يس * وَ الْقُرْءَانِ الحَْكِيمِ

   تاريخ هجري شمسي

   معرفي انجمن

  جرعه ای از زلال وحی

   درمحضراهل البیت(ع)

   نشریه پیام یاسین

   مقالات

    گزارشات

   اخبار

   تحلیل ها

   افغانستان

  ارزگان خاص

   همایشها

   گفتار بزرگان

   مهاجرین

   پرسش و پاسخ

   مشاوره

   طنز

    گالری عکس

    پیوندها

    ارتباط با ما

عنوانهای دیگر شماره هفدهم :

» سرمقاله (بچه ها گرسنه اند)

  دینی:

» عوامل و موانع تقریب مذاهب اسلامی در افغانستان

» جستاری در بازشناسی خانواده ایده آل از منظر قرآن

» موعود ادیان

  سیاسی:

» عوامل بحران و نا امنی در افغانستان

» نگاهی به گذشته و حال مردم افغانستان

  اجتماعی:

» چرا باید به غریزۀ جنسی خود را مهار کرد؟

» سایه روشنهایی از گرایشات نژادی در حکومت دموکراتیک افغانستان

» یادداشتی بر درگیری های کوچی ها و مردم بی دفاع

» امکانات و مشکلات زراعت افغانستان و راهکارهای توسعه آن

  گوناگون:

» در چشمه سار تسنیم(8)

» معرفی یک پایان نامه

» آیه ها و جمله ها

  افغانستان:

» مشاهیر افغانستان

» سفرنامه ای از وطن

» اخبار فرهنگی و اقتصادی

 

پیام یاسین مقالات پرسش و پاسخ ارزگان خاص صفحه نخست

به پايگاه اطلاع رساني انجمن فرهنگي ياسين خوش آمديد     »»»  http://www.yasinian.comپايگاه اطلاع رساني انجمن فرهنگي ياسين از مطالب شما در زمينه هاي فرهنگي، اجتماعي،‌سياسي و... استقبال مي كند   »»» Info@yasinian.com

 

چرا باید غریزۀ جنسی خود را مهار کرد؟

نجیب الله نوری

مقدمه

گرايش جنسي يکي از گرايشات طبيعي در وجود بشر است، که اصطلاحاً «غريزه جنسي» ناميده مي‌شود. اما برخي از دانشمندان به کاربردن «غريزه» را در مورد انسان نادرست مي‌داند زيرا غريزه شامل ويژگي‌هايي است که در مورد انسان صادق نيستند. رفتارهاي غريزي رفتارهاي ارثي و خودکار هستند که يادگيري در آن تاثير ندارد و تحت تاثير ژن‌ها بروز مي‌کنند، اين رفتارها تغيير ناپذيراند و در تمام افراد يک نوع يکسان بروز مي‌کنند.

 به طور مثال تمام افراد يک نوع پرنده در زمان خاص و به شکل خاص رفتاري را انجام مي‌دهند مثلا لانه سازي مي‌کنند که يادگيري در آن تاثير ندارد. اما گرايش جنسي در انسان يک ميل انگيزشي است که يادگيري در آن نقش دارد، تحت تاثير نگرش‌ها، پيش‌بيني‌ها و انتظارات شخص است، باورها، تصورات، فرهنگ و جامعه در آن اثر دارد پس نمي‌توان آن را غريزي دانست بلکه يک گرايش انگيزشي است1.

تمايلات جنسي از نظر اسلام

اگر بخواهيم از ديد اسلامي سخن بگوييم، اولين مطلب اين است که مهار و کنترل صددرصد تمايلات جنسي مورد قبول آموزه‌هاي اسلامي است اين امر روشن است که اسلام بسيار به مسأله ازدواج اهميت داده و راه‌ قانوني براي برطرف کردن نياز جنسي در اختيار بشر قرار داده است و مردم را به رفتن از اين راه سفارش نموده، اما عزلت گزيني و سرکوب کامل غريزه جنسي را محکوم کرده است.

 دليل اين امر هم تا حدودي روشن است زيرا علاوه بر اينکه بقاي نسل بشر بر ازدواج مبتني است، ترک کامل اعمال جنسي بيماري‌هاي روحي و رواني را در پي دارد و به افسردگي و دلسردي انسان در زندگي منجر مي‌شود2.

