|
 |
|
 |
امکانات و مشکلات
زراعت افغانستان و راهکارهای توسعه آن
قنبر علی حسینی
مقدمه
«بخش زراعت»
تنها بخش توليدکنندهي مواد غذايي است. بشر ميتواند بدون ماشين يا نيروي برق
دوام بياورد، ولي بدون غذا هرگز نميتواند به زندگي خود ادامه دهد. در واقع،
بيشتر اجناس صنعتي جانشين دارند، ولي مواد غذايي جانشيني ندارند. مواد غذايي
بايد يا در کشور توليد شوند يا از خارج وارد گردند.
«زراعت» نقش
بسيار بزرگي در اقتصاد افغانستان دارد. اساس اقتصاد کنوني افغانستان را «زراعت»
تشکيل ميدهد، زيرا قسمت بيشتر مردم در بخش زراعت اشتغال دارند و معيشت خود را
از اين راه تأمين ميکنند. امکانات و زمينههاي زراعت تا حدودي فراهم است.
تقريباً تمام صادرات آن به کشورهاي خارجي محصولات کشاورزي است. بخشهاي ديگر
اقتصاد افغانستان (صنعت و خدمات) به علت بيتوجهي مسئولان، جنگها و فقر مردم
رشد چنداني نکردهاند و مردم از روي ناچاري براي گذراندن زندگي و به دست آوردن
قوت لايموت خود در بخش زراعت ماندهاند.
با اينکه
افغانستان يک سرزمين زراعتي است، ولي امروزه قادر به تأمين نياز غذايي خود نيست
و تأمين نياز مواد غذايي يکي از مشکلات بزرگ مردم اين کشور است. در اين مقاله،
امکانات و مشکلات زراعت افغانستان و راهکارهاي توسعهي آن بررسي ميشوند.
الف.
امکانات زراعتي افغانستان
منظور از
امکانات زراعتي امکاناتي هستند که به کمک آنها محصولات مختلف زراعتي توليد
ميشوند، که مهمترين آنها زمين، آب و نيروي کاراند.
زمين زراعتي
«زمين» در
بخش زراعت مهمترين عامل توليد است. زيرا «زمين» در فرايند توليد بخش زراعت نقش
اساسي دارد. در بخشهاي ديگر اقتصاد نيز از زمين استفاده ميشود، ولي در هيچ
بخشي به اندازهي بخش زراعت زمين نقش اساسي ايفا نميکند.
طبق آمار سال
1342ش، افغانستان حدود 14ميليون هکتار زمين قابل کشت دارد. از آن جمله فقط 7
ميليون و هشتصدهزار هکتار زير کشت رفته است، که 5ميليون و سهصد و دههزار
هکتار آن آبي و دو ميليون و چهارصد و نود هزار هکتار آن للمي است. از آن 7
ميليون و هشتصدهزار هکتار زمين زير کشترفته، به جهت دسترسي نداشتن به آب و
خدمات زراعتي، هر ساله کمتر از 4 ميليون هکتار آن زير کشت آبي و للمي قرار
ميگيرد1.
توليد محصول
غلّه سالانه حدود يک تن(143سير) در هکتار(10000متر مربع) است2. در
حالي که توليدات غلّه در کشورهاي هلند و امارات متحده عربي 7 تن، ژاپن نزديک 8
تن و تايوان بيش از10تن در هکتار است3.
زمينهاي
زراعتي افغانستان بيشتر در نواحي شمال، غرب و جنوبغربي کشور، مانند ولايات
قندوز، بغلان، بلخ، جوزجان، فارياب، بادغيس، هرات، فراه، نيمروز، هلمند و
قندهار، قرار گرفتهاند، که تا کنون چندان توجهي به آن ناحيهها نشده است4.
عمدهي
محصولات زراعتي کشور را گندم، برنج، جو، جواري، انواع سبزيجات و ميوهجات،
انواع مغزها و خشکبار تشکيل ميدهند.
