|
 |
|
 |
آیه
ها و جمله ها
عبدالخالق کریمی
آيههاي ناب بندگي
آيا تا کنون
هنگام قرائت قرآن کريم به برخي آيهها دقت کردهايد که نابترين و
شگفتانگيزترين مطالب را بيان کرده است، وقتي خوب که فکر ميکنيم، از صميم جان
خواهيم گفت( تبارکالله احسن الخالقين). خلقت اين شگفتيها عظمت ناب خداوند و
بندگي ما را به تصوير ميکشد، که چه معاني بلندي در کتاب آسماني ماست، که ما
مسلمانان به آنها کمتر توجه کردهايم، و هر بار که قرآن با تدبر و تعقل بيشتر
قرائت ميکنيم، مفاهيم بلندي نصيبمان ميشود که در هيچ مجلس و کتاب و نشريه و
... پيدا نميکنيم، وقتي در معني آيات نوراني قرآن کريم بيشتر تدبر ميکنيم
آرامش و اطمينان نابي ناشي از کلام نوراني خداوند روزيمان ميشود، که تا
مدتها روح و روان تشنهي معرفت و زيبايي و معنويتمان سيراب و اقناع ميگردد،
و در عين حال مشتاق چشيدن آيهها و کلامهاي ناب و دلنشين ديگري از سرچشمهي
فياض مهربان خدايي ميشويم که به همهي نيازمنديهاي روحي و جسمي ما توجه داشته
و رسيدگي کرده است، و آيات نوراني قرآن کريم نعمت و منتي است،که به بندگان
ارزاني داشته است، تا ما باشيم که قدر لحظات عمر گرانبهايمان را بيشتر بدانيم
و آنرا در راه تکامل و جاودانگي و سعادت دنيا و آخرتمان به کار گيريم، در اين
مجال شما را به ضيافت آيههاي نابي از قرآن کريم دعوت ميکنيم، تا باشد کمي
بيشتر در اين آيات نوراني تدبر کنيم.
آب بيرنگ
وخلقت صدهزار رنگ
واقعاً تا
حالا انديشيدهبوديد که چگونه خداوند" از آب بيرنگ صد هزاران رنگ" پديد آورده
است، و در عين تنوع هريک از موجودات و ميوهها، هر يكي از ديگري زيباتر و
شگفتانگيزتر و خوشرنگتر است. قرآن کريم ميفرمايد:
أَ لَمْ تَرَ
أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ ثَمَراتٍ
مُخْتَلِفاً أَلْوانُها (فاطر : 27 )
آيا نديدي
خداوند از آسمان آبي فرو فرستاد كه بوسيله آن ميوههايي رنگارنگ (از زمين) خارج
ساختيم.
در تفسير آيه
شريفه ميخوانيم: ممكن است آيه شريفه اشاره به معني رنگهاي ظاهري ميوهها باشد
كه حتي در يك نوع ميوه مانند سيب الوان گوناگوني وجود دارد، تا چه رسد به
ميوههاي مختلف، و ممكن است كنايه از تفاوت در طعم و ساختمان و خواص گوناگون
آنها بوده باشد، تا آنجا كه حتي در يك نوع ميوه باز اصناف گوناگوني وجود دارد،
چنان كه مثلا در انگور شايد بيش از 50 نوع، و در خرما حدود 70 نوع وجود دارد.1و
اينهمه از آبي بي رنگ خلق شده است.
همچنين در آيه
ديگر در مورد خلقت گياهان رنگارنگ از آب بي رنگ ميفرمايد:
أَ لَمْ تَرَ
أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسَلَكَهُ يَنابيعَ فِي الْأَرْضِ
ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً مُخْتَلِفاً أَلْوانُهُ (الزمر : 21 )
آيا نديدي كه
خداوند از آسمان آبي فرستاد و آن را بصورت چشمههايي در زمين وارد نمود، سپس با
آن زراعتي را خارج ميسازد كه رنگهاي مختلف دارد.
جالب تر
اينجاست که قرآن کريم مساله تنوع رنگها در انسانها و جانداران ديگر را نيز
مطرح كرده ميفرمايد: وَ مِنَ النَّاسِ وَ الدَّوَابِّ وَ الْأَنْعامِ
مُخْتَلِفٌ أَلْوانُهُ (فاطر : 28)
" از انسانها
و جنبندگان و چهار پايان نيز افرادي آفريده شده كه رنگهاي متفاوتي دارند"
انسانها با
اينكه همه از يك پدر و مادرند اما داراي نژادها و رنگهاي كاملا متفاوتند، بعضي
سفيد همچون برف، بعضي سياه همچون مركب، حتي در يك نژاد نيز تفاوت در ميان
رنگها بسيار است. اما با اين حال همه از آب زندگي يافتهاند، چنانکه فرموده: و
هر چيز زندهاي را از آب قرار داديم.
