبياء عليهم السلام است.

«زنها، مردان شجاع را در دامن خود بزرگ مي‌كند. قرآن كريم انسان ساز است و زن‌ها نيز انسان ساز، وظيفه زن‌ها انسان سازي است. اگر زن‌هاي انسان‌ساز از ملت‌ها گرفته بشود ملت‌ها به شكست و انحطاط مبدل خواهند شد. شكست خواهند خورد، منحط خواهند شد[27]»

اين نقش انسان‌ساز بودن زنان است كه مسئوليت زنان را دو چندان نموده است. اگر زنان در جامعه‌اي سالم، با ايمان و متعهد باشند، يقيناً فرزنداني را كه در دامان خود تربيت مي‌كنند، نيز به اين صفات متصف خواهند شد و انسان‌هاي مؤمن، مسئوليت‌پذير به اجتماع گام مي‌نهند و بالعكس چنانچه مادر منحرف و بدون ايمان به اصول و مباني اسلامي باشد، نبايد انتظار داشته باشد كه فرزندانش، انسان‌هايي لايق و پايبند به اسلام و قوانين آن بار بيايند و با وجود چنين انسان‌هايي جامعه به انحراف كشيده خواهد شد.

 «بايد توجه داشته باشيد كه بچه‌هايي كه پيش شما تربيت مي‌شوند، تربيت ديني بشوند، تربيت اخلاقي بشوند. اگر يك بچه متدين را تحويل جامعه بدهيد، يك وقت مي‌بينيد همين يك بچه متدين، متعهد، يك جامعه را اصلاح مي‌كند. يك فرد ممكن است يك جامعه را اصلاح بكند. بنابراين اگر چه خداي ناخواسته اين بچه از دامن شما درست از كار در نيايد، از تحت تربيت شما كه معلم هستيد، درست از كار در نيايد، ممكن است يك بچه يك جامعه را فاسد كند و شما مسئول باشيد[28]».

امام معتقد است كه اگر بچه‌اي تربيت درست شود ممكن است همان يك نفر جامعه را از فساد و تباهي نجات دهد، همان كاري كه خود ايشان انجام دادند. در واقع خود حضرت امام (س)  مصداق عيني اين كلام‌شان هستند. كه با تربيت صحيح و انجام وظيفه به نحو احسن مادر و عمه بزرگوارشان  ايشان توانستند، با تكيه بر ايمان قويشان و توكل بر خداوند، در برابر قدرت‌هاي بزرگ و استبداد داخلي با پشتوانه مردمي بايستند و سرنوشت جامعه را تغيير دهند.

بنابراين يك زن براي اينكه نقش انسان سازي‌اش را به نحو مطلوب انجام دهد، خود مي‌بايست يك انسان كامل و داراي صفات نيكوي اخلاقي گردد. زيرا تا خود به اين صفات آراسته نباشد نمي‌تواند به فرزندش انتقال دهد.

از ديدگاه امام (س) نقش زن در جامعه بالاتر از مردان است. زناني كه از اسارت‌هاي دنيوي و مكايد شيطاني رهايي يافته‌اند و در راه صعود به قله كمال انسانيت هستند، فرزندانشان را نيز در مسير سلوك الي‌الله و رسيدن به مقامات روحاني قرار مي‌دهند.

مادراني كه از نقش مربي گونه خود در اجتماع آگاهند و براي بهتر انجام دادن اين مسئوليت در تلاشند و فرزنداني را بزرگ مي‌كنند كه در راه اسلام و اعتقاداتشان، جانشان را فدا مي‌كنند، از سوي امام (س) اين گونه مورد خطاب واقع مي‌شوند:

 «رحمت واسعه خداوند بر آن مادران و پدراني كه شما شجاعان نبرد در ميدان كار زار و مجاهدان با نفس در شب‌هاي نوراني را در دامن پاك‌شان تربيت نمودند[29]»

در جايي ديگر مي‌فرمايند: «رحمت خداوند بر اين دامن‌هاي پاكي كه پروراننده اين جوانان شيردل مي‌باشند[30]».

بي شك همگان اين سخن معروف و زيباي امام (س) را بارها شنيده‌اند كه فرمودند: «از دامن زن مرد به معراج مي رود[31]».

