عقل،
فطرت، عدل و انصاف حکم میکند که به پاس زحمات و
فداکاری افراد فداکار و ایثارگر، آنان را مورد تقدیر
و تشکر قرار داد ولیاقت آنان را به مردم نشان داد تا
دیگران آنان را الگو قرار داده و مانند آنان عمل کنند.
بر
همین اساس امروزه افراد لایق و شایسه که در میادین
مختلف لیاقت از خود نشاندادهاند، مورد قدردانی و
سپاس قرار میگیرند و از سوی رهبران جوامع مورد تشویق
واقع میشوند و مدالهای مختلف که بیان کننده چنین
شایستگیهاست به اینگونه افراد تقدیم میگردد.
علی
(ع) با فداکاری در میادین جبهه وجهاد، دفاع از
انسانیت و تشکیل حکومت 5 ساله مبتنی بر عدالت اجتماعی،
به دنیا ثابت کرد که لایقترین فرد برای گرفتن مدال
افتخار است. بلکه بالاتر، اوست که به مدال ارزش و
افتخار میدهد.
نکته
لازم به ذکر این است که نباید بین مدال و فضایل و
افتخارات خلط شود. نباید مدال را مساوی فضایل پنداشت.
خصوصا وقتی صحبت از مدالهای امیرالمومنین (ع) به میان
میآید. چو مدالهای که آن حضرت دریافت نمود، آنقدر با
ارزش هستند که بعضی این مدالها را به عنوان فضایل
حضرت مطرح می کنند. در حالیکه گرفتن مدال نتیجه داشتن
فضیلت و شایستگی است.
حضرت
علی (ع) از آنرو لایقترین فرد دنیا برای کسب مدال
شناخته میشود که در مسابقه انسانیت، شرافت، عدالت
و... در یک کلام تمام کمالات، شایستگی خود را نشان
میدهد (اگرچه برخی میخواهد خورشید را با دستان خود
پنهان کنند.)
در
اینجا نمونه های از فداکاری آن حضرت ذکر میگردد که
حضرت رسما به پاس آن فداکاریها مدال افتخار از سوی
خدا بی واسطه یا با واسطه دریافت نمودهاند:
1ـ «لا
فتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار[i].»
شکست
مشرکان قریش توسط مسلمانان در جنگ بدر و پدید آمدن فکر
انتقام در بین کفار قریش، زمینه یک رقابت سخت را بین
مسلمانان کفار قریش فراهم آورده بود. لذا کفار قریش در
هفتم شوال سال سوم هجرت با بیش از چهار هزار مرد جنگی
در برابر لشکر هزار نفری مسلمانان در دامنه کوه احد
قرار میگیرند. نخست با فداکاری مسلمانان بینی کفار به
خاک مالیده میشود.
مسلمانان پیروزی خود شان را جشن میگیرند. ولی در یک
حمله غافلگیرانه کفار این شیرینیها راتبدیل به تلخی
نموده و عرصه را بر مسلمانان تنگ میکنند به گونهای
که اگر فداکاری علی (ع) نبود، دیگر خبری از اسلام و
پیامبر اسلام نبود. علی (ع) آنچنان از حضرت پیغمبر
دفاع نمود، تا ندای آسمانی بلند گردید و این مدال پر
افتخار بلاواسطه از طرف خدا تقدیم حضرت گردید و از طرف
رسول خدا مود تایید قرار گرفت. بین مسلمانان به عنوان
یک خبر صحیح مطرح شد، اگر چه این روایت در صحاح نیامده
ولی دلیل بر عدم صحیح بودن آن نیست چون ابن الحدید از
استاد خود این را به عنوان خبر صحیح ذکر می کند و علت
نبودن این حدیث را در صحاح اینگونه بیان میکند: که
نبودن یک روایت در صحاح دلیل بر غیر صحیح بودن آن نیست
چون چه بسا روایاتی صحیح وجود دارند که صحاح
نیاوردهاند[ii].
این مدال با ارزش به آسانی بدست نیامد، علی (ع) جان
خود را سپر حضرت محمد (ص) قرار داده بود، به گونهای
که از زبان خود آن حضرت نقل شده که با هفتاد زخم که بر
بدن پذیرفت توانست از جان رسول الله دفاع کند و او را
نجات دهد
[iii].
2ـ «برز الایمان کله الی الشرک کله»[iv].
یعنی تمام ایمان
در مقابل تمام کفر قرار گرفته است. این مدال زمانی به
حضرت تعلق گرفت که به مربی گری رسول خدا که رسما از
طرف خدا عهده دار چنین وظیفه شده بود[v]
و با داوری خود خدا در برابر مبارزی از جبهه باطل به
نام عمروبنعبدود به مربی گری شیطان و کمک مربی به نام
ابوسفیان قرار گرفت.
کفار
قریش در جنگهای آغازین هجرت به تنهایی در مقابل
مسلمانان قرار میگرفتند و با شکست مواجه میشدند، لذا
تصمیم گرفتند که گروههای مختلف منطقه از جمله یهودیان
را وارد این درگیری نمایند، بر این اساس لشکری در
حدود ده هزار نفری مرکب از گروههای مختلف تحت عنوان
لشکر احزاب تشکیل دادند و بر لشکر مسلمانان که حدود سه
هزار نفر بودند حمله ور شدند، در این مبارزه مسلمانان
میزبان هستند، یعنی از شهر بیرون نرفته بلکه با حفر
خندق در اطراف شهر موضع گرفتهاند این نوع مقابله
بیانگر ضعف لشکر اسلام بوده است. لذا وقتی عمربنعبدود
مبارز میطلبد، نفَسها در سینه حبس میشوند، تنها
حضرت علی(ع) است که اعلام آمادگی میکند، و هنگام جنگ
فرصت اول را به عمرو می دهد که در اثر ضربه او جراحت
مختصری برمیدارد ولی وقتی خود فرصت پیدا می کند، چنان
ضربهای بر فرق عمرو وارد میکند که لرزه بر جان
لشکریان کفار میاندازد و نشانه شوق و شادمانی در چهره
مسلمانان نمایان میگردد. برای این خدمت و فداکاری
مدال پر افتخار خدایی فوق را از دست رسول خدا دریافت
مینماید.
