|
 |
|
 |
فیض
محمد کاتب هزاره
آشنايي با بزرگان و مفاخر ارزشمند گذشته و دانشمندان فرهيخته
وطن يکي از ضروريات بايسته براي جوانان و نوجوانان وطن سرفرازمان است، که سعي و
تلاش و مجاهدت را از زندگي اين فرهيختهگان به الگو و ارمغان گيريم. و يکي از
دانشمندان و بزرگان فرهنگي و يکي از تاريخنويسان برجسته کشورمان فيض محمد کاتب
هزاره ميباشد، که در اين مجال بر زندگي پربار و شرح حال علمي و فرهنگي وي نظري
ميافکنيم.
وي در سال 1279 قمري در دهکده اي به نام زرد سنگ از توابع قره
باغ غزني، چشم به جهان گشود و تحصلات اوليه را در همان زادگاه خويش فرا گرفت و
سپس راهي نجف شد و چندي در آن مرکز علمي به تحصيل پرداخت و مدتي در هند در شهر
لاهور و پشاور مشغول تحصل شد و نيز مدت کوتاهي در قندهار نزد علماي سنت تحصيل
نموده است، اما بيشتر معلومات او در سايه مطالعات دوام داري است که در
کتابخانه هاي:عراق، ايران، هند و افغانستان انجام داده است. و در ضمن گردش در
کشورهاي مذکور با فرهنگها و مليتهاي مختلف و همچنين به زبانهاي : عربي،
انگليسي، اردو و پشتو آشنا شده است. وقتي دوباره به وطن باز ميگردد در کابل
اقامت ميگزيند و به نويسندگي ميپردازد.
و بدين طريق حدود 50 سال از عمر گرانبهاي خود را در خدمت علم
و فرهنگ ميگذراند و کتابهاي ارزشمندي به يادگار ميگذارد. کاتب مدتي عضو
دارالتأليف وزارت معارف امانيه بود و در عين حال به تدريس تاريخ و ادبيات در
ليسه حبيبيه ميپرداخت و از طرف ديگر کتب درسي مدارس جديده را تصحيح ميکرد.
کاتب در سال ( 1320 ق ) توسط استادش ملا محمد سرور اسحاق که
مشاور و نويسنده خـــاص دفتر سردار نصرالله خان بود به صفت تاريخ نويس به دربار
امير حبيب الله خان ا ستخد ام شد براي اين منظور اسناد دربار و مدارک تاريخي
قابل دسترس و کتابهاي لازم را در ا ختيار وي گذاشتند.
امـــــا کاتب روشنفکري و تعهد رسالت نويسندگي را فداي جاه،
جلال، درهم و دينار ننموده و پوينده و استوار در اين آرمان مردمي خويش گام
برداشت . کاتب در اثر زحمات شبانه روزي و استعداد فطري خويش کتاب گرانبهاي (
تحفة الحبيب ) را در دو جلد مشتمل بر وقايع عصر احمد شاه ا بدالي از سال ( 1160
ق ) تا سال ( 1297 ق ) نوشت و مجددا مامور شد که وقايع عهد امــارت
اميرعبدالرحمان خان را به شمول اوضاع عصر امير حبيب الله خان تا زمان خودش به
رشته تحرير درآورد .
کـــــاتب نگارش تحفة الحبيب را بــــه قلم خوش خط و زيباي
نستعليق د ر ماه شوال (1322 ق ) در ( 885 صفحه ) به پايان رسانيد که اين کتــاب
در آرشيف ملي افغانستان موجود است. وقايع تاريخي جلد دوم تحفة الحبيب از سقوط
امارت امير محمد يعقوب خـــان و پايان جنگ دوم افغان و انگليس در سال ( 1297 ق
) ختم ميشود .
ملاّ فيض محمد حقيقتاً نويسنده اي پرکار، آگاه و متعهد و مورخي
پر تلاش و امين و دقيق النظر است و با آنکه در نوشتههايش از حقوق ضعفاء دفاع
کرده است، و بيان واقعيت از همه چيز بيشتر براي او مهم است و تاريخ را بي
غرضانه مينويسد و حتي از ثبت جزئيات هم چشم پوشي نمي کند و به حق او را«
بيهقي» زمانش لقب داده اند .