شايد با شنيدن اين سخن به ياد معراج پيامبر (ص) بيفتيم، غافل از اينكه اين سخن امام (س) اشاره به نقش مهم زن در ارتقاء معنويت انسان‌ها و جامعه دارد. كسي كه به مقام عروج مي‌رسد، قطعاً مدارج و مقاطع كمالات و معنويات را طي نموده است و از نظر امام (س) زن در رسيدن انسان‌ها به اين جايگاه نقش اساسي را ايفاء مي‌كند. علاوه بر اين، اين فرموده امام (س) بيانگر آن است كه دست‌يابي به هدف غائي اسلام  و رفتن به معراج در عصر حاضر نيز ميسر است. اگر در اين برهه از زمان نيز زناني باشند كه مظاهر فريبنده دنيا آنها را به سوي خود جذب نكرده باشند، در دام آمال شيطاني گرفتار نشده باشند، و در جهاد اكبر پيروز شده باشند، مي‌توانند هم خود به درجات والاي انسانيت و كمال دست يابند و هم فرزندان‌شان را در راه صحيح هدايت كنند. چنين مادراني قادرند فرزنداني را تربيت كنند كه حافظ ميراث انبياء و پاسدار ارزش‌ها و اهداف انبياء باشند. مي‌توانند فرزنداني را پرورش نمايند كه ادامه دهنده راه شهيدان اسلام و حافظ خون آن‌ها باشند.

«شما مي‌توانيد بچه‌هايي را تربيت كنيد كه حفاظت از انبياء بكنند، حفاظت از آمال انبياء بكنند، شما هم خود حافظ بايد باشيد و هم نگهبان درست كنيد؛ نگهبان، اولادهاي شما هستند، آنها را تربيت كنيد، خانه شما بايد خانه تربيت اولاد باشد، منزل علم است منزل شما و منزل تربيت علمي، تربيت ديني، تهذيب اخلاق[32]».

نتيجه

از مجموع آنچه كه گذشت مي‌توان به اين نتيجه رسيد كه زن در انديشه امام (س) داراي جايگاه بالايي مي‌باشد و ايشان زنان را در كسب فضيلت‌ها و صفات نيكو، هم رتبه مردان مي‌دانند. خوشبختانه جملات و عبارات زيادي در خصوص خود باوري، انسان سازي، تعليم و تعلم، الگو سازي و مسأله حجاب از امام بر جاي مانده است. اين كلمات در عين سادگي بيان، داراي عمق معنايي مي‌باشد و در واقع همانند منشوري جاویدان است كه اگر دستورالعمل زنان و دولت‌هاي اسلامي قرار گيرد، سعادت و هدايت زنان و جامعه  را تضمين مي كند.

از ديدگاه امام، زن نه تنها با حضور مثبت و سازنده خود در جامعه، بلكه با حضور در روحيات و ذهنيات مردان خود و فرزندان خود و در نهايت با حضور در روحيات و ذهنيات جامعه، مسير اصلي جامعه و تكامل انساني را تعيين مي‌كند. بنابراين كيفيت حيات زنان در هر جامعه، تعيين‌كننده حيات آن جامعه است، از اين رو امام زن را رهبر جامعه مي‌دانستند.

امام (س) با اين ديد كه زن مربي جامعه است و از دامن زن انسان‌ها بوجود مي‌آيند، به زن مي‌نگريسته و معتقد بودند كه سعادت و شقاوت كشورها بسته به وجود زن است و اين زن است كه با تربيت صحيح خودش، انسان مي‌سازد و كشور و جامعه را به سوي صلاح پيش مي‌برد؛ لذا زنان مي‌بايست در كسب فضايل و كمالات روحي و معنوي تلاش نمايند، زيرا كه در ارتقاي سطح معنويات در جامعه نقش شاياني دارند.