آب
اين آب است که
به زمين ارزش ميدهد و در صورت استفاده بهينه از آن آباداني و رفاه را به
ارمغان ميآورد. زمين بدون آب ارزش اقتصادي خود را از دست ميدهد. آب در زراعت
و زندگي بشر نقش خون در وجود موجودات زنده را دارد، که اگر يک لحظه قطع شود مرگ
فراميرسد. از اين رو آب اساسيترين ثروت ملي به حساب ميآيد. کشوري که آب
بيشتري در اختيار دارد، ثروتمندتر است و بهرهبرداري بهينه از آب نشانگر پيشرفت
علمي و رشد اقتصادي است. کشورهاي پيشرفته از منابع آب در ابعاد گوناگون زندگي
از جمله در حمل و نقل، توليد نيروي برق، صنعت و کشاورزي حداکثر استفاده را
ميکنند.
افغانستان يک
کشور کوهستاني بوده و از نظر منابع آب غني است. حدود دوصد رود کوچک و بزرگ از
کوههاي سر به فلک کشيدهي آن جريان دارد، که مهمترين آنها رود آمو، رود هلمند،
هريرود، کابلرود، رود بلخ، رود بغلان، رود مرغاب و رود ارغنداب هستند. از
جملهي آنها فقط از رودهاي بلخ و بغلان به صورت طبيعي استفاده ميشود، که اين
دو منطقه را به صورت انبار غله درآورده است و از ساير رودها به صورت بهينه
استفاده نميشود5. به قول يکي از محققان: «اکثر رودخانههاي
افغانستان مستيکنان خاک اين کشور را ترک گفته و به کشورهاي همسايه سرازير
ميگردند. اين کشور فقير تأمين کنندهي عمدهي آب چهار کشور همسايه به شمار
ميرود و خود از کشورهاي کمآب محسوب ميگردد. نه تنها خشکساليها، بلکه
قحطيهاي رنجآور را بارها و سالها تجربه کرده است6.»
نيروي کار
نيروي کار در
هر بخشي از اقتصاد، از جمله بخش زراعت بايد به عنوان موتور محرکهي توليد تلقي
شود، زيرا فرايند توليد توسط اين عامل شکل ميگيرد.
بر اساس
سرشماري سال 1341ش کل جمعيت افغانستان 15ميليون و دوصد و هفتاد و يکهزار و
ششصد نفر بوده است7. طبق نظر کارشناسان جمعيت، اگر نرخ رشد جمعيت
کشوري 2درصد باشد بعد از 35 سال جمعيت آن کشور دو برابر
ميشود8.
بنابراين، اکنون که 46 سال از آن سرشماري ميگذرد بايد جمعيت افغانستان بالاي
35 ميليون نفر باشد.80 درصد (28ميليون نفر) اين جمعيت در 39 هزار روستاي موجود
در افغانستان زندگي ميکنند و20درصد (7 ميليون نفر) آن در شهرها زندگي مي کنند9.
بيش از70 درصد
نيروي کار کشور(حدود5/12ميليون نفر) به زراعت اشتغال دارند10. اين
درصد بزرگ نيروي کار، به سبب مشکلات و موانعي که ذکر خواهند شد، سالانه تنها 4
ميليون تن گندم و برنج توليد ميکنند11، که توليد سالانه هر
توليدکننده 320 کيلوگرم ( 45 سير) است. در حالي که در کشورهاي پيشرفته، مانند
آمريکا 3 درصد نيروي کارش در بخش کشاورزي اشتغال دارند و سهم سالانهي هر
توليدکننده بيش از 95 تن است12. آمريکا با همين درصد کوچک، علاوه بر
تأمين مواد غذايي جمعيت خود، بزرگترين صادرکنندهي گندم در جهان است و ميتواند
سالانه به طور متوسط براي 200 ميليون نفر از کشورهاي ديگر مواد غذايي تهيه کند13.
همچنين توليد سالانهي هر توليدکننده در استراليا 107 تن و در نيوزيلند 140 تن
است14.
