|
زمینه های روانشناختی پیشرفت و توسعه با نگاهی به افغانستان
نجیب الله نوری
عقب ماندگی مسالهای
است که امروزه فرد فرد مردم افغانستان را رنج میدهد. اگر
میلیونها مهاجر
در نقاط مختلف جهان رنج غربت میچشند، زهر تحقیر و توهین مینوشند،
غم بیچارگی و
آوارگی را در دلهای اندوهگین خود حس میکنند. اگر آب دریاها و
اقیانوسها مدفن هزاران جوان رعنا میگردد، اگر اردوگاههای
مهاجرین در سراسر جهان
با چهره عبوس
خود، پذیرای هزاران انسانی میگردد که در انسانیت نه تنها با
دیگران
تفاوت ندارند،
بلکه شاید بیشتر از دیگران از صفات و ویژگیهای انسانی برخوردار
باشند،
اگر امروز
میلیونها انسان حاضر میشوند که به خاطر زنده ماندن بزرگترین
سرمایه خود
یعنی عزت خویش
را به حراج بگذارند، و رهگذران هر کوی و برزن آن را لگدمال کنند،
اینها و صدها
اگر دیگر بیتردید ریشه در عقبماندگی فکری، فرهنگی، اقتصادی،
صنعتی و
سیاسی کشور ما
دارد.
در این صورت عقل
پاک بشری حکم میکند تاجوانان با استعداد کشور افغانستان که
رنج هر چیزی را
تحمل میکنند، رنج رهایی از این وضعیت را نیز تحمل کنند و در
راستای پایه
گذاری یک پروژه بزرگ کمر همت ببندند. از
آنجا که نگارنده معتقد است کتاب آسمانی وحی بزرگترین و روشنترین
تابلوهای هدایت
و راهنمایی را در امور معنوی و دنیوی جلو پای بشر گذاشته است. در
زمینه پیشرفت و
توسعه نیز «ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیر ما بانفسهم»
(رعد/11) یک
تحلیل بسیار ساده از این آیه نشان میدهد که هر تغییری در جامعه بر
دو پایه
استوار است:
- نقش
اراده خداوند در تغییر جوامع (ان الله لایغیر
مابقوم)
-
تحول درونی
افراد جامعه (حتی یغیر ما بانفسهم)
اما
خداوند پایه اول را مبتنی بر پایه دوم نموده است. نتیجه اینکه هر
پیشرفت
و تحول
درجامعه باید از درون افراد آن جامعه آغاز گردد. درون به دو
معناست:
1 -
درون افراد بشر،
روان، ذهن، فکر و ضمیر آنها
2
- درون جامعه
اما
اگر تحول و پیشرفتی وارداتی و بیرونی باشد، زمانی تاثیر گذار است
که
درون را متحول
کرده باشد. وگرنه بنای پوسیدهای خواهد بود که فقط رنگ و روغن
آن بیننده را
فریب میدهد و مصداق این شعر خواهد بود:
خانه از پای بست
ویران است خواجه در بند نقش ایوان است
توجه
به این واقعیت نگارنده را واداشت تا ببیند چه عوامل یا متغیرها، و
سازههای درونی
وجود دارد که زمینهرا برای تحول و پیشرفت فراهم میسازد.
در
نخستین گام توجه به تحقیقات «مککللند»[1]
روانشناس آمریکایی توجه
مرا
را به خود جلب
کرد. او کشورهای مختلف را از نظر رشد اقتصادی و «گرایش به پیشرفت»از
سال 1925 تا 1950 مورد بررسی قرار داد. برای اینکه «گرایش به
پیشرفت» را در
جوانان هر کشور
بسنجد، کتابهای داستانی را که جوانان آن کشور در کودکی میخواندند
از نظر
مؤلفههای نیاز به پیشرفت تحلیل محتوایی کرد. نتایج تحقیق او نشان
داد که
کشورهایی که
میزان گرایش به پیشرفت در جوانان آنان بالا بود، 78% پیشرفت
اقتصادی
داشتند. اما
کشورهایی که میزان گرایش به پیشرفت در جوانان آنان پایین ارزیابی
شد،
تنها 25% رشد
اقتصادی نشان دادند. تحقیقات میدانی دیگری که مشابه این تحقیق است
نیز
در این زمینه
انجام شده و به نتایج مشابه دست یافته است که اینجا مجال ذکر آنها
نیست. به
همین دلیل دانشمندان توجه خود را به این مساله معطوف داشتهاند که
چه
عواملی باعث
میشود گرایش به پیشرفت در برخی کشورهای پایین و در برخی دیگر بالا
باشد.