رفتارهاي جنسي خارج از چارچوب ازدواج

آنچه مورد نظر بررسي در اين مقاله است رفتارهاي خارج از چارچوب ازدواج است و همه کارهاي خارج از چارچوب ازدواج صورت مي‌گيرد، ما يک عنوان کلي در مورد همه آنها به کار مي‌بريم که بر گرفته از شرع است و آن «شهوت گرايي» است. هر چند اصطلاح شهوت دو معناي عام و خاص دارد3. شهوت به معناي عام به هر نوع تمايل گفته مي‌شود ولي شهوت به معناي خاص به تمايل جنسي گفته مي‌شود. اضافه کردن پسوند «گرايي» به شهوت نشان دهنده تمايل زياد انسان به اين نياز است. بنابراين «شهوت‌گرايي» يعني انجام رفتارهاي جنسي خارج از چارچوب ازدواج شرعي و عرفي، پيامدها و اثرات منفي زيادي دارد که در زير به بيان برخي از آنها مي‌پردازيم:

کاهش عقل

شهوت گرايي عقل انسان را کم مي‌کند، در حاليکه تمايز انسان از حيوانات به عقل اوست. دنياي امروز را نيز جهان حاکميت عقل خوانده‌اند. بنابر اين اگر شهوت‌گرايي و رفتارهاي جنسي عقل انسان را ضعيف کند خسارت بزرگي به او مي‌زند. در اينجا دو سئوال مطرح مي‌شود:

1ـ چه کسي گفته شهوت عقل انسان را کم مي‌کند؟

2ـ چگونه شهوت‌گرايي عقل انسان را کم مي‌کند؟ چه اتفاق مي‌افتد که با پيروي از غريزه جنسي عقل انسان کم مي‌شود؟

پاسخ به سئوال اول را در قالب سخنان بزرگان دين مي‌توان جستجو کرد. بي‌ترديد سخنان بزرگان دين براي خوانندگان اين مقاله که ديندار هستند قانع کننده است. روايات متعددي نشان ‌مي‌دهند که شهوت‌گرايي باعث کمبود عقل يا ضعف عقل انسان مي‌گردد.

حضرت علي (ع) در باره مذمت فرد شهوت ران فرمود:

 «قد خرقت الشهوات عقله و أماتت قلبه و ولهت عليها نفسه4»

 شهوت‌ها پرده عقل او را پاره کرده و دل او را ميرانده است روانش سرگردان و متحير گشته است. «من لم يملك شهوته لم يملك عقله5»

 کسي‌که نتواند شهوت خود را مهار کند و مالک آن گردد، کنترل خود بر عقل خويش را نيز از دست خواهد داد. از ديدگاه امام علي‌(ع)  عقل و شهوت در مقابل هم قرار دارند و متضاد هستند بنابراين با تسلط شهوت بر وجود انسان عقل او ضعيف خواهد گشت و همچنين با نيرو گرفتن عقل در انسان شهوت در او رو به ضعف و کاهش خواهد گذاشت:

 «العقل و الشهوة ضدان و مؤيد العقل العلم و مزين الشهوة الهوي و النفس متنازعة بينهما فايهما قهر کانت في جانبه6»

 يعني عقل و شهوت ضد هم هستند علم پشتيبان عقل و هوس حمايت‌گر شهوت است و نفس در حالت کشمکش بين انتخاب عقل و شهوت است هر کدام از شهوت و عقل غلبه کند روان انسان نيز در آن سو قرار خواهد گرفت يعني به سمت خواسته‌هاي يکي از آنها حرکت خواهد کرد. در ادامه همين سخن مي‌گويد:

 «ذهاب العقل بين الهوي و الشهوة7» از بين رفتن عقل در اثر هوس‌راني و شهوت‌گرايي رخ مي‌دهد.