اگر براي هر
نفر در سال 210 کيلوگرم گندم در نظر گرفته شود، 35 ميليون نفر جمعيت افغانستان
سالانه 7 ميليون و سهصد و پنجاههزار تن مواد خوراکي نياز دارند، که تنها 4
ميليون تن آن در داخل کشور توليد ميشود و بايد سالانه 3 ميليون و سهصد و
پنجاههزار تن گندم از خارج وارد شود.
ب. مشکلات
زراعتي افغانستان
مراد از
مشکلات زراعتي چيزهايي هستند که باعث عقبماندگي بخش زراعت افغانستان شدهاند،
که عمدهترين آنها به قرار ذيلاند:
1- عدم مهار آبها
بزرگترين مشکل
زراعت افغانستان عدم مهار آبهاي آن است، که کمبود آب در کشور را به دنبال
آورده است. افغانستان با اينکه از نظر منابع آب ثروتمند است، اما چون تا هنوز
آبهايش مهار نشده و از آنها به صورت شايسته استفاده نگرديده است، دچار کمبود آب
است.
2- عدم توسعه ي زمينهاي قابل کشت
يکي از مشکلات
مهم زراعت افغانستان وجود زمينهاي قابل کشت بلا استفاده است، زيرا از يک طرف
تقريباً نصف زمين قابل کشت کشور زير کشت رفته است و نصف ديگر آن تا هنوز آباد
نشده است و سالانه تنها 4 ميليون هکتار آن زير کشت
ميرود.
از طرف ديگر بيش از 70 درصد نيروي کار کشور، که حدود 5/12ميليون نفراند، در بخش
کشاورزي مشغول کاراند، که به طور متوسط روي هر هکتار زمين زراعتي بيش از 3 نفر
کار ميکنند. اين هم طبق يک محاسبه ظاهري و تخميني است و گرنه در واقع در بعضي
از مناطق کشور از جمله مناطق مرکزي يک هکتار زمين به 20 نفر هم
نميرسد.
3- توزيع ناعادلانهي زمين
توزيع
ناعادلانهي زمينهاي زراعتي باعث شده است، که مالکان بزرگ که تنها 6درصد کل
کشاورزان را تشکيل ميدهند و داراي 50 تا 1000 جريب زمين هستند، 70 درصد کل
زمينهاي زراعتي را در اختيار بگيرند. در حالي که يک سوم يعني بيش از 33 درصد
کشاورزان بيزمين هستند.
در اين باره
يکي از محققان مي نويسد: «کم زميني يا بي زميني زارعان حداقل دو دليل دارد:
الف. در ابتدا
تقسيم عادلانه نبوده است و قدرتمندان سياسي و نظامي اغلب زمينها را تصاحب
کردهاند.
ب. بار سنگين
ماليات و رشوهخواري سبب شد که فقيران، اندک زمين خود را بفروشند و به عنوان
اجارهدار بر زمين خود کار کنند15.»
4- بيتوجهي دولتها به بخش کشاورزي
افغانستان با
اينکه يک کشور زراعتي است و زراعت پايهي اقتصاد آن است، ولي متأسفانه از سوي
دولتهاي گذشته به اين بخش توجه چنداني نشده است و به علت نبودن مديران دانا و
دلسوز از امکانات زراعتي کشور استفادهي مطلوب نشده است. هرچند اقداماتي در
زمان ظاهرشاه و نيز در اوايل حکومت خلقيها راجع به اصلاحات اراضي و پلانهاي
توسعهي زمين و توليدات زراعي صورت گرفتند، امّا به دليل نداشتن مديران باکفايت
اصلاحات اراضي اصلاً اجرا نشد و پلانهاي توسعهي آب و خاک در هلمند و ننگرهار
به صورت ناکارآمد و کمنتيجه اجرا شدند16.
