|
 |
|
 |
موعود
ادیان
احمد علی نوری
پيروان همهي
اديان آسماني جهان، و حتي اديان مانند هندو غيره اعتقاد دارند روز گاري ميآيد
که جهان پر از فساد و انحراف اخلاقي و بحران خواهد شد. مردم جهان در آن زمان به
مسافراني شبيه هستند که در بيابان سوزان، تشنه عدالت و حقيقت هستند و اين زمان،
خود علامت و نشانه ظهور منجي بزرگ عالم خواهد بود. منجي اي که با قدرت الهي (در
باورهاي اديان آسماني) و داراي قدرت فوق العاده (در باورهاي غير آسماني)
ميآيد تا بر مادي گري پيروز شود و به دنبال آن، دين حق، پاکي و عدالت را بر
زمين بگستراند.
پيشينه
موعود اديان
اعتقاد به
آمدن موعود را ميتوانيم در تورات و ديگر کتابهاي عهد عتيق يهوديان و نيز در
انجيل مسيحيان مشاهده کنيم. برهمنيان و پيروان دين بودا و نيز پيروان دين زرتشت
در کتابهاي مقدس خود ظهور مجدد بزرگ اديان در آخرالزمان را بشارت ميدهند. هر
يک از اين اديان تفسير و نشانهها و نامهاي مخصوصي براي منجي خود دارند.
مسيحيان و يهوديان او را به نام «مسيح بزرگ» ميشناسند و در نزد زرتشتيان نام
او «سوشيانت»1(يعني سود رساننده ) است؛ ولي مسلمانان معتقدند او از
قبيله ي «بني هاشم» و از فرزندان پيامبر اسلام (ص) و به نام «مهدي» ميباشد که
تمام فرق اسلامي به نام مهدي ميشناسد.
موعود در انجيل
بر اساس
بشارات فراواني که در کتاب انجيل آمده است، حضرت مسيح (عليه السلام) در آخرين
روزهاي زندگي ـ و شايد در طول دوران حيات ـ به ياران و شاگردان خود توصيهها و
سفارشهاي اکيدي درباره بازگشت خود به زمين نموده و آنان را در انتظار گذارده و
امر به بيداري و هوشياري و آمادگي فرموده است که ما قسمتي از آنها را در اينجا
ميآوريم.
در انجيل متي
در باره ظهور مصلح جهاني آمده است:
«پس عيسي از
هيکل بيرون شده برفت، و شاگردانش پيش آمدند تا عمارتهاي هيکل را بدو نشان دهند.
عيسي ايشان را گفت: آيا همه اين چيزها را نميبينيد؟ هر آينه به شما ميگويم:
در اينجا سنگي بر سنگي گذارده نخواهد شد که به زير افکنده نشود. و چون به کوه
زيتون نشسته بود شاگردانش در خلوت نزد وي آمده گفتند: به ما بگو که اين اُمور
کي واقع ميشود؟ و نشان آمدن تو و انقضاي عالم چيست؟
عيسي در جواب
ايشان گفت: زنهار کسي شما را گمراه نکند. زآن رو که بسا به نام من آمده خواهند
گفت که من مسيح هستم و بسياري را گمراه خواهند کرد. و جنگها و اخبار جنگها را
خواهيد شنيد، زنهار مضطرب مشويد; زيرا که وقوع اين همه لازم است ليکن انتها
هنوز نيست، زيرا قومي با قومي و مملکتي با مملکتي مقاومت خواهند نمود و قحطيها
و وباها و زلزلهها در جايها پديد آيد...
آنگاه اگر کسي
به شما گويد: اينک مسيح در اينجا يا در آنجا است باور مکنيد; زيرا که مسيحان
کاذب و انبياي کذبه ظاهر شده علامات و معجزات عظيمه چنان خواهند نمود که اگر
ممکن بودي برگزيدگان را نيز گمراه کردندي. اينک شما را پيش خبر دادم.
پس اگر شما را
گويند: اينک در صحراست بيرون مرويد، يا آن که در خلوت است باور مکنيد زيرا
همچنان که برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر ميشود ظهور پسر انسان نيز
چنين خواهد شد...