البته حضرت امام (س) نگاه دو سويه‌اي در مورد زنان داشتند، ازطرفي بر حفظ شئونات اسلامي و انساني زنان، جهت حفظ كرامت و شرافت آنان تأكيد مي‌نمودند و از سوي ديگر اين مسئله را منافي با حضور زنان در صحنه‌هاي اجتماعي و انجام فعاليت‌هاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي نمي‌دانستند. كه از منظر امام(س) خود زنان نيز در استقرار اين حكومت نقش ارزنده‌اي دارند. بنابراين از نگاه امام، شخصيت واقعي زنان تنها در حبس شدن در خانه‌ها و پيچيده شدن در ميان چادرها محفوظ نمي‌ماند، چه آنكه حضور زنان در صحنه‌هاي اجتماعي كه مناسب شئونات آنان است، ضروري است، زيرا بدون حضور در ميادين و عرصه‌هاي زندگي جمعي، چگونه مي‌تواند نقش اصلي و سازنده‌اش را در ارتقاي معنويات جامعه ايفا كند؟

در انتها سخن فرزند گرامي حضرت امام (س)، خانم دكتر مصطفوي را دراين باره نقل مي‌كنيم: «امام به زنان آبرو داد. امام بود كه زنان را مربي جامعه خواند و به ملت شريف ايران اين باور را القاء كرد كه اگر زنان را در عرصه‌هاي اجتماعي و سياسي باور نكنند، رشد حقيقي و اسلامي نخواهند داشت[33]».

نكته ديگري كه بايد به آن اشاره شود اين است كه امام (س) نه تنها مباحث گفته شده در مورد زنان را بصورت تئوري ارائه مي دادند، بلكه در زندگي شخصي و خانوادگي بصورت عملي بكار مي‌بستند. بطوري كه مشاهده مي‌شود، بانوان بيت امام (س) هم در عرصه علم و تقوا موفق هستند و هم در صحنه‌هاي اجتماعي و فرهنگي. دختر بزرگوار امام (س) در خصوص بكار بستن عملي اين مباحث، توسط امام (س) اينگونه مي‌فرمايند: «حضرت امام نه تنها با پيام‌هاي خود زنان را به وظايف و توانائي‌هاي خود آگاه كرد، بلكه عملكرد حضرت امام در خانه توسط خانواده و نزديكان ايشان براي ملت ايران تبيين مي‌شد[34]».

 

* شنبه  ، 8/11/1367

* اشاره به جامعة الزهرا

 

پی نوشتها
 


[1] ) امام خمینی،‌ صحيفه نور، ج7، ص 17.

[2])  همان، ج 11، ص 253.

[3] ) همان

[4] )  همان، ج5، ص 153

[5] )  همان، ج 6، ص 194.

[6] )  همان، ج 16، ص125.

[7] ) همان، ج 6، ص 185.                                                            

[8] ) همان، ج 3، ص 82.

[9] ) همان، ج 6، ص 185.

[10] ) همان، ج 5، ص 177.

[11] ) رهنورد،  زهرا،  مجموعه مقالات «اسلام، زن، فمينيسم»، جلد دوم، ص167.

[12] ) صحيفه نور، ج 16، ص 125. 

[13] ) همان، ج 5، ص 283.                                                                      

[14] ) همان، ج 21، ص 76.

[15] ) ميزگرد جايگاه زن با رويكرد فرهنگي، هنري در «مجموعه مصاحبه‌ها وگفتمان‌هاي علمي»، ج1، ص179.

[16] ) صحيفه نور، ج 19، ص 121.       

[17] ) امام خمینی، «كشف الاسرار»، ص213.

[18] ) صحيفه نور، ج 19، ص121.

[19] ) همان، ج18، ص 99.

[20]) همان،  ج 19، ص 33.

[21]) همان، ج 8، ص 162.

[22]) همان، ج 8، ص 163. 

[23]) همان، ج 6، ص260.

[24] ) همان    

[25]) همان،ج 7، ص17.

[26]) امام خمینی، «ره عشق»، ص31.

[27]) صحيفه نور، ج11، ص 253.

[28]) همان، ج7، ص 76.

[29]) همان، ج16، ص 96.

[30]) همان، ج 18، ص224.

[31]) همان، ج 6، ص 194.

[32]) همان، ج 6، ص282.

[33]) مصطفوي، فريده، مقاله «احياء شخصيت زن از ديدگاه امام خميني»، در مجموعه مقالات «كنگره احياء تفكر ديني از ديد گاه امام»، جلد دوم، ص300.

[34]) همان.