علماي اخلاق اسلامي نيز به اين واقعيت اشاره کرده‌اند؛ ملا احمد نراقي (ره) مي‌فرمايد: «عقل که کارفرماي مملکت بدن است به واسطه شهوت مقهور و منکوب مي‌گردد8» امام خميني (ره) به عنوان يک عالم اخلاق، حکيم و عارف نيز به اين واقعيت اشاره کرده است: «کدورت و ظلمت هواي نفس تمام انوار عقل و ايمان را خاموش کند9» گرچه امام خميني در اين کلام تعبير هواي نفس را به کار برده است ولي شهوت‌گرايي نيز نوعي از پيروي هواي نفس است.

تا اينجا به سئوال اول پاسخ داده‌‌ايم که چه کس يا کساني گفته که شهوت‌راني يا پيروي زياد از غريزه جنسي عقل را کاهش مي‌دهد.

اما پاسخ به سئوال دوم که چگونه شهوت گرايي عقل را ضعيف مي‌کند؟

منظور از ضعيف شدن عقل نمي‌تواند معاني زير باشد:

ـ «هرکس شهوت راني کرد، عقلش ضعيف شود مثلا خل يا ديوانه مي‌شود». اين معنا نمي‌تواند منظور باشد زيرا خيلي از افراد شهوت ران خيلي هم با هوش و زرنگ هستند.

ـ «هرکس پيرو شهوت شد، ديگر نمي‌تواند طرح و نقشه بريزد». اين معنا نيز نمي‌تواند مورد نظر باشد زيرا بسياري از افراد پيرو شهوت خيلي طرح‌ها و نقشه‌هاي پيچيده براي به دست آوردن لذت جنسي مي‌کشند و پياده مي‌کنند.

 ـ «هر کس شهوت راني کرد نمي‌تواند مسائل عقلي را حل کند مثلا نمي‌تواند مسأله‌هاي رياضي را حل کند» اين معنا نيز نمي‌تواند منظور باشد زيرا دانشجويان علوم رياضي و عقلي مبتلا به شهوت‌راني، مسائل نظري و عقلي خود را نيز خوب حل مي‌کنند.

همچنين اگر کسي به غريزه جنسي رو آورد اينگونه نيست که ديگر ذهنش نتواند مطالب را به خاطر بسپارد. اين هم نمي‌تواند منظور باشد.

پس منظور از ضعف عقل که شهوت باعث آن مي‌شود چيست؟

براي اينکه بفهميم چگونه شهوت‌راني عقل را ضعيف مي‌کند، نخست بدانيم منظور از عقل در آموزه‌هاي ديني چيست سپس ضعف و ناتواني آن را درک کنيم.

معناي اول کاهش عقل

در حديثي از ابي عبد الله (ع) آمده است که فرمود:

« قال قلت له ماالعقل قال ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان، قال قلت فالذي کان في معاويه فقال تلک النکراء تلک الشيطنه و هي شبيهه بالعقل و ليست بالعقل10»

عقل آن است که خداوند در سايه آن عبادت شده و بهشت به وسيله آن کسب شود، راوي مي‌گويد پس آنچه که در اختيار معاويه بود چيست؟ امام مي‌فرمايد «نکراء» است يعني بدل عقل است يعني در واقع شيطنت و در ظاهر شبيه به عقل است ولي در واقع عقل نيست. شهوت راني، عقل از سنخ عقل معاويه را ضعيف نمي‌کند اگر مي‌کرد مال معاويه هم ضعيف مي‌شد.

پس در واقع آنچيزي را که شهوت راني ضعيف مي‌کند يک نيروي تفکر منطقي است که انسان را به سعادت نزديک مي‌کند. افرادي که خداوند را پرستش مي‌کنند اينگونه عقل دارند که با خود مي‌انديشند که اين جهان بسيار پيچيده و پر رمز و راز حتما سازنده و خالقي دارد، و گرنه ممکن نبود ساختمان گياهان، جانداران، حيوانات و انسان اين قدر با سازماندهي پيچيده ساخته شود به طوري که تنها در مغز انسان بيست و پنج ميليارد سلول مغزي براي انجام کارهاي مختلف وجود دارد11 و يگ گياه براي رشد خود به آب، خاک، هوا (اکسيژن)و نور خورشيد نياز دارد که اين امر نظم و سازماندهي بين عناصر مختلف در زمين را نياز دارد و اين نشان دهنده خالق مقتدر واحد است. چنين سازنده قابل تقدير و ستايش است. زيرا اگر انساني يک دستگاه الکتريکي خيلي پيچيده بسازد چگونه ما همه از او تعريف و تمجيد مي‌کنيم و حرف او به سر زبان‌ها مي‌افتد. خداوندي که ميلياردها دستگاه پيچيده ساخته است چرا او را تعريف نکنيم از او تمجيد نکنيم. تعريف و تمجيد از او همان عبادت و ستايش پروردگار است.

