|
 |
|
 |
در چشمه
سار تسنیم(8)
عبدالمؤمن حکیمی
عظمت ونفوذ فوق العاده قرآن
تاثير قرآن،
در قلوب و افكار، واقعيتي است انكار ناپذير، و در طول تاريخ اسلام شواهد زيادي
بر اين معني ديده ميشود، و عملا ثابت شده كه سختترين دلها با شنيدن آياتي
چند، آن چنان نرم ميشد كه يكباره خود را به اسلام ميسپرد، تنها افراد لجوج و
معاند از اين معني مستثني بودند، آنهايي كه هيچ جايي براي هدايت در وجودشان
نبود.
" لَوْ
أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلي جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً
مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ ..."
(- حشر/21)
اگر اين قرآن
را بر كوهي نازل ميكرديم، ميديدي كه در برابر آن خاشع ميشود و از خوف خدا
ميشكافد...
علامه
طباطبايي ميفرمايد: منظور آيه شريفه تعظيم امر قرآن است، به خاطر استعمالش بر
معارف حقيقي و اصول شرايع و عبرتها و مواعظ و وعد و وعيدهايي كه در آن است، و
نيز به خاطر اينكه كلام خدا عظيم است. و معناي آيه اين است كه: اگر ممكن بود
قرآن بر كوهي نازل شود، و ما قرآن را بر كوه نازل ميكرديم، قطعا كوه را با آن
همه صلابت و غلظت و بزرگي هيكل و نيروي مقاومتي كه در برابر حوادث دارد،
ميديدي كه از ترس خداي عز و جل متاثر و متلاشي ميشود، و وقتي حال كوه در
برابر قرآن چنين است، انسان سزاوارتر از آن است كه وقتي قرآن بر او تلاوت
ميشود و يا خودش آن را تلاوت ميكند قلبش خاشع گردد. بنا بر اين، بسيار جاي
تعجب است كه جمعي از همين انسانها نه تنها از شنيدن قرآن خاشع نميگردند، و
دچار ترس و دلواپسي نميشوند، بلكه در مقام دشمني و مخالفت هم برميآيند.
پس اينكه
فرمود:" لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلي جَبَلٍ" مثلي است كه
خداي تعالي براي مردم در امر قرآن زده تا عظمت و جلالت قدر آن را از اين نظر كه
كلام خدا است و مشتمل بر معارفي عظيم است به ذهن مردم نزديك سازد تا در باره آن
تفكر نموده، و آن طور كه شايسته آن است با آن برخورد كنند، و در صدد تحقيق
محتواي آن كه حق صريح است برآمده، به هدايتي كه از طريق عبوديت پيشنهاد كرده
مهتدي شوند، چون انسانها براي رسيدن به كمال و سعادتشان طريقي بجز قرآن ندارند.
جوانان قرآني
«اِذ اَوَي
الفِتية اِلَي الكَهفِ فَقالُوا رَبَّنا اِتنا مِن لَدُنكَ رَحمَةً وَ هيئ لَنا
مِن أَمرِنا رَشَداً
(سوره كهف،آيه10)
[وبياد بياور
اي پيامبر] آن زمان كه آن جوانان به غار پناه بردند و گفتند: پروردگارا، به ما
از نزد خويش بخشايشي ارزاني دار و براي ما در كارمان رهيابي [به صلاح و كمال]
را فراهم ساز».
جوان كيست؟
همانطور كه
ميدانيد در قرآن كريم دوبار(و هر دو بار در سورهٔ كهف) كلمه فتيه (جوانان)
بكار رفته است.
" فتية" جمع"
فتي" در اصل به معني" جوان نوخاسته و شاداب" است، ولي گاهي به
افراد صاحب سن و سالي كه روحي جوان و شاداب دارند نيز گفته ميشود، و معمولا
اين كلمه با يك نوع مدح بخاطر صفات جوانمردي و مقاومت و شهامت و تسليم در مقابل
حق همراه است.
شاهد اين سخن
حديثي است كه از امام صادق( ع) نقل شده است: امام (ع) از يكي از ياران خود
پرسيد" فتي" به چه كسي ميگويند؟ او در پاسخ عرضكرد:" فتي" را به جوان ميگوئيم،
امام (ع) فرمود:
أما علمت ان
اصحاب الكهف كانوا كلهم كهولا، فسماهم اللَّه فتية بايمانهم"
آيا تو
نميداني كه اصحاب كهف همگي كامل مرد بودند، اما خدا از آنها به عنوان" فتيه"
نام برده چون ايمان به پروردگار داشتند".سپس اضافه فرمود:" من آمن باللَّه و
اتقي فهو الفتي":" هر كس به خدا ايمان داشته باشد و تقوا پيشه كند جوانمرد
است.