و فوراً بعد
از مصيبت آن ايّام، آفتاب تاريک گردد و ماه نور خود را ندهد و ستارگان از آسمان
فرو ريزند، و قوّتهاي افلاک متزلزل گردد. آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پديد
گردد، و در آن وقت جميع طوايف زمين سينه زني کنند و پسر انسان را ببينند که بر
ابرهاي آسمان با قوّت و جلال عظيم ميآيد...
آسمان و زمين
زايل خواهد شد ليکن سخنان من هرگز زايل نخواهد شد.
امّا از آن
روز و ساعت هيچ کس اطلاع ندارد حتّي ملائکه آسمان جز پدر من و بس ليکن چنان که
ايّام نوح بود ظهور پسر انسان نيز چنان خواهد بود...
پس بيدار
باشيد زيرا که نميدانيد در کدام ساعت خداوند شما ميآيد. ليکن اين را بدانيد
که اگر صاحب خانه ميدانست در چه پاس از شب دزد ميآيد، بيدار ميماند و
نميگذاشت که به خانهاش نقب زند.
لهذا شما نيز
حاضر باشيد، زيرا در ساعتي که گمان نبريد پسر انسان ميآيد پس آن غلام امين و
دانا کيست که آقايش او را بر اهل خانه خود بگمارد تا ايشان را در وقت معيّن
خوراک دهد. خوشا به حال آن غلامي که چون آقايش آيد او را در چنين کار مشغول
يابد». 2
شکوه و عظمت موعود
در بخشي ديگري
از کتاب مقدس به شکوه و جلال و عظمت او اشاره شده است و همچنين به خداي حق
خواهان از غير آنها و واگذاري حکومت زمين به اهلش به عنوان صاحبان و وارثان روي
زمين و مستحقين به حکومت در روي زمين که در اين جايگاه که از او به پسر انسان
تعبير شده است همراه با ملائکه و فرشته گان الهي است به تعبير رساتر يعني عنايت
ويژه الهي همراه است و از زبان حضرت مسيح (ع) در اين بخش کسي ميآيد که او غير
از حضرت مسيح(ع) است چنانچه فرموده:
«امّا چون پسر
انسان در جلال خود با جميع ملائکه مقدّس خويش آيد آنگاه بر کرسي جلال خود خواهد
نشست. و جميع امّتها در حضور او جمع شوند و آنها را از همديگر جدا ميکند به
قسمي که شبان ميشها را از بزها جدا ميکند و ميشها را بر دست راست و بزها را
بر چپ دست خود قرار دهد. آنگاه پادشاه به اصحاب طرف راست گويد: بياييد اي برکت
يافتگان از پدر من! و ملکوتي را که از ابتداي عالم براي شما آماده شده است، به
ميراث گيريد».3
انتظار موعود
در بخش ديگري
از انجيل لوقا مردم را توصيه به انتظار نموده است و چنان به اين مسئله اهميت
داده که طبق دستوري مردم را به حالت آماده باش و چشم در انتظار کسي قرار داده
که هر آني ممکن است از راه برسد که عين عبارت چنين است :
«کمرهاي خود
را بسته، چراغهاي خود را افروخته بداريد. و شما مانند کساني باشيد که انتظار
آقاي خود را ميکشند، که چه وقت از عروسي مراجعت کند، تا هر وقت آيد و در را
بکوبد بي درنگ براي او باز کنند. خوشا به حال آن غلامان که آقاي ايشان چون آيد
ايشان را بيدار يابد... پس شما نيز مستعد باشيد زيرا در ساعتي که گمان نميبريد
پسر انسان ميآيد».4
علامات ظهور
در بخشي ديگر
از انجيل به علامات ظهور آن موعود، اشاره شده که تا حدي شباهتي زيادي به علامات