فردي که به شهوت راني مي‌پردازد چنين طرز تفکري در او ضعيف مي‌شود و اين به معناي ضعف عقل معنوي اوست. زيرا چنين فردي مدام به اين مي‌انديشد که انرژي جنسي‌اش را چگونه تخليه کند، چگونه و از چه طريقي به جنس مخالف مورد نظر خويش دست يابد و غريزه جنسي خود را چگونه ارضاء کند. در واقع ضعيف شدن عقل به اين معناست که فرد شهوت‌ران فکر و ذکرش به دنبال شهوت مي‌رود. به مرور زمان تصورات، خيالپردازي‌ها، داستان‌ها، صحبت‌ها، رفتار و نگاهش به مسايل جنسي منحصر مي‌شود و نيروي عقلش از فعاليت اصلي خود باز مي‌ماند.

معناي دوم کاهش عقل

عقل در منابع اسلامي به عنوان تشخيص دهنده خوبي وبدي (حسن و قبح) نيز مطرح شده است. فرد عاقل خوب و بد را تشخيص مي‌دهد. خوب يعني چيزي که مصلحت و سعادت آينده دور و نزديک فرد را تامين کند، بد يعني چيزي که به مصالح آينده زندگي فرد ضرر وارد سازد. اين قانون کلي عقلي است. اما در مقام عمل هر فرد در موقعيت‌هاي مختلف زندگي بايد خودش با عقل خودش تشخيص دهد که چه کار مصلحت آينده او را تامين مي‌کند و چه کاري به سعادت او در آينده ضرر مي‌زند.

فرد شهوت‌ران چنين قوه تشخيص را از دست مي‌دهد. زيرا عقل که ابزار تشخيص است آزاد نيست و نمي‌تواند آزادانه فعاليت کند. بلکه اسير است فرمانش در اختيار شهوت قرار گرفته است. بنابراين به کاري رو مي‌آورد که بيشتر شهوت‌ و نياز جنسي را بر آورده سازد. ذهني که درگير شهوت باشد به جاي پرداختن به هدف زندگي و برنامه‌هاي مفيد زندگي خود، بيشتر در صدد ارضاي اين گرايش است. لذا خوبي‌ها و بدي‌ها از نظر او مخلوط مي‌شود. در جايي که ديگران به همسر پاک و عفيف تمايل دارد، او به افراد بي‌باک و آلوده تمايل پيدا مي‌کند. به جاي اينکه افراد درست کار و پاک دامن را دوست باشد، به افراد آلوده و منحرف جنسي علاقه پيدا مي‌کند. اينها نشانه‌هاي از نداشتن قوه تشخيص خوب و بد است. و اين همان ضعف و کاهش عقل است.

2ـ ضعف اراده

شهوت راني اراده انسان را ضعيف مي‌کند. براي فهم اين مطلب، نخست بايد بدانيم اراده چيست. منظور از اراده در اينجا به معناي تصميم و عزم است12 بنابراين انسان با اراده کسي است که با سنجش جوانب کار و بررسي نقاط مثبت و منفي يک عمل تصميم مي‌گيرد که آن را انجام دهد و در راه انجام آن هيچ چيزي مانعي او نمي‌شود. ولي انساني که اراده ضعيف دارد امروز تصميم مي‌گيرد که فردا فلان کار را انجام دهد ولي وقتي زمان عمل مي‌رسد سستي دامنگير او شده به بهانه‌هاي مختلف از انجام آن سر باز مي‌زند. دانشمندان در تعريف اراده مي‌گويند: «اراده عبارت است از قدرت و قوه دروني كه انسان مختاري را به كار معيني وادار مي‌كند لذا اعمال ارادي آن دسته اعمال هستند كه پس از تامل و تفكر براي غرض معين و معلومي به اختيار از انسان صادر مي‌شود13».