بنابراين از
ديد قرآن «جوان» به قدرت بازو و سن و سال نيست؛ بلكه به قدرت ايمان ميباشد.
پيامها:
1 ـ توانايي
جوان، برجانفشاني در راه حق، ترجيح دادن حقيقت از غير حقيقت، شناخت عقيده درست
از نادرست، ترك لذتها و زيباييهاي دنيوي از سايرين افزون است.
2 ـ همواره در
فتنهها بايد به جايي مطمئن و دور از خطر پناه برد.
3 ـ در
سختتـرين مـوقعيتهـا اوليـن گفتـار نيـايش با پـروردگار جهانيان ميباشد:
4 ـ با نجات و
امنيت يافتن نبايد خدا را از ياد برد، بلكه بايد از پيشگاه او درخواست رحمت و
گشايش كرد. (اِتنا مِن لَدُنكَ رَحمَةً).
5 ـ جوان
مؤمن، با وجود فراهم بودن اسباب و وسايل ظاهري دل به آنها نميبندد و تنها
برحمت خداوند اميدوار و به قدرت او اتكا دارد. (از مقدم شدن «مِن لَدُنكَ»
بر «رَحمَةً» اين نكته را ميفهميم).
6 ـ جوان،
آنگاه خداوند را با فطرت سليم خويش درمييابد كه همه معبودهاي دروغين را نفي
كند و خود را با تمام وجود از آنها دور سازد (آنان همه چيز را رها كردند و سپس
گفتند «رَبَّنا»).
7 ـ جوان بايد
همواره حقيقتجو باشد. (وَ هيئ لَنا مِن أَمرِنا رَشَداً).
8 ـ جوان نسبت
به شناخت جريانهاي اجتماعي نبايد بيتفاوت باشد، بلكه بايد به طور دقيق حق را
از باطل جدا كرده و آنرا بشناسد. (آنان از قوم و جامعه باطل به غار پناه
بردند).
9 ـ جوان
هيچگاه هضم در فضاي ناسالم نميشود، بلكه خود را از جو جامعه فاسد با هجرت
نجات ميدهد.
10ـ اهل حق و
حقيقت با يكديگر سازگارند و ميتوانند جمعي عمل كنند و از تك روي پرهيز دارند.
(آنان با هم هجرت كردند و براي گشايش يك صدا گفتند: «قالُوا رَبَّنا»).
خلوتي با قرآن
وَ لا
تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ(-
آل عمران/139)
و سست نشويد!
و غمگين نگرديد! و شما برتريد اگر ايمان داشته باشيد.
بعد از جنگ
احد كه به خاطر عدم اطاعت از فرماندهي، بر قواي اسلام شكست وارد شد، مسلمانان
روحيّه خود را از دست دادند، اين آيه نازل شد كه مبادا با شكست خود را ببازيد،
بلكه با ايمان خود را تقويت كنيد كه برتري با شماست.
تمامي آيات
قرآن از نظر فصاحت و شيوايي منحصر به فرد است و در اين مطلب ترديدي نيست.اما
برخي از آيات قرآن به تناسب حال و مقتضاي شرايط، از زيبايي خاصّي برخوردار است
و چنان بر دل مينشيند كه گويي فرشتهٔ وحي هم اينك بر تو نازل شده و آيه را بر
تو ميخواند، و آيهٔ فوق از اينگونه است.اين آيه در پاسخ به تمامي مشكلات
جوانان، مرهمي شفابخش است كه ميفرمايد:«نه سستي كنيد و نه اندوهناك باشيد كه
شما از همه برتر و بالاتريد اگر مؤمن باشيد».
سه
شرط مهم براي موفقيت
مجموعاً سه
شرط مهم براي موفقيت و پيشرفت در زندگي از اين آيه قابل استخراج است:
1. تلاش
بيوقفه «لاتهنوا»، در دنياي پرغوغا و پر نقش امروز كه گاه صداقت ملال آور
ميشود و ايمان كمياب و بازار هر دو كساد، بايد به خاطر داشت كه از اين قيد و
بندهاي كنوني هميشه فراوان بوده و هست و پيوسته «اگر»هاي مختلف مزاحم و سدّ
راه پيشرفت انسان است. اما در هر شرايط ما موظّفيم تلاش خود را انجام دهيم كه
مسلماً از اين تلاش ضرر نخواهيم ديد.