ظهور در منابع اسلامي دارد که به بخشي از آن اشاره ميشود:
«و در آفتاب و
ماه و ستارگان علامات خواهد بود و بر زمين، تنگي و حيرت از براي اُمّتها روي
خواهد نمود، به سبب شوريدن دريا و امواجش. و دلهاي مردم ضعف خواهد کرد از خوف و
انتظار آن وقايعي که بر ربع مسکون ظاهر ميشود، زيرا قوّت آسمان متزلزل خواهد
شد. و آنگاه پسر انسان را خواهند ديد که بر، ابري سوار شده با قوّت و جلال عظيم
ميآيد».5
مقصود از «پسر
انسان» حضرت مسيح (عليه السلام)نيست، زيرا مطابق نوشته مستر هاکس آمريکايي در
«قاموس کتاب مقدّس» اين عبارت 80 بار در انجيل و ملحقات آن (عهد جديد) آمده است
که فقط 30 مورد آن با حضرت عيسي مسيح (عليه السلام) قابل تطبيق است». و امّا 50
مورد ديگر از نجات دهندهاي سخن ميگويد که در آخر الزمان و پايان روزگار ظهور
خواهد کرد و حضرت عيسي (عليه السلام) نيز با او خواهد آمد، و او را جلال و عظمت
خواهد داد، و از ساعت و روز ظهور او جز خداوند ـ تبارک و تعالي ـ کسي اطّلاع
ندارد، و او کسي جز حضرت مهدي (عليه السلام) آخرين حجّت خدا نخواهد بود.6
داوري و رجعت
در جاي ديگر
از انجيل اشاره به «داوري» و مسأله «رجعت» در آن زمان نموده و فرموده است:
«و بدو قدرت
بخشيده است که داوري هم بکند زيرا که پسر انسان است. و از اين تعجّب مکنيد،
زيرا ساعتي ميآيد که در آن جميع کساني که در قبور ميباشند آواز او را خواهند
شنيد و بيرون خواهند آمد، هر که اعمال نيکو کرد براي قيامت حيات، و هر که اعمال
بد کرد به جهت قيامت داوري».7
يکي ديگر از
منابع معتبر اهل کتاب مکاشفه يوحنا است که بسيار براي آنان داراي اهميت است در
اين کتاب در مورد موعود جهاني آمده است:
«و علامتي
عظيم در آسمان ظاهر شد. زني که آفتاب را در بر دارد و ماه زير پايهايش و بر سرش
تاجي از دوازده ستاره است. و آبستن بوده، از درد زاييدن و عذاب زاييدن فرياد بر
ميآورد.
و علامتي ديگر
در آسمان پديد آمد که اينک اژدهاي بزرگ آتش گون که او را هفت سرو ده شاخ بود و
بر سرهايش هفت افسر. و دمش ثلث ستارگان آسمان را کشيده آنها را بر زمين ريخت و
اژدها پيش آن زن ـ که ميزاييد ـ بايستاده تا چون بزايد فرزند او را ببلعد. پس
پسر نرينه را زاييد که همه اُمّتهاي زمين را به عصاي آهنين حکم راني خواهد کرد،
و فرزندش به نزد خدا و تخت او ربوده شد...
و در آسمان
جنگ شد. ميکائيل و فرشتگانش با اژدها جنگ کردند و اژدها و فرشتگانش جنگ کردند.
ولي غلبه نيافتند، بلکه جاي ايشان ديگر در آسمان يافت نشد. و اژدهاي بزرگ
انداخته شد، يعني آن مار قديمي که به ابليس و شيطان مُسمّي است که تمام ربع
مسکون را ميفريبد. او بر زمين انداخته شد و فرشتگانش با وي انداخته شدند».8
مفسّرين انجيل
در مورد آيات فوق ميگويند: شخص مورد بشارت در اين آيات تاکنون قدم به عرصه
وجود ننهاده و تفسير روشن و معني واضح آنها نيز موکول به زمان آينده و نامعيّني
است که وي ظاهر گردد.