پژوهشگران در این خصوص به سه نوع عامل دست یافتهاند:
1-
عوامل تربیتی
تحقیقات
نشان میدهد که خانوادههای که کودکانی خود را در محیط غنی قرار
میدهند مثلا
کتاب داستان تخیلی که در بردارنده مضامین پیشرفت باشند، برای آنان
تهیه
میکند، کارهای
مستقلانه و خلاقانه کودکان خود را مورد توجه و تشویق قرار میدهند.
کودکان نسبت به
خطاها و اشتباهات خود کمتر سرزنش میشوند. در چنین خانوادههایی
کودکان امکان
مسافرت و دیدن مکانهای مختلف را دارند. معیارهایی بالاتری برای
پیشرفتشان وجود دارد و به آنها
القاء میشود که
پس از پایان تحصیلات به شغلهای عالی رتبه مانند ریاست جمهوری،
وزارت،
مدیرعاملی شرکت و امثال آن دست یابند.2وقتی
این گرایش در کودکان نهادینه شود که آنان در
بزرگسالی فرد
مهمی خواهد شد، برای خود کسی خواهد شد، اگر به طور مداوم این فکر
که
آنان وجود داشته
باشد که فردی مهمی خواهند شد، انرژی و روحیه لازم در آنان به وجود
خواهد آمد که به
سوی پیشرفت با سرعت بیشتری قدم بردارند.
2
-
عوامل فرهنگی
مکلکللند
کشورهای مسیحی پیرو مذهب کاتولیک را با کشورهای مسیحی پیرو مذهب
پروتستان از نظر
گرایش به پیشرفت مقایسه نمود. نتایج تحقیقات او نشان داد که
کشورهای
پروتستانی سطوح بالاتری از گرایش به پیشرفت را نشان دادند. او در
تحلیل این
نتیجه دریافت که
در کشورهای پروتستان ارزشهای فرهنگی و اخلاقی مانند تلاش، جدیت،
قاطعیت، احراز
مقام و موقعیت بالا در اجتماعی، اتکاء به خود در زندگی و رقابت
نهادینه شده
است. سپس دریافت که انقلاب صنعتی در اروپا در زمانی پا گرفت که
ارزشهای مربوط
به پیشرفت جا افتاد و متعاقب آن پیشرفت صنعتی به وقوع
پیوست.
3 - عوامل فکری
تحقیقات
نشان میدهد که افراد دارای انگیزه پیشرفت سبک فکری بخصوصی دارند،
آنان افکار
خوشبینانهتری دارند، به جنبههای مثبت مسائل توجه میکنند، تصور
میکنند از
توانایی بالایی برخوردارند، گرایش دارند که بر مسائل تسلط پیدا
کنند و
در رقابت با
دیگران پیشتاز باشند، در کسب موفقیت انتظارات بالا از خودشان
دارند. یعنی
اهداف بلند و
عالی برای خود انتخاب میکنند، معیارهای بالایی در زندگی دارند، به
موفق
شدن در کاری
خیلی بها میدهند.3
اما افراد با
انگیزه پیشرفت پایین انتظار کمی از
خود دارند، به
موفقیت بهایی کمی میدهند، اهداف خیلی ساده برای خود انتخاب
میکنند
که بدون تلاش
بتوانند به آن برسند. این زمینههای فکری متفاوت افراد را از نظر
انگیزه پیشرفت
متفاوت میسازد و یکی دارای انگیزه پیشرفت بالا و دیگری از انگیزه
پیشرفت کمتری
برخوردار میگردد.
مؤلفههای
انگیزه پیشرفت
هرمنس4
در سال 1970 برای
اندازهگیری
انگیزه پیشرفت پرسشنامهای تهیه کرد که شامل 90 گزاره بود.5
هومن دانشمند ایرانی این پرسشنامه
را در ایران
مورد مطالعه میدانی قرار داد. نتیجه این دو تحقیق نشان میدهد که
انگیزه پیشرفت
از هفت مؤلفه شکل گرفته است: 1ـ داشتن پشتکار، 2ـ اعتماد به نفس،
3ـ
ادراک پویا از
زمان و فرصت جویی، 4ـ سختکوشی، 5ـ توجه به ملاک شایستگی در انتخاب
دوست، 6ـ داشتن
اهداف بالا 7ـ آینده نگری.6
بنابراین برای تحقق گرایش به پیشرفت در یک جامعه
باید عوامل
روانی فوق تحق یابد.