3ـ ضربه علی یوم الخندق افضل من عباده ثقلین.
حضرت
پیامبر در بیانی دیگر فلسفه این کلام را بیان کرده
است: «لو وزن الیوم عملک بعمل جمیع امة محمد (ص) لرجح
عملک علی عملهم و ذاک انه لم یبق بیت من المشرکین الا
و قد دخله ذل بقتل عمرو، و لم یبق بیت من المسلمین الا
و قد دخله عز بقتل عمرو[vi]».
یا علی عمل امروز تو بر تمام اعمال امت من برتری دارد
چون هیچ خانهای از مشرکین باقی نماند مگر اینکه به
واسطه قتل عمرو گرفتار ذلت شدند و هیچ خانهای از
مسلمانان باقی نماند مگر اینکه صاحب عزت شدند به واسطه
کشته شدن عمرو. این مدال نیز به مناسبت همان ضربه
تاریخی که حضرت در جنگ خندق به فرق عمرو وارد آورده
بود، به حضرت تعلق گرفت.
4ـ «لاعطین
اللواء غدا رجلا یحب الله و رسوله و یحبه الله و رسوله[vii]»
رسول خدا
میفرماید فردا پرچم را به مردی میسپارم که خدا و
رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش او را دوست دارند.
در جنگ
احزاب، با اینکه کفار حالت تهاجمی داشتند از لشکر
اسلام شکست را پذیرا شدند و مسلمانان پیروز شدند، از
جمله یهودیانی که در جنگ احزاب شرکت داشتند بعد از
شکست پراکنده و آواره گردیدند و مقداری از آنها در
قلعه خیبر جا گرفته و به عنوان خطر جدی مسلمانان را
تهدید میکردند. چون تعصب آنها بیشتر از سایر مشرکین
بود، به گونهای که اگر از مشرکان ده نفر با اسلام
میپیوستند از یهودیها یک نفر مسلمان نمی شدند. کینه
شکست جنگ احزاب را به دل داشتند و در صدد بودند که از
هر راه ممکن ضربهای به مسلمانان وارد آورند. ولی
مسلمانان به رهبری حضرت محمد(ص) این خطر را احساس کرده
بودند و به این فکر افتادند که این خطر را از سر راه
بردارند، حضرت پیغمبر(ص) با هراز و ششصد نفر جنگی بر
قلعه خیبر حمله کرد. در این نبرد مسلمانان حالت تهاجمی
و یهودیها حالت تدافعی داشتند. در این قلعه حدود بیست
هزار نفر وجود داشت که دو هزار نفرشان افراد جنگی و
رزمی بودند. سربازان اسلام قلعه خیبر را محاصره کردند
ولی ساخت این قلعه به گونهی با سنجش و حساب شده بود
که فتح آن به آسانی ممکن نبود. قلعه دارای هفت دژ بود
در کنار هر دژ یک برج قرار داشت که برای کنترل اطراف
قلعه ساخته شده بودند. ولی با وصف اینکه قلعه با یک
کیفیت خاص ساخته شده بود. مسلمانان توانستند تعدادی از
این دژها را فتح کنند ولی وقتی به دژ «وطیح» و «سلالم»
رسیدند با مقاومت سختی رو برو شدند، به گونه که رسول
خدا (ص) روز اول، ابوبکر را عهده دار فتح آن ساخت، اما
کاری از پیش نبرد. حضرت پیغمبر (ص) روز بعد عمر را
مامور فتح قلعه ساخت او نیز از عهده این کار بر نیامد
و برگشت. پیامبر (ص) می داند که فتح قلعه خیبر کار هر
کس نیست، فرد خاص با خصوصیات خاص میخواهد و میداند
که این فرد جز علی کسی دیگر نخواهد بود. در بیانات خود
برای چنین فردی اوصافی را ذکر می کند که این اوصاف فقط
شایسته علی (ع) است. زمانی که رسول خدا (ص) از مدال
صحبت میکند همه کنجکاو میشوند که این مدال نصیب چه
کسی خواهد شد. برخی افراد خودخواهانه فکر میکردند که
این افتخار نصیب او خواهد شد. لکن دامن شب برچیده شد و
هیجان افراد بیشتر شد. در چنین حالتی حضرت محمد (ص)
علی (ع) را پیش خود خواند و این افتخار را نصیب او
کرد.
علی با
حمله بر قلعه و کشتن حارث و مرحب که از افراد پر
آوازه قلعه بودند، به همگان ثابت کرد که برای چنین
مدال با ارزش شایستگی دارد.
پی
نوشتها
[i]
ـ کامل ابن اثير، ج2، ص154.
[ii]
ـ ابن ابی الحديد، شرح نهج
البلاغه ج14، ص251.
[iii]
ـ سبحانی،جعفر، فرغ ابديت،
ج2، ص61.
[vii]
ـ تاريخ طبری، ج2. ص300.