 با توجه به اين بيان اراده براي انسان خيلي مهم است. امام خميني از اساتيد خود اين مسأله را بيان مي‌کند که انسانيت انسان به اراده اوست و هر کس به هر درجه‌اي که از اراده برخوردار باشد، به همان ميزان انسان است: «بعضي از مشايخ ما مي‌گويند: عزم جوهره انسانيت است و ميزان امتياز انسان است و تفاوت درجات انسان به تفاوت درجات عزم است14».

شهوت گرايي اراده را از انسان سلب مي‌کند و فرد شهوت‌گرا آن جديت و تصميم در انجام کارها را از دست مي‌دهد، کارهايش به تاخير مي‌افتد، همواره با مقداري زيادي از کارهاي عقب افتاده سر و کار دارد، بارها تصميم مي‌گيرد که کارهايي بخصوصي را انجام دهد ولي در موقع عمل از نظر روحي و رواني حال و توان ندارد که آن را انجام دهد. لذا فرصت‌هاي زيادي را در زندگي از دست مي‌دهد. در زندگي موفق نيست. بي‌حال و بي‌انرژي است. اميرالمؤمنين (ع) مي‌فرمايد:

«من قوي هواه ضعف عزمه15»

هرکس هوا و هوسش (شهوت) زياد شد اراده و عزمش ضعيف مي‌شود. در جاي ديگر مي‌فرمايد:

 «ما رفع امرءا کهمته، و لا وضعه کشهوته16»

 هيچ چيزي به اندازه همت و اراده فرد او را بالا نمي‌برد و هيچ چيزي مانند شهوت کسي را زمين نمي‌زند. پس شهوت بر خلاف همت و اراده در فرد عمل مي‌کند. امام خميني نيز به اين واقعيت اشاره دارد: «جرئت بر معاصي کم کم انسان را بي‌عزم مي‌کند و اين جوهر شريف را از انسان مي‌ربايد، گوش کردن به تغنيات سلب اراده و عزم از انسان کند17».

3ـ مشکلات روحي و رواني

فردي که شهوت گراست ممکن است در ابتداي کار از نظر رواني سالم باشد ولي مدتي که در پي ارضاي غريزه جنسي افتاد، هم و غمش ارضاي اين غريزه شد، مشکلات روحي و رواني پيدا مي‌کند. اصولا از آنجا که انرژي جنسي با هورمون‌هاي مغزي انسان سر و کار دارد تا جايي که برخي فيزيولوژيست‌ها (اشميت) برخي از هورمون‌ها را اساس رفتار جنسي انسان مي‌داند18

از سوي ديگر بسياري از غدد درون ريز رابطه تنگاتنگ با اعصاب و روان انسان دارد مثلا هيپوتالاموس و هيپوفيز به عنوان دو بخش کليدي از مغز انسان را مي‌توان مهمترين غدد درون ريز بدن دانست19 بنابراين اختلال در کنش و عملکرد هورمون‌ها مي‌تواند اعصاب و روان فرد را تحت تاثير قرار داده و باعث اختلال در آنها گردد. پژوهش‌هاي ميداني نيز حاکي از آن است که «افراط در توجه به غريزه جنسي نه تنها آثار سوء اجتماعي بر جاي مي‌گذارد، بلکه گذران زندگي انسان را از حالت طبيعي خارج ساخته و بر روح و جسم انسان اثري مخرب خواهد داشت20».

کساني که شهوت‌گرا هستند، در واقع مدام به دنبال لذت هستند تا زماني که به لذت جنسي نائل مي‌شوند ممکن است برايشان خوش بگذرد اما مشکل از آنجا ناشي مي‌شود که انسان همواره به خواسته‌هاي جنسي دست‌رسي ندارد در اين صورت دچار شکست، ناکامي و سرخوردگي مي‌شود. آنان جامعه، قانون، علماي دين و صدها مسائل ديگر را مانع رسيدن به خواسته‌هاي جنسي خود مي‌دانند در نتيجه با همه در مي‌افتد به قانون و هنجارهاي اجتماعي و رهبران جامعه فحش و ناسازا بار مي‌کند و تداوم اين وضعيت آنان را دچار مشکل رواني مي‌کند. عقده‌اي مي‌شوند، دچار افسردگي مي‌گردند، بي‌بند و بار گشته و از مسير سلامت خارج مي‌شوند.