دولت
افغانستان امسال (1378)براي توسعه كشاورزي اين كشور، در حدي که بتواند به عنوان
يک
کشور صادرکنندهي محصولات کشاورزي شناخته شود، دو و نيم ميليارد دلار از
کشورهاي ديگر کمک خواسته است. دولت افغانستان اعلام كرده است كه
اين پول ظرف پنج سال آينده، در زمينهي فراهم کردن آب براي زمينهاي
كشاورزي، تبديل صدها هزار جريب زمين
خشک به زمينهاي زراعتي و افزايش کيفيت غلّه در اين کشور مصرف خواهد شد17.
در آينده ديده شود که دولت چقدر به اين تعهد خود وفادار و موفق خواهد بود.
5- اعمال روشهاي ناکارآمد و سنتي در بخش کشاورزي
زراعت
افغانستان به دليل بيتوجهي دولتها به شکل سنتي و قديمي انجام
ميگيرد:
زمينهاي آبي توسط رود، نهر، جوي، کاريز و چشمه آبياري ميشوند و زمينهاي للمي
وابسته به باران است. کشاورزان کاشتن بذر و
شخم زدن
زمين را با گاوآهن يا قلبه توسط گاو و حيوانات بارکش انجام ميدهند. از وسايل و
فناوريهاي نوين زراعت، مانند تراکتور و کمباين، آبياري قطرهيي و پمپپاژي،
بذرهاي اصلاح شده، سمهاي دفع آفات و...، خيلي کم استفاده ميشود.
يک کارشناس
خارجي مينويسد: «با اين که زراعت پايهي اصلي اقتصاد افغانستان را تشکيل
ميدهد، اما هنوز از منابع خاک و آب اين کشور آنچنان که بايد بهره برداري
نميشود و نرخ توسعهي زراعتي به نحو اسفباري نازل است. بسياري از کشاورزان
افغاني هنوز از شيوههاي کاشت و زرع ابتدايي استفاده ميکنند، که از هزاران سال
پيش در شرق معمول بوده است. براي شخم زدن زمين همچنان گاوآهن استفاده ميشود.
روشن است که قلبه تنها لايهي نازکي از سطح زمين را ميخراشد و خاک را به طور
عميق زير و رو نميکند، در نتيجه آبي که در اين سرزمين ذيقيمت است در عمق زمين
نفوذ نميکند و زود تبخير شده و از بين ميرود. اين زارعان از هر بذري که به
دستشان برسد استفاده ميکنند و در اغلب جاها از هيچگونه کود شيميايي براي
حاصلخيز کردن زمين استفاده نميگردد. درو هنوز با داس و دست انجام ميشود18.»
6-کمبود استفاده ازکودهاي تقويت کننده
کشاورزان براي
زراعت از کودهاي حيواني و شيميايي استفاده ميکنند، ولي به خاطر کمبود مواد
سوختي در سالهاي اخير از کود حيواني براي سوخت خانگي مصرف
ميکنند و
مقدار کمي از آن را در کشاورزي به کار ميبرند
و به علت فقر و تنگدستي از کود شيميايي هم نميتوانند به مقدار لازم استفاده
کنند.
7-کشت بيرويهي خشخاش
کشت خشخاش و
توليد مواد مخدر، علاوه بر داشتن حرمت شرعي، قبح عقلي، ضررهاي جاني و مالي و
خدشهدار نمودن چهرهي افغانستان در سطح جهان، خسارتهاي جبران ناپذيري به
زراعت کشور وارد کرده است، چنانکه جناب کرزي رئيس جمهور گفته است: «به دليل
اين که در بيشتر زمينهاي زراعي افغانستان خشخاش کشت شده، حکومت افغانستان
مجبور است دست گدايي به سوي جهان دراز کند تا به مردم اين کشور غله بفرستند و
به مردم ما نان و آب کمک کنند19.»
8-آسيب زيرساختهاي بخش کشاورزي
سه دهه جنگ و
ناامنی آسیب فراوانی به زیرساختهای بخش کشاورزی افغانستان رسانده است. این
مسأله باعث شد که این کشور نیاز به واردات مواد غذایی از خارج پیدا کند. در
حالی که پیش از جنگها در سال 1358ش این کشور ضمن تأمین نیازهای داخلی خود
مقادیری از گندم، جو، جواری، حبوبات،
میوهجات
و
سبزیجات به اروپا، شبه قاره هند و کشورهای حوزهی خلیج فارس صادر
میکرد20.