کاتب هزاره انديشمند بود که نگاهش به افقهاي دور و به چند قرن
آينده دوخته شده است، او ميداند که درد اصلي ملت از بي دانشي و تبعيض و بي
قانوني نشأت ميگيرد و درمان آن را در همگاني شدن دانش و اِحياء قانون ميداند
و به همين خاطر به سهم خويش تلاش ميکند که مردم را با دانش آشتي دهد و يک تنه
به جنگ جهل و بي دانشي ميرود و در ورق ورق کتابهايش با ظلم و استبداد و
وحشيگري ميرزمد و حکام جور و جهل را براي ابد رسوا ميکند.
آثار او رامي توان به عنوان اصيل ترين و مطمئن ترين مرجع براي
مورخين امروز به حساب آورد. پروفسور«مريم هارونوا» ميگويد: امروز هيچ مورخ
افغانستان شناس بدون مراجعه به کتب ملاّ فيض محمد نمي تواند اثر خود را يک اثر
جدي و تحقيقي محسوب نمايد.مهمترين آثار کاتب عبارت اند از: تحفة الحبيب در 3
جلد خطي، سراج التواريخ، فيضي از فتوحات، تاريخ حکماي متقدم، تاريخ عصر امانيه،
نژاد نامه افغان، تاريخ مغول،...
کاتب مردي آزاديخواه و آگاه به مسايل سياسي و آگاه از اوضاع
جهان بود . او بود که در لوي جرگه پغمان از آزادي عقيده و مذهب دفاع کرده و
خواستار به رسميت شناختن مذهب تشيع ميشود. و استدلال ميکند که اگر تشيع رسميت
يابد به نفع کشور و به مثابه ختم اختلافات و نزاعهاي بي حاصل مذهبي است. و حتي
شخص امان الله که نظر ملاّ را تأييد ميکند، اما عدهاي از متعصبين، سخت به
مخالفت بر ميخيزد و جر و بحث بالا ميگيرد، تا کار به جاي ميکشد که امان الله
خان مجبور ميشود که ملاّ فيض را موقتاً در پغمان زنداني کند و شبانه او را به
غزني ميفرستد تا تشنج فرو مينشيند.
فيض محمد از نظر اخلاقي مردي حليم، متواضع، پارسا و پابند به
اصول اسلام و تشيع بود، و در مشکلات از نماز و دعا و از خداوند کمک ميگيرد و
ياري ميجويد و هر قدم و قلمي که بر ميدارد، براي رضاي خالق است. مردم و کشورش
را دوست دارد و از عقب ماندگي آن رنج ميبرد. باآنکه دستش از مال دنيا تهي بود
باز هم از کمک به درماندگان دريغ نمي کند و از نفوذ خويش در نجات بي گناهان و
گرفتاران استفاده ميکند.
کاتب انساني خود ساخته است که در تاريک ترين دوران تاريخي کشور
ظهور کرد و آثار بس ارزشمند از خود به يادگار گذاشت. او در سال 1308 شمسي از
حرف بچه سقا مأموريت يافت که همراه هيئتي به هزاره جات رفته، از آن مردم به نفع
سقوي بيعت نامه بگيرد. اما کاتب برعکس در خفاء مردم هزاره را به مقاومت بيشتر
تشويق کرد، وقتي به کابل برگشت مورد سؤظن قرار گرفت و و به دستور بچه سقا تا سر
حد مرگ شکنجه شد و دارايي او مصادره گرديد و در اثر همان شکنجه سخت بيمار گرديد
و براي معالجه به ايران رفت، ولي معالجه نشد و با حال کسالت به وطن برگشت و در
16 شعبان 1349قمري مطابق با 16 جدي 1309 شمسي در سن 70 سالگي در کابل، چشم از
جهان پوشيد و در همان جا به خاک سپرده شد .روانش شاد باد.
[i]
پی نوشتها
[i]
گرفته شده از کتاب نژادنامه افغان