اين واقعيت که شهوت‌گرايي به سلامت روان فرد آسيب مي‌زند نه تنها در پژوهش‌هاي امروزي مطرح شده است بلکه آموزه‌هاي ديني اسلام نيز به اين واقعيت اشاره دارند. امام علي (ع) مي‌فرمايد:

 «قرين الشهوة مريض النفس معلول العقل‏21».

کسي که مدام با شهوت همنشين شود و به دنبال شهوت باشد، روان بيمار و عقل مريض دارد. در جاي ديگر آن حضرت مي‌فرمايد: «من غلبت عليه شهوته لم تسلم نفسه22» کسي شهوت بر او غلبه نمايد روان سالمي ندارد. ملا احمد نراقي مي‌فرمايد: «هرکه منقاد اين شهوت گردد... و بسا باشد که دماغ او مختل و عقل او فاسد گردد23». بنابر اين رفتن در وادي تمايل جنسي و مدام به دنبال ارضاي غريزه جنسي اين اثر مخرب را بر روح و روان فرد بر جاي مي‌گذارد.

4ـ بيماري جسمي

يکي ديگر از پيامدهاي شهوت‌گرايي اين است که فرد شهوت‌گرا به بيماري‌هاي جسمي مبتلا مي‌شوند اين بيماري‌ها از چند طريق به وجود مي‌آيند:

 نخستين نوع بيماري‌هاي جسمي آنهايي هستند که از طريق مقاربت‌هاي نا سالم رخ مي‌دهند. بيماري‌هاي نظير ايدز، سفليس و سوزاک. تا سال 1990 در آمريکا 139000 صد و سي و نه هزار مبتلا به ايدز شناسايي شده است تخمين زده مي‌شود که در آمريکا تا تاريخ فوق حدود يک و نيم ميليون نفر آلوده به اين ويروس باشد. بر اساس آمار 60 در صد اين آلودگي از طريق روابط جنسي ناسالم رخ داده است24.

نوعي ديگر، بيماري‌هاي است که از خود ارضايي ناشي مي‌شوند؛ کمبود ديد، اشکال در مشيميه چشم، ضعف بدني و سپس گرفتار شدن به بيماري‌هاي مختلف، ضعف حافظه، اختلال مغزي، لاغري، انزال زودرس، انزال ديررس، کوچک شدن بيضه‌ها، سرگيجه، تنگي نفس، خرابي اشتها، مشکل هضم، ماليخوليا (افسردگي» و گوشه گيري و... مشکلاتي است که افراد مبتلا به خود ارضايي به آنها گرفتار مي‌شوند25.

نوع سوم بيماري‌ها از افراط در انجام عمل جنسي هر چند از طريق حلال رخ مي‌دهد. زيرا فردي که در عمل جنسي افراط مي‌ورزد، تمام انرژي و توان جسمي خود را صرف اين کار مي‌کند و جسمش ناتوان گشته و در برابر بيماري‌هاي مختلف آسيب‌پذير مي‌گردد.

ممکن است خوانندگان اين مقاله به ذهنشان بيايد که مشکلات فوق براي کساني است که عمل جنسي نامشروع دارند، اما نگاه کردن به فيلم‌ها و عکس‌ها اين عواقب را در پي ندارد.!! پاسخ آنان اين است که عکس‌ها و فيلم‌ها غريزه جنسي را در انسان فعال مي‌سازد انسان را تحريک مي‌کند و به وجد مي‌آورد و اين تحريکات روز به روز روي هم انباشته مي‌شود و نياز به ارضا پيدا مي‌کند ارضاي اين تحريکات اغلب مشکل ساز است وقتي انسان زياد تحريک مي‌شود، براي ارضاي آن يا دست به خود ارضايي مي‌زند يا دنبال جنس مخالف مي‌گردد که خود را ارضاء کند لذا آن پيامدهاي شوم دامنگيرش مي‌شود.