1 - داشتن پشتکار
موضوع
پشتکار در تعریف انگیزهی پیشرفت مطرح شده است. «انگیزه پیشرفت را
روحیهی
غلبه بر موانع،
ممتاز بودن و زندگی طبق معیار عالی تعریف کردهاند7».
پشتکار که یکی
از مؤلفههای
انگیزه پیشرفت
است و همانطور که از واژه آن پیداست به این معناست که فرد کاری را
که
شروع کرده در
صورت مواجه شدن با مشکلات رها نکند و تا آخر ادامه دهد. افراد
دارای
پشتکار تلاشگر
و سخت کوش است و شکستها او را خسته نمی کند.8
تحقیقات نشان میدهد افراد دارای انگیزه پیشرفت
زیاد، همواره
کارهای نیمه
تمام را به آخر میرسانند، آنان حتی در تکالیف نسبتا دشوار
سعی دارند کار
را به انجام برسانند.9
پس پشتکار یعنی
روحیه غلبه بر موانع در ماهیت
مفهوم انگیزه
پیشرفت خوابیده است.
مسائل
شناختی، انگیزشی و رفتاری در شکلگیری شخصیتهای تلاشگر نقش
دارند. افراد دارای پشتکار دارای اهدافی هستند که از نظر شناختی و
فکری آنها را مفید و
سودمند ارزیابی
میکنند. در حالیکه افراد بدون پشتکار سودمندی زیادی را به این
اهداف
مربوط
نمیدانند. آنان از نظر انگیزشی برای رسیدن به هدف علاقه وافر
دارند و همین
علاقه همواره
مانند موتور محرک آنان را به جلو سوق میدهد. از نظر رفتاری افراد
دارای پشتکار
رفتارهای مستلزم پشتکار را همواره تمرین وتکرار میکنند و در نتیجه
این تکرارها
عادت پشتکار و در نهایت شخصیت تلاشگر در آنان شکل میگیرد.
منابع
دینی ما سرشار از آموزههایی است که افراد را به پشتکار دعوت
میکند .
در این منابع مفهوم
پشتکار را میتوان از طریق پنج واژه دینی به دست آورد.
استقامت ،جهاد،
صبر
در برابر
مشکلات و
سختیها،
کوشش
و جدیت واژههای
هستند که به
زبانهای مختلف
ما را به داشتن پشتکار و تلاش دعوت میکنند.
حضر
علی (ع)
میفرماید: « من
بذل جهد طاقته، بلغ کنه ارادته»11
یعنی هرکس با تمام توان در راه رسیدن به هدف تلاش
کند، به تمام
خواستههایش میرسد. اگر کشور ما امروز تمام توان خود را در راه
رسیدن
به پیشرفت به
کار گیرد، به زودی این تلاشها نتایج مطلوب به دست خواهد داد. در
واقع داشتن
پشتکار برای رسیدن به پیشرفت آنقدر واضح است که نمیتوان رسیدن به
پیشرفت را بدون
تلاش همه جانبه تصور کرد
.صبر در برابر
مشکلات مفهومی است که بیشتر گفته شده و کمتر بدان عمل شده
است. امروزه
موانع پشرفت در افغانستان کم نیست. دخالتهای خارجی، ضعف فرهنگ،
سایه
شوم فقر،
بیروحیه بودن مردم، ضعفهای ساختاری، تشنجات قومی ـ مذهبی و ...
همه
موانعی هستند که
کاروان پیشرفت را با کندی مواجه میسازد. ولی شکیبایی جامعه
میتواند همه
این موانع را برای رسیدن به پیشرفت کم رنگ سازد
«امام علی
(ع):
«من ادرع جنه
الصبر هانت علیه
النوائب»12هر
کس سپر شکیبایی بر تن نماید،
دشواریها بر او
آسان گردد.
2 - اعتماد به نفس
اعتماد
به نفس یکی از مؤلفههای دیگر انگیزه پیشرفت است. افراد با انگیزه
همواره اعتماد
به نفس دارند. امروزه کشور ما هم به اعتماد به نفس اجتماعی و هم
اعتماد به نفس
فردی نیاز دارد. افرادی زیادی مشاهده میشوند که شکایت دارند و
میگویند: «کشور
ما دیگر کشور بشو نخواهد شد»، «اگر فلان افراد یا قومیت در
افغانستان
باشد آن کشور
روی خوشی را نخواهد دید»، این جملات و امثال آن اعتماد به نفس
اجتماعی
را از ملت ما
سلب خواهد کرد و زمینه را برای پیشرفت با کندی بیشتری مواجه خواهد
ساخت. افرادی که
دارای انگیزه پیشرفت هستند به خودشان اعتماد دارند و این امر آنها
را در حد زیادی
برای رسیدن به پیشرفت یاری میرساند.