بعضي از صاحب
نظران اين گونه تحليل ميکند: «با اندکي دقّت و تأمّل در آيات فوق اين نتيجه به
دست ميآيد که شخص مورد بشارت در مکاشفه ياد شده، بزرگترين مولود جهان
انسانيّت، و شخص ممتاز و بينظيري است که به منظور ايجاد حکومت حقّه الهيّه و
بر افکندن بنياد اهريمنان، به ناچار مدّتي از انظار مردمان غايب خواهد گرديد، و
خداوند عالم آن يگانه مظهر نور الهي و منجي انسانيّت را از ديدگان اشرار و
شياطين جنّي و انسي مخفي و مستور نگه خواهد داشت تا در يک زمان نا معلومي ـ
آنگاه که خواست خداوند است ـ از پشت پرده غيبت ظاهر شده، با «عصاي آهنين» بر
بشريّت حکومت کند.9
در قسمت ديگري
از مکاشفه يوحنّاي لاهوتي بشارت ظهور موعود جهاني را اين گونه بيان نموده است :
«و ديدم آسمان را گشوده و ناگاه اسبي سفيد که سوارش امين و حق نام دارد و به
عدل داوري و جنگ مينمايد و چشمانش چون شعله آتش، و بر سرش افسرهاي بسيار و
اسمي مرقوم دارد که جز خودش هيچ کس آن را نميداند و جامه خون آلود ـ سرخ ـ در
بر دارد و نام او را کلمه خدا ميخوانند. و لشکرهايي که در آسمانند بر اسبهاي
سفيد، و به کتان سفيد و پاک ملبّس از عقب او ميآمدند. و از دهانش شمشيري تيز
بيرون ميآيد تا به آن اُمّتها را بزند و آنها را به عصاي آهنين حکمراني خواهد
نمود... و ديدم فرشته را در آفتاب ايستاده که به آواز بلند تمامي مرغاني را که
در آسمان پرواز ميکنند ندا کرده ميگويد: بياييد و به جهت ضيافت عظيم خدا
فراهم شويد تا بخوريد گوشت پادشاهان و گوشت سپه سالاران و گوشت جبّاران...»11
موعود در زبور
حضرت داود
(عليه السلام) نويدهايي را در باره ظهور مصلح جهاني به بيانهاي گوناگون داده
است و ميتوان گفت: در هر بخشي از «زبور» اشارهاي به ظهور مبارک آن حضرت، و
نويدي از پيروزي صالحان بر شريران و تشکيل حکومت واحد جهاني و تبديل اديان و
مذاهب مختلف به يک دين محکم و آيين جاويد و مستقيم، موجود است.
جالب توجّه
اين که، مطالبي که قرآن کريم در باره ظهور حضرت مهدي (عليه السلام) از «زبور»
نقل کرده است عيناً در زبور فعلي موجود و از دست برد تحريف و تفسير مصون مانده
است.
قرآن کريم
چنين ميفرمايد:
(وَلَقَدْ
کَتَبْنا فِي الزَّبورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الاَرْضَ يَرِثُها
عِبادِيَ الصّالِحوُنَ).( - انبيا ايه105)
«ما علاوه بر
ذکر (تورات) در «زبور» نوشتيم که [در آينده] بندگان صالح من وارث زمين خواهند
شد».
طبق روايات
متواتره اسلامي ـ از طريق شيعه و سنّي ـ اين آيه شريفه مربوط به ظهور مبارک
حضرت مهدي (عليه السلام) ميباشد، و قرآن کريم اين مطلب را از زبور حضرت داود
(عليه السلام) نقل ميکند، و عين همين عبارت در زبور موجود است12
در اين جا به
چند نمونه از آنچه در زبور داوود آمده اشاره ميشود، در جاي ديگر از زبور آمده:
(9) زيرا که
شريران منقطع ميشوند. امّا متوکّلان به خداوند، وارث زمين خواهند شد. (10) و
حال اندکست که شرير نيست ميشود که هر چند مکانش را جستجو نمايي ناپيدا خواهد
بود (11) امّا متواضعان وارث زمين شده از کثرت سلامتي متلذّذ خواهند شد (12)
شرير بخلاف صادق افکار مذمومه مينمايد، و دندانهاي خويش را بر او ميفشارد
(13) خداوند به او متبسّم است چون که ميبيند که روز او ميآيد (14) شريران
شمشير را کشيدند و کمان را چلّه کردند تا آن که مظلوم و مسکين را بيندازند، و
کمانهاي ايشان شکسته خواهد شد (16) کمي صدّيق از فراواني شريران بسيار بهتر
است. (17) چون که بازوهاي شريران شکسته ميشود و خداوند صدّيقان را تکيه گاه
است (18).