5ـ مشکلات خانوادگي

کساني که قبل از ازدواج فيلم‌هاي مبتذل يا عکس‌هاي سکسي مشاهده مي‌کنند، معمولا بعد از ازدواج با همسر خود نمي‌تواند رابطه جنسي رضايت بخش داشته باشد و معمولا از همسر خود در مسائل جنسي راضي نيست26.

اين نارضايتي مي‌تواند به دو دليل رواني و معنوي باشد؛ از نظر رواني فردي که عکس‌هاي جنس مخالف با قيافه‌هاي جذاب و شيک و متنوع مي‌بيند و زماني که با همسر خود مي‌خواهد ارتباط جنسي بر قرار کند ناگزير و به طور ناخود آگاه مقايسه انجام مي‌دهد و مي‌بيند که حتي برخي از ويژگي‌هايي را که در عکس‌ها و فيلم‌هاي مختلف مشاهده کرده ندارد، خود به خود از نظر رواني دچار مشکل مي‌شود و علاقه‌اش با شريک زندگي‌اش کم مي‌شود و در ارتباط با او کمتر احساس لذت مي‌کند و آهسته آهسته دچار مشکلات خانوادگي مي‌شود.

 همچنين ممکن است در اين فيلم‌ها و تصاوير کارها و حرکات جنسي را مشاهده کند و از همسر خودش انتظار داشته باشد که آن کارها را براي او انجام دهد. اما همسرش ممکن است اين انتظار را بر آورده نسازد و در نتيجه دچار مشکل شود.

از نگاه معنوي نيز گناه جنسي و ارتباطات نامشروع بر روي زندگي خانوادگي اثر نامطلوب مي‌گذارد.

6ـ اعتياد و وابستگي رواني

کساني که دنبال شهوت هستند و دنبال نگاه کردن فيلم‌ها، عکس‌ها، و نگاه کردن به نامحرم يا دچار عمل جنسي با غير همسر خود هستند، در زندگي جنسي خود قانع نمي‌شوند. اين افراد مدام دنبال عکس‌هاي جديد، فيلم‌هاي تازه و افراد منحرف جنسي نو مي‌گردند. افرادي که در سايت‌هاي اينترنت دنبال عکس و فيلم هستند هرچند ممکن است عکس و فيلم‌هاي را که قبلا مشاهده کرده‌اند به نظرشان تحريک کننده و جالب نباشد اما مدام دنبال تازه‌ترين و جديد‌ترين آنها مي‌گردند و آدرس‌هاي جديد اينترنت را دنبال مي‌کنند، کساني که در موبايل خود عکس و فيلم سکسي دارد مدام چشمش به تلفن‌هاي ديگران است که از آنها عکس و فيلم تازه بگيرد و اين امر به صورت وابستگي رواني يا نوعي اعتياد جنسي در مي‌آيد که چيزي شبيه اعتياد به مواد مخدر است. امام خميني به اين حقيقت اشاره دارد: «خواهش و تمناي نفس به جايي منتهي نشود و اشتهاي آن به آخر نرسد، اگر انسان يک قدم دنبال آن بر دارد، مجبور شود پس از آن چند قدم بر دارد27»

7ـ اتلاف وقت و پول

کساني که به شهوت‌گرايي روي مي‌آورند غير از سلامتي و خوشبختي زندگي دو چيز مهم ديگر را نيز از دست مي‌دهند يکي سرمايه عمر و ديگري سرمايه پول. افرادي که ساعت‌ها وقت خود را در خيابان دنبال چشم‌چراني به هدر مي‌دهند در واقع از سرمايه عمر خود مايه مي‌گذارند، افرادي ساعت‌ها پاي ديدن فيلم‌هاي نا‌مشروع مي‌نشينند، و وقت‌هاي گرانبهاي خود را بيهوده تلف مي‌کنند قطعا از موفقيت و پيشرفت در زندگي باز مي‌مانند. و با اين کار انرژي رواني و تحرک و نشاط خود را نيز از دست مي‌‌دهند.