برای
به دست آوردن اعتماد به نفس متاسفانه هیچ راه میانبر یا راه حل 5
دقیقهای وجود
ندارد. نکته مثبت اینکه اعتماد به نفس به راحتی قابل دستیابی است.
افرادی
که فاقد اعتماد به نفس هستند برای به دست آوردن آن به موفقیتهای
خود توجه
میکنند، توجه
به موفقیتها مانند به دست آوردن یک نمره خوب، بازی کردن نقش مهم
در
یک گروه، ایجاد
تغییر در زندگی دیگران و... به خاطر داشتن این دستاوردها، روحیه
لازم را جهت به
دست آوردن اعتماد به نفس فراهم میسازد. همچنین برای به دست آوردن
اعتماد به نفس
به تواناییها و استعدادهای خود توجه میکنند. سپس مهمترین هدف
زندگی
خود را تعیین
میکنند و برای رسیدن به آن ذهن خود را تغییر میدهند.13
3-
ادراک پویا از زمان و فرصت جویی
سومین
مؤلفه انگیزه پیشرفت ادراک پویا از زمان است. افراد با انگیزه زمان
شناس هستند.
امروزه برای آینده افغانستان یک زمان بسیار حساس است. برخی از
کارشناسان این
زمان را زمان گذار به سوی دموکراسی نامگذاری کردهاند. در این
برهه از تاریخ
کشور زمانشناسی اهمیت خاص خود را دارد و گرنه در این مرحله
سردرگمی
ممکن است بسیار
طولانی گشته و یا به سوی یک سردرگمی بزرگتری تغییر جهت دهد. زمان
شناسی و اغتنام
فرصت در آموزههای دین مقدس اسلام به طور مکرر مورد تاکید قرار
گرفته است. حضرت
علی (ع)
میفرماید
«اضاعة الفرصه غصه»14.
همچنین امام در کلام
زیبای دیگر
اهمیت فرصت شناسی را گوشزد فرموده و میفرماید: «الفرصة سریعة
الفوت بطیئة
الکسب»11زمان
برای تلاش به زودی
از دست انسان
میرود و به کندی به دست میآید.
4 - سخت کوشی
افراد
دارای انگیزه پیشرفت بالا سخت کار و تلاش میکنند به راحتی از پا
نمینیشینند. هر
موفقیتی در پشت تلاش خوابیده است بدون تلاش موفقیت رؤیایی بیش
نخواهد بود. اما
تلاش انگیزه میخواهد که افراد خواهان پیشرفت، آن را دارند. هر چند
پشتکار (اولین
مؤلفه انگیزه پیشرفت) با سخت کوشی دو مفهوم نزدیک به هم هستند. اما
سخت کوشی
نوعی عمومیت
دارد، زیرا در پشتکار آنچه مهم است تداوم بخشیدن و ادامه دادن کار،
زمین نگذاشتن
کار در صورت مواجه شدن با موانع و مشکلات است. اما سخت کوشی به نوع
تکلیف نیز توجه
دارد یعنی افراد با انگیزه پیشرفت بالا تکالیف نسبتا دشوار را
انتخاب میکنند
و تکالیف آسان و ساده در آنان اشتیاقی ایجاد نمیکند تا به سوی آن
حرکت کند.
5- توجه به ملاک شایستگی در انتخاب دوست
یکی
از مؤلفههای انگیزه پیشرفت، ملاکهای شایستگی در انتخاب
دوست است. افراد
با انگیزه پیشرفت بالا با هر کسی دوست نمیشوند. آنان معیارهایی
برای
انتخاب دوست
دارند و دوستان با انگیزه و پرتلاش انتخاب میکنند. زیرا که
همنشینی با
افراد تنبل و
کمکار انگیزه را از انسان سلب میکند. در منابع دینی
نیز روی انتخاب
دوست زیاد تاکید شده است. قرآن کریم یکی از علتهای اصلی انحراف
افراد
را انتخاب دوست
میداند. «و يوم يعض الظالم علی یدیه یقول یا لیتنی اتخذت مع
الرسول
سبیلا، یا ویلتی
لیتنی ام اتخذ فلانا خلیلا
(فرقان،/
27 و 28) و به
خاطر آور روزى را كه ستمكار دست خود را از
شدّت حسرت به
دندان مىگزد و مىگويد: «اى كاش با رسول خدا راهى برگزيده بودم»!