خداوند روزهاي
صالحان را ميداند و ميراث ايشان ابدي خواهد بود (19) در زمان «بلا» خجل
نخواهندشد، و در ايّام قحطي سير خواهند بود (20) لکن شريران هلاک خواهند شد، و
دشمنان خداوند، مثل پيه برّهها فاني بلکه مثل دود تلف خواهند شد; (22) زيرا
متبرّکان خداوند، وارث زمين خواهند شد، امّا ملعونان وي منقطع خواهند شد (29)
صدّيقان وارث زمين شده، ابداً در آن ساکن خواهند شد (34) به خداوند پناه برده،
راهش را نگاهدار که تو را به وراثت زمين بلند خواهند کرد و در وقت منقطع شدن
شريران اين را خواهي ديد (38) امّا عاصيان، عاقبت مستأصل، و عاقبت شريران منقطع
خواهند شد».13
در فصل
ديگرگفته شده:
«... قومها را
به انصاف داوري خواهد کرد. آسمان شادي کند و زمين مسرور گردد. دريا و پري آن
غرش نمايند. صحرا و هر چه در آن است به وجد آيد. آنگاه تمام درختان جنگل ترنّم
خواهند نمود به حضور خداوند. زيرا که ميآيد، زيرا که براي داوري جهان ميآيد.
ربع مسکون را به انصاف داوري خواهد کرد. و قومها را به امانت خود».14
و از جمله در
مزمور 72 در مورد پيامبر بزرگوار اسلام و فرزند دادگسترش حضرت مهدي (عليه
السلام)، چنين ميگويد:
«(1) اي خدا!
شرع و احکام خود را به «ملک»، و عدالت خود را به «ملک زاده» عطا فرما (2) تا
اين که قوم تو را به عدالت و فقراي تو را به انصاف حکم نمايد (3) به قوم کوهها
سلامت و کويرها عدالت برساند (4) فقيران قوم را حکم نمايد، و پسران مسکينان را
نجات دهد، و ظالم را بشکند (5) تا باقي ماندن ماه و آفتاب دور به دور از تو
بترسند (6) بر گياه بريده شده مثل باران و مانند امطار ـ که زمين را سيراب
ميگرداند ـ خواهد باريد (7).
ملوک طرشيش و
جزيرهها، هديهها خواهند آورد، و پادشاهان شبا و سبا پيشکشها تقريب خواهند
نمود (11) بلکه تمامي ملوک با او کرنش خواهند نمود، و تمامي اُمم او را بندگي
خواهند کرد (12) زيرا فقير را وقتي که فرياد ميکند و مسکين که نصرت کننده
ندارد، خلاصي خواهد داد (13) و به ذليل و محتاج ترحّم خواهد فرمود و جانهاي
مسکينان را نجات خواهد داد (14) جان ايشان را از ظلم و ستم نجات خواهد داد، و
هم در نظرش خون ايشان قيمتي خواهد بود (15) و زنده مانده از شبا به او بخشيده
خواهد شد (16) در زمين به سر کوهها مشت غلّه کاشته ميشود که محصول آن مثل
اسنان متحرّک شده، اهل شهرها مثل گياه زمين شکوفه خواهند نمود (17).