2. شادي و
نشاط (و لا تحزنوا) ـ اگر چه تحقق اين امور، شرايط و مقدماتي را ميطلبد كه
برخي فردي و برخي اجتماعي است و اسباب و علل تلاش و نشاط گاه به دست محتكران در
زير زمينها محبوس ميشوند:اما به هر شكل روان شناسان نيز امروزه بر اهميت نشاط
و حتي خنده در سلامت روح تأكيد بسيار دارند.
3. ايمان (ان
كنتم مؤمنين) ـ و ايمان يعني خلوت در پناهگاه امن خدا، فارغ از تمامي آلودگيها
و به دور از هر گونه خودنمايي،ساعتي با او سخن گويي و او را باور داشته باشي،
كه مورد تأكيد قرآن كريم است و در رهگذر آيه فوق معناي سازنده مييابد. .قرآن
در اين زمينه ميفرمايد:
وَ مَنْ
يَتَوَكَّلْ عَلَي اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ
جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرا(- طلاق/3)
هر كس به خدا
توكل كند همان براي او كافيست چرا كه خداوند كار خود را به انجام خواهد رساند و
او براي هر چيز قدر و منزلتي قرار داده است».
منظور از توكل
بر خدا، اين است كه انسان تلاشگر كار خود را به او واگذارد و حل مشكلات خويش را
از او بخواهد، خدايي كه از تمام نيازهاي او آگاه است، خدايي كه نسبت به او،
رحيم و مهربان است، و خدايي كه قدرت به حل هر مشكلي دارد. كسي كه داراي روح
توكل است، هرگز ياس و نوميدي را به خود راه نميدهد، در برابر مشكلات احساس ضعف
و زبوني نميكند، در برابر حوادث سخت، مقاوم است، و همين فرهنگ و عقيده چنان
قدرت رواني به او ميدهد كه ميتواند بر مشكلات پيروز شود، و از سوي ديگر
امدادهاي غيبي كه به متوكلان نويد داده شده است به ياري او ميآيد، و او را
شكست و ناتواني رهايي ميبخشد.
لذا توكل با
شرايط مذكور (ايمان، تلاش و نشاط) قابل جمع است و اصولاً با وجود آن شرايط،
تحقق ميپذيرد.
آيات قرآني و
ضرب المثلهاي فارسي
1. إِنْ
أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا
اگر احسان و
خوبي كنيد، به خودتان خوبي كرده ايد و اگر بدي كنيد، به خود بدي كرده ايد.(
- اسراء/7) )
« هر چه كني
به خود كني گر همه خوب و بد كني »
2. مَا
نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا
؛ هر آيهاي را كه منسوخ كنيم يا آن را متروك سازيم، بهتر از آن يا مثل آن را
ميآوريم.( - بقره /106)
« چو ايزد
ببندد ز حكمت دري به رحمت گشايد در ديگري »
5. إِذَا
خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَاماً ؛ هنگامي كه جاهلان آنها را
مخاطب ميسازند، سلام ميدهند.( - فرقان /63)
« جواب ابلهان
خاموشي است»
6. وَأَن
لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَي؛ براي انسان جز آنچه كه سعي كرده
نخواهد بود.( - نجم /39)
« مزد آن گرفت
جان برادر كه كار كرد »
7.
أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ؛ آنها را انذار
دهي يا ندهي (فائده ندارد و ) آنها ايمان نميآورند.( - بقره/6)
« با سيه دل
چه سود گفتن وعظ نرود ميخ آهنين در سنگ »
8..
لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ؛
اگر شكر كنيد، نعمتها را بر شما افزون ميكنم و اگر كفران نعمت كنيد عذاب من
شديد است.( - ابراهيم /7)
«شكر نعمت،
نعمتت افزون كند كفر، نعمت از كفت بيرون كند »
9 . وَمَا
مِنْ دَابَّةٍ فِي الأرْضِ إِلا عَلَي اللَّهِ رِزْقُهَا وَيَعْلَمُ
مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِي كِتَابٍ مُبِينٍ؛ هيچ
جنبندهاي در زمين نيست مگر اين كه رزقش بر عهده خداوند است.( - هود /6)
«مخور هول
ابليس تا جان دهد هر آنكس كه دندان دهد نان دهد»
10. وَمَا
أَصَابَكُم مِّن مُّصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ؛ هر مصيبت و
گرفتاري كه برايتان پيش ميآيد به دست خودتان ايجاد شده است.( -
شوري /30)
« گله از هيچ
كس نبايد كرد كز تن ماست آنچه بر تن ماست»
پی
نوشتها