وَ جَعَلْنا
مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ (الأنبياء : 30 )
مراحل پنجگانه زندگي
آيا تا به حال
به احوالات و آرزوها و رفتارهاي مختلف انسان در طول دوران زندگياش فکر
کردهايد که چه هستند؟ و چه ميخواهند؟ و چه ويژگيهايي دارند؟ اگر نه
انديشيدهايد، به اين آيه شريفه با تدبر بيشتري توجه نماييد، قرآن کريم در
ترسيم مراحل زندگي انسان، آن را به پنج مرحله تقسيم کرده و ميفرمايد:
اعْلَمُوا
أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زينَةٌ وَ تَفاخُرٌ
بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ. (الحديد : 20 )
بدانيد زندگي
دنيا تنها بازي و سرگرمي و تجمّل پرستي و فخرفروشي در ميان شما و افزون طلبي در
اموال و فرزندان است.
بنا به فرمايش
آيه شريفه " غفلت" و" سرگرمي" و" تجمل"" تفاخر" و" تكاثر" دورانهاي پنجگانهي
عمر آدمي را تشكيل ميدهند.
نخست" دوران
كودكي" است كه زندگي در هالهاي از غفلت و بيخبري و لعب و بازي فرو ميرود.
سپس مرحله" نوجواني" فرا ميرسد، و سرگرمي جاي بازي را ميگيرد، و در اين مرحله
انسان به دنبال مسائلي است كه او را به خود سرگرم سازد و از مسائل جدي دور
دارد.
مرحله سوم
مرحله" جواني" و شور و عشق و تجمّل پرستي است. از اين مرحله كه بگذرد مرحله
چهارم فرا ميرسد و احساسات" كسب مقام و فخرفروشي" در انسان زنده ميشود. و
سرانجام به مرحله پنجم ميرسد و در اين مرحله به فكر افزايش مال و نفرات و جمع
ثروت ميافتد.
بعضي معتقدند
كه هر دورهاي از اين دورههاي پنجگانه هشت سال از عمر انسان را ميگيرد، و
مجموعا به چهل سال بالغ ميگردد، و هنگامي كه به اين سن رسيد شخصيت انسان تثبيت
ميگردد.
2
اين امر نيز
كاملا ممكن است كه بعضي از انسانها شخصيتشان در همان مرحله اول و دوم متوقف
گردد، و تا پيري در فكر" بازي و سرگرمي و معركه گيري" باشند، و يا در دوران
تجمل پرستي متوقف گردد، و ذكر و فكرشان تا دم مرگ فراهم كردن خانه و مركب و
لباس زينتي باشد، اينها كودكاني هستند در سن كهولت و پيراني هستند با روحيه
كودك! حقاً که راست گفت خداوند بزرگ مرتبه و راستگو تا ما باشيم و اندکي پند
گيريم و از خواب " غفلت" و" سرگرمي" و" تجمل"" تفاخر" و" تكاثر" بيدار شويم، و
به بندگي که شايسته ذات کبريايياش باشيم، توفيق يابيم.
جملههاي
برگزيدهي زندگي
بد نيست گاهي
سري بزنيم به وادي احساسات و تورّق جملههايي که زمزمههايي از حسن رابطه و حسن
معاشرت و درک احساسات در زندگي مخصوصاً احساسات متقابل زوجها دارند، که چگونه
و به چه ميانديشند؟ با هم ميخوانيم اين جملات را :
زنها
براي رسيدن به احساس بهتر، دور هم جمع ميشوند و آشکارا دربارهي مسايلشان حرف
ميزنند.
مردها براي
رسيدن به احساس بهتر به غارهاي ذهن خود پناه ميبرند تا به تنهايي مسايل خود را
حل و فصل نمايند.
زنها زماني
انگيزه پيدا ميکنند و قدرتمند ميشوند که احساس تسلي خاطر پيدا کنند.
مردها زماني
انگيزه پيدا ميکنند و قدرتمند ميشوند که احساس کنند مورد نياز هستند.
مشکل بزرگ
زنان اين است که نميتوانند سکوت مردان را به درستي تفسير کنند.
زن به احترام
و مرد به قدرداني نياز دارد.
وجود عشق،
بزرگترين دليل ادامهي زندگي مشترک است.
زن وقتي
مشکلي دارد به فکر حل کردن آن نيست، فقط ميخواهد بازگو کند تا احساسهايش
تسکين پيدا کند.
زنان انتظار
دارند که مردان، مسايلشان را با آنان در ميان بگذارند.
بسياري از
مردان و زنان فقط به خاطر نداشتن آموزش صحيح براي زندگي مشترک، کارشان به جدايي
ميانجامد.
زنان عشق خود
را از طريق دلشوره و نگراني نشان ميدهند.
احساسهاي
کنوني زن و مرد تأثير گرفته از روابط گذشته و دوران کودکي آنهاست.
وقتي مرد
ناراحت است، از او زياد سؤال نکنيد.
براي شروع
دعوا، هميشه دو نفر لازم است، ولي براي پايان دادن آن، يک نفر هم کافي است.
وقتي
ناراحتيم،حدود 90 درصد از ناراحتيهاي ما مربوط به گذشته است.
پي
نوشتها:
[1]
ناصر مکارم شيرازي، تفسير نمونه، دار
الكتب الإسلامية، تهران، 1374 ش، ج18، ص: 244
-2
ناصر
مکارم شيرازي، تفسير نمونه، همان، ج23، ص: 352