اسم او ابداً
بماند، اسمش مثل آفتاب باقي بماند، در او مردمان برکت خواهند يافت، و تمامي
قبايل او را خجسته خواهند گفت (19) بلکه اسم ذوالجلال او ابداً مبارک باد، و
تمامي زمين از جلالش پر شود (20) دعاي داود پسر يسيّ تمام شد».15
بشارت موعود جهاني در کتاب بوئيل نبي
در کتاب بوئيل
نبي که از پيامبران پيرو تورات است، بشارت ظهور مصلح جهاني و نزول حضرت عيسي
(عليه السلام) و محاکمه اسرائيل در آن روز سرنوشت ساز، چنين آمده است:
«آن گاه جميع
امّتها را جمع کرده به وادي «يهوشافاظ»16 فرود خواهم آورد و در آن
جا با ايشان درباره قوم خود و ميراث خويش، اسرائيل [را] محاکمه خواهم نمود،
زيرا که ايشان را در ميان امّتها پراکنده ساخته و زمين مرا تقسيم نموده اند و
بر قوم من قرعه انداخته و پسري در عوض فاحشه داده و دختري به شراب فروخته اند
تا بنوشند».17
و در جاي ديگر
از همين کتاب چنين آمده است:
«اي همه
اُمّتها! بشتابيد و بياييد و از هر طرف جمع شويد اي خداوند شجاعان! خود را به
آنجا فرود آور. اُمّتها بر انگيخته شوند. به «وادي يهوشافاظ» بر آيند زيرا که
من در آنجا خواهم نشست تا بر همه اُمّتهايي که به اطراف آن هستند داوري نمايم».18
بشارت موعود جهاني در کتاب زکرياي نبي
دراين کتاب
بشارت ظهور آن يگانه منجي عالم چنين آمده است:
«اينک روز
خداوند ميآيد و غنيمت تو در ميانت تقسيم خواهد شد. و جميع اُمّتها را به ضدّ
اورشليم براي جنگ جمع خواهم کرد، و شهر را خواهند گرفت و خانهها را تاراج
خواهند نمود، و زنان را بي عصمت خواهند کرد، و نصف اهل شهر به اسيري خواهند
رفت، و بقيّه قوم از شهر منقطع خواهند شد.
و خداوند
بيرون آمده با آن قومها مقاتله خواهد نمود چنان که در روز جنگ مقاتله نمود، و
در آخر آن روز پايهاي او بر کوه زيتون که از طرف مشرق به مقابل اورشليم است
خواهد ايستاد... و آن يک روز معروف خداوند خواهد بود... و يَهْوه (خدا) بر
تمامي زمين پادشاه خواهد بود. و در آن روز يَهْوة واحد خواهد بود و اسم او
واحد»19
بشارت موعود جهاني در کتاب حزقيال نبي
در اين کتاب
در مورد ظهورمصلح جهاني چنين آمده است:
«... و امّا
تو اي پسر انسان! خداوند يَهْوَه چنين ميفرمايد: که به هر جنس مرغان و به همه
حيوانات صحرا بگو: جمع شويد و بياييد و نزد قرباني من که آن را براي شما ذبح
مينمايم فراهم آييد. قرباني عظيمي که بر کوههاي اسرائيل، تا گوشت بخوريد و خون
بنوشيد.
و خداوند
يَهْوَه ميگويد: که بر سفره من از اسبان و سواران و جبّاران و همه مردان جنگي
سير خواهيد شد. و من جلال خود را در ميان اُمّتها قرار خواهم داد و جميع
اُمّتها داوري مرا که آن را اجرا خواهم داشت و دست مرا که برايشان فرود خواهم
آورد، مشاهده خواهند نمود. و خاندان اسرائيل از آن روز و بعد، خواهند دانست که
يَهْوَه خداي ايشان، من هستم. و اُمّتها خواهند دانست که خاندان اسرائيل به
سبب گناه خودشان جلاي وطن گرديدند زيرا که به من خيانت ورزيدند».20
بشارت موعود در کتاب دانيال نبي
در کتاب
دانيال نبي نيز بشارت ظهور مصلح جهاني مطابق بشارات انبياي گذشته، چنين آمده
است: «... امير عظيمي که براي پسران قوم تو ايستاده قائم است، خواهد برخاست. و
چنان زمان تنگي خواهد شد که از حيني که اُمّتي به وجود آمده است تا امروز
نبوده، و در آن زمان هر يک از قوم تو، که در دفتر مکتوب يافت شود رستگار خواهد
شد. و بسياري از آناني که در خاک زمين خوابيده اند بيدار خواهند شد، امّا اينان
به جهت حيات جاوداني و آنان به جهت خجالت و حقارت جاوداني. و حکيمان مثل
روشنايي افلاک خواهند درخشيد، و آناني که بسياري را به راه عدالت رهبري
مينمايند مانند ستارگان خواهند بود تا ابد الآباد.21
از کتب انجيل
و تورات وزير مجموعههاي آنها با توجه به نمونههاي که آورده شد به خوبي پيداست
که وعدهها و نويدهاي فراوان در مورد موعود جهاني داده شده که با استفاده از
آيات و روايات و ويژگيهاي که در مورد موعود در روايات آمده کاملا با موعود
اسلام يعني حضرت مهدي(عج) مطابقت دارد.