ج. راهکارهاي
توسعهي زراعت افغانستان
مهمترين
راهکارهاي توسعهي زراعت افغانستان به طور خلاصه عباتند از:
1-مهار و
ذخيرهي آبها.
2-توسعهي
زمينهاي زراعتي.
3-اصلاحات
زمينهاي زراعتي.
4-آشنايي
کشاورزان با فناوريهاي جديد زراعتي.
5-مدرنيزه
کردن زراعت.
6-جايگزيني
خشخاش با محصولات ارزشمند و مفيد.
البته اين
راهکارها و برنامهها تنها در سايهي امنيت، دولت مقتدر، مديران لايق و
خدمتگزار و تفاهم و عزم ملي عملي است و گرنه هر تلاشي بيفايده است.
در افغانستان
بخش زراعت در توسعهي اقتصادي نقش تعيينکننده دارد، زيرا اکثر مردم معيثت خود
را از زمين تأمين ميکنند. اگر مديران مملکت به طور جدي در انديشهي رفاه مردم
باشند، تنها راهي که به زودي رفاه اکثريت را بهبود ميبخشد، اين است که اول به
افزايش بهرهوري کشاورزان در توليد مواد غذايي و محصولات نقدي و دوم به افزايش
قيمت اين محصولات کمک کنند.
با توجه به
امکانات زراعتي افغانستان، اگر به صورت کارا و بهينه از آنها استفاده شود به
زودترين وقت از نظر مواد غذايي نه تنها خودکفا ميگردد، بلکه به کشورهاي ديگر
هم صادر خواهد کرد.
اگر آب
رودخانهها، باران و برف توسط بندها، چاهها و کاريزها کنترل و ذخيره گردند،
افغانستان علاوه بر رفع نيازمنديهاي خود، ميتواند به کشورهاي همسايه آب صادر
کرده و در برابر آن پول دريافت کند. به ويژه اينکه بيشتر آبهاي کشور معدني و
مناسب شُرب است.
آقاي غبار
مورخ مشهور کشور مينويسد: «آبهاي روي زمين اين کشور که بيشتر از جبال برفدار
سرچمه ميگرند همراه با آبهاي زير زمين در صورت حسن استفاده از هر دو براي
زراعت افغانستان کافي بوده و بستر زندگي آبرومندانه را فراهم ميکند21.»
اگر زمينهاي
باير قابل کشت، که بيش از 6 ميليون هکتار است، با احداث بندها، کاريزها و نهرها
زيرکشت برده شوند همهي زمينهاي زير کشت کشور به 14ميليون هکتار ميرسد.
اگر بخش زراعت
افغانستان با وسايل و فناوريهاي جديد مجهّز شود و اين 14 ميليون هکتار زمين
زراعتي به طور عادلانه بين کشاورزان توزيع گردند و سالانه تنها 8 ميليون هکتار
آن زير کشت غلهجات برده شوند و از هر هکتار به طور متوسط فقط 5 تن مواد غذايي
برداشت شود، افغانستان قادر است سالانه 40 ميليون تن غله، که غذاي يک سال 200
ميليون نفر است، توليد کند. اگر سالانه 10 ميليون هکتار آن زير کشت غلهجات
برده شود و 4 ميليون هکتار ديگر براي ميوهجات، سبزيجات، علفهاي حيوانات و
محصولات نقدي باشد، غذاي250 ميليون انسان را تأمين ميکند. در آن صورت، مواد
غذايي جمعيت فعلي افغانستان را تنها يکونيم ميليون هکتار آن تأمين ميکند.
نتيجه
اساس اقتصاد
کنوني افغانستان را زراعت تشکيل ميدهد و بخش زراعت در توسعهي اقتصادي کشور و
رفاه جامعه نقشي بسيار تعيينکننده دارد. از اين رو بر مديران مملکت لازم است
نسبت به اين بخش توجه بيشتر کنند.