خلاصه

ارضاي غريزه جنسي از راه ازدواج مشکلات مطرح شده را در پي ندارد مگر اينکه بيش از حد افراط نمايد که چنين چيزي به ندرت رخ مي‌دهد. اما وارد شدن در شهوات جنسي نا مشروع و گنا آلود پيامدهاي ناگوار زيادي دارد آنچه در بالا بيان شد بخشي از اين مشکلات بود و بيشتر هم جنبه مادي داشت و مربوط به زندگي فعلي و اين دنيايي ما مي‌شد اما در منابع ديني اثرات مخربي که بر معنويت و انسانيت انسان از طريق شهوت‌هاي حرام و لجام گسيخته وارد مي‌شود زياد است. مثلا انسان شهوت‌ران با معنويت خو نمي‌گيرد، چنين فردي خوار و زليل مي‌شود، گرفتار عذاب جهنم مي‌شود. اعمال نيکش به هدر مي‌رود. به هلاکت و بدبختي مي‌افتد.

پي نوشتها:

1- محمدکريم خداپناهي، روان‌شناسي فيزيولوژيک، انتشارات سمت، چاپ اول، 1380، تهران، ص264.

2 - محمد حسن حائري شيرازي، فرهنگ تفريح جنسي در اسلام، ۱۹ فروردين ۱۳۸۶، www.alef.ir/content/view/7378/ - 502k -).

3 ـ همان، ص2.

4 - عبدالواحد تميمي آمدي، غرر الحکم و دررالکلم، انتشارات دفتر تبليغات حوزه علميه قم، 1366، قم. شماره 6984.

5 - همان، شماره 6950.

6 - محدث نوري، مستدرك الوسائل، مؤسسه آل البيت عليهم السلام، 1408 هجري قمري، قم، ج 11،ص211.

7 - محدث نوري، مستدرك الوسائل، همان .

8 - ملا احمد نراقي، معراج السعاده، انتشارات طوباي محبت، چاپ اول، 1385، قم، ص262.

9 - روح الله موسوي خميني، شرح اربعين حديث، انتشارات نشر آثار امام خميني، چاپ سوم، 1372، تهران، ص169.

10 - ثقه الاسلام کليني، اصول کافي كتاب العقل و الجهل، انتشارات دارالکتب الاسلاميه، چاپ اول، تهران، ج1، باب 11، ص10.

11 - محمدکريم خداپناهي، روان‌شناسي فيزيولوژي، انتشارات سمت، چاپ اول، 1380، تهران، ص47.

12 - امام خميني، اربعين حديث، ص7.

13 - بررسي حقوقي - روان شناختي انگيزه، 1385، www.hoghooghdanan.com/lawblog/article

14 - شرح اربعين حديث، ص7.

15 - غررالحکم و درر الکلم, عبدالواحد آمري, مترجم: محمد علي انصاري, افست تهران, حديث شماره 7039.

16 - غررالحکم و درر الکلم, عبدالواحد آمري، همان، حديث شماره 6968.

17 - شرح اربعين حديث، ص8.

18 - روان‌شناسي فيزيولوژيک، ص272.

19 - علي حائري روحاني، فيزيولوژي اعصاب و غدد، انتشارات سمت، چاپ ششم، 1376، تهران، ص127.

20 - ليلا سادات اسدي، مقاله «خانواده و مطالبات جنسي» چاپ شده در مجموعه‌اي به نام «تقويت نظام خانواده و آسيب شناسي آن»، انتشارات موسسه امام خميني، چاپ اول، 1386، قم، جلد دوم، ص24.

21 - غررالحکم، شماره 6985.

22 - همان، شماره 6988.

23 - معراج السعاده، ص263.

24 _ رابين ديماتئو، روان‌شناسي سلامت، ترجمه گروهي از مترجمين زير نظر کيانوش هاشميان، انتشارات سمت، چاپ اول، 1378، تهران، ج1، ص105.

25 - ناصر مکارم شيرازي، مشکلات جنسي جوانان، انتشارات نسل جوان، چاپ بيست و ششم، 1369، قم، ص142-138.

26 - پرهام، شهوت و گناه جنسي، www.shahvat-zafaf.blogfa.com/post

27- شرح اربعين حديث، ص171.