موعود در دين زرتشت
يکي ديگر از
اديان رايج در دنيا دين «زرتشت» است که به پيروان آنها زرتشتي ميگويند که اين
دين و آئين هم معتقد به موعود جهاني و مصلح کل است که با نگاهي کوتا و گذرا از
عقايد آنها هم در اين مورد باخبر ميشويم هر چند که تصريحات زيادي در اين مورد
دارد:
در کتاب «زند»
که از کتب مقدّسه زرتشتيان است در باره انقراض اشرار و وراثت «صلحا» که پس از
در هم شکستن شوکت جبّاران و بيداد گران، زمام اُمور جامعه بشري را به دست
خواهند گرفت، چنين ميگويد:
«لشکر
اهريمنان با ايزدان دايم در روي خاکدان محاربه و کشمکش دارند، و غالباً پيروزي
با اهريمنان باشد، امّا نه به طوري که بتوانند ايزدان را محو و منقرض سازند چه،
در هنگام تنگي از جانب او زمرد که خداي آسمان است به ايزدان که فرزندان او يند
ياري ميرسد و محاربه ايشان نه هزار سال طول ميکشد، آنگاه فيروزي بزرگ از طرف
ايزدان ميشود و اهريمنان را منقرض ميسازند، و تمام اقتدار اهريمنان در زمين
است و در آسمان راه ندارند، و بعد از پيروزي ايزدان و برانداختن تبار اهريمنان
عالم کيهان به سعادت اصلي خود رسيده، بني آدم بر تخت نيکبختي خواهند نشست».22
پی نوشتها
[1]
-
saosijant
درمقاله انقلاب جهاني امام مهدي(عج)
2
- کتاب مقدس، ترجمه قديم، شامل کتابهاي عهد قديم و عهد جديد، (انتشارات ايلام،
2002)انجيل
متي ص41 باب 24بندهاي 3-8-23-28-29-37-42-46
4
- کتاب مقدس انجيل متي ص44 باب 25بندهاي 31و34
5-
کتاب مقدس انجيل لوقا ص116باب 12بندهاي 35-36-37-40.
6-
همان باب 21 بندهاي 25-27
7
-
سيدمرتضي عسکري، امام مهدي درآيينه ي اديان.
8
- انجيل
يوحنا ص152باب5 بندهاي 26-28
9-
کتاب مقدس مکاشفه يوحنا ص408 باب 12بندهاي 1-5-7-10.
10
- عسکري، سيد مرتضي، امام مهدي درآيينه اديان
11
- همان مکاشفه يوحناي رسول ص417باب 19بندهاي 11-و18.
12
- سيد مرتضي عسکري، مهدي موعود در آيينه اديان
13
- عهدعتيق کتاب مزاميرمزمور37بندهاي 9و38
14
- همان مزمور96 بندهاي 10-13ص1247کتاب مقدس
15
- همان مزمور72بندهاي 1-2 به نقل ازبشارات عهدين ص248وانيس الاعلام ج5 ص92-93
16
- وادي يهوشا فاظ نام صحراي درنزديکي بيت المقدس است که اکنون وادي قدرون
ناميده ميشود(لغت نامه دهخدا حرف قاف، قدرون ص177
17
- کتاب مقدس کتاب بوئيل نبي ص1327باب 3 بندهاي 2و3
18
- همان ص1328 باب 3 بندهاي 12-13
19
- کتاب مقدس، زکرياي نبي ص1382 باب 14بندهاي 1-10
20
- کتاب مقدس حزقيال نبي ص1265باب39 بند17-23
21
- کاب مقدس کتاب دانيال نبي ص1309باب 12بندهاي 1-12
22
- محمد صادقي، بشارات عهدين، (دارالکتب الاسلاميه، بيتا ) ص237