با اينکه بخش
زراعت در افغانستان خيلي اهميت دارد، ولي به سبب بيتوجهي دولتهاي گذشته و سه
دهه جنگ و ناامني، بخش زراعت اين کشور عقب مانده است و دچار مشکلات عديده، از
جمله کمبود آب، کمبود زمين و روشهاي سنتي و ناکارآمد زراعت شده است، که در
نتيجه توليدات مواد غذايي داخلي جوابگوي نيازمنديهاي غذايي مردم نيستند و
سالانه بيش از 3 ميليون تن گندم و برنج از خارج وارد ميشود.
اما اگر از
امکانات زراعتي افغانستان به صورت کارا و بهينه استفاده شود و بخش زراعت آن با
وسايل و فناوريهاي جديد زراعتي مجهّز گردد، اين کشور، علاوه بر تأمين مواد
غذايي جمعيت خود، قادر خواهد بود سالانه حدود 40 ميليون تن غله، که غذاي
200ميليون نفر است، صادر کند.
پی
نوشتها
.[1]
غبار، ميرغلام محمد،
افغانستان در مسير تاريخ، ص17، انتشارات جمهوري، تهران،
چاول، 1384ش. و اينترنت، سايت وزارت زراعت، آبياري
و مالداري افغانستان.
www. agricultur.gov.af/
2-
اينترنت،
سايت وزارت زراعت،...افغانستان.
www. agricultur.gov.af/
3
. گيليس و ديگران، اقتصاد توسعه، ص625، ترجمهي غلامرضا آزاد، نشر ني، تهران،
چاول، 1379ش.
4
. غبار، ميرغلام محمد، افغانستان در مسير تاريخ، ص17همان.
-5
مجموعهمقالات دومين سمينار
افغانستان، دفتر مطالعات سياسي و بين الملليوزارت امور خارجهجمهوري اسلامي
ايران، ص677، تهران، چاول، 1370ش.
6
. مجلهي سراج، سال نهم، شماره19، ص161
-7
غ.
بار، ميرغلام محمد،افغانستان در مسير تاريخ، همان، ص11.
8
. گيليس و ديگران، همان، ص285.
9
. غبار، ميرغلام محمد،افغانستان در مسير تاريخ، همان ، ص12. و دولت آبادي،
بصيراحمد، شناسنامهي افغانستان، ص67، تهران، چدوم، 1382ش. و اينترنت، سايت
خبرگزاري فارس، طرح افغانستان براي توسعه روستاهاي اين کشور، 3خرداد 1387ش.farsnews.ir.
www
10
. اينترنت، سايت وزارت خارجه آمريکا،
usinfo.state.ov
مقاله جودي هاسون.
-11
روزنامه
آفتاب، 25بهمن 1385ش.
12
. گيليس و ديگران، اقتصاد توسعه، همان ص625.
13
. رحماني، عليجان، علل عقب ماندگي افغانستان، ص78، انتشارات ميراث ماندگار،قم،
چاول، 1386ش.
14
. گيليس و ديگران، اقتصاد توسعه،
همان ص625.
15.
رحماني، عليجان، علل عقب ماندگي افغانستان همان، ص51.
16
.
رحماني، عليجان، علل عقب ماندگي افغانستان
همان، ص52.
17.
اينترنت، سايت ايسنا خبرگزاري دانشجويان ايران.
www.khabarfarsi.com/isna
18
. اسعدي، مرتضي، سرزمين و مردم افغانستان،ص230، انتشارات علمي و فرهنگي، 1386ش.
19
. اينترنت، سايت ايسنا، 27 ارديبهشت 1387ش.
www.khabarfarsi.com/isna
20
. اينترنت، سايت ايرنا: خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران، 3تير 1387ش.
www.irna.ir/
21.
غبار، ميرغلام محمد،
محمد،افغانستان در مسير تاريخ، همان، ص4.