اى
واى بر من، كاش
فلان شخص گمراه را دوست خود انتخاب نكرده بودم.15
در مورد پشتکار و انگیزه پیشرفت نیز دوستان پرکار
و با انگیزه
انسان را به جلو سوق داده و افراد راحت طلب، کمکار انگیزه را از
انسان
سلب میکند.
امام صادق (ع)
ملاکهایی را
برای انتخاب دوست معرفی کرده است:
1- ظاهر و باطن
او با انسان یکی
باشد،2ـ اينكه
خوبى و آبرومندى تو را خوبى و آبرومندى خود بداند. و عيب و نقص تو
را
عيب و نقص خويش
بداند 3- اگر به مقام يا ثروتى رسيد، دوستى او را با تو
تغيير
ندهند 4- تو را
از آن چيزى كه برايش مقدور باشد بازندارد 5- تو را به هنگام
گرفتارى و احتياج تنها نگذارد.
16
آنچه
از امام صادق (ع)
در مورد دوست
بیان شده است تنها در حوزه
مسائل فردی
نیست، بلکه در مسائل اجتماعی نیز کاربرد دارد. آیا دوستان ملت
افغانستان
بیدریغ و در حد توان به
افغانستان کمک
میکنند. یا برخی از دوستان کشور ما مصداق حدیث زیر است: «اياك و
مصاحبة
الشرير فانه
كالسيف المسلول يحسن منظره و يقبح اثره»17
از همنشينى بدان
بپرهيز كه همچون شمشير برهنهاند،
ظاهرش زيبا و
اثرش بسيار زشت است.
6- داشتن اهداف بالا
یکی
از مؤلفههای انگیزه پیشرفت، داشتن هدف بزرگ است. افراد با انگیزه
پیشرفت
پایین همواره
اهداف کوچک انتخاب میکنند که رسیدن به آن آسان و راحت باشد. دلیل
این
انتخاب این است
که از شکست میترسند ولی افراد با انگیزه پیشرفت بالا معتقدند که
هدف بزرگ انرژي
بزرگ تولید میکند و آنان میتوانند با استفاده از آن انرژی به هدف
مورد نظر خود
دست یابند.
راینر18
خاطر نشان
میسازد که ارزش
رفتارهای فعلی برای رسیدن به اهداف آینده یکی از مهمترین جنبههای
انگیزه پیشرفت
است
19
. بنابراین
برای فهمیدن
انگیزه پیشرفت باید به اهداف فرد توجه کرد هرچه این هدف بزرگتر و
بالاتر باشد،
شدت رفتارهای منتهی به آن بیشتر خواهد بود. مثلا اگر هدف فرد قبول
شدن در امتحان
یکی از آزمون وسط ترم باشد با زمانی که هدفش قبولی در آزمون پزشکی
دانشگاه
است، آن شخص
انرژی یکسانی از خود به خرج نمیدهد.
هدف
تا زماني كه انرژي و تلاشي براي رسيدن به آن صرف نكنيم، هدف محسوب
نميشود.
اهداف آگاهي ما را نسبت به خودمان را افزايش ميدهد. هدف بزرگتر ما
را بیشتر
با سعهی وجودی
ما آشنا میکند. روشهاي زندگي تحت تأثير اهداف قرار دارند. اهداف
بزرگتر مستلزم
انتخاب روشهای عالیتری هستند. حتي انتخاب وسايل و امكانات نيز از
اهداف ما تأثير
ميگيرند. اهداف بزرگتر ما را به اننتخاب امکانات بهتر رهنمون
میسازد. سرعت
يا كندي در عملكردها نيز از اهداف ناشي ميشود. هدف بزرگتر سرعت ما
را در حرکت به
سوی هدف بیشتر میکند. هدفها، چشم انداز زندگي را مي سازند و در
نتيجه انرژي آور
و يا انرژي بر هستند. ميان ارزشهاي هر فرد و اهداف آينده او ارتباط
وجود دارد.
اهداف کوچکتر از ارزشهای کم اهمیتتر ناشی میشوند. اهداف چه
بلند مدت
باشند و چه
كوتاه مدت، چهارچوبي براي تصميم گيري فراهم مي كنند.20
7- آینده نگری
آینده
نگری یکی از ویژگیهای افراد با انگیزه پیشرفت است. در منابع
اسلامی
نسبت به آینده
نگری زیاد تاکید شده است. در برخی از منابع آینده نگری ناشی از
نیروی
عقلانی انسان
دانسته شده و عقل را قوه و نيروئى میدانند كه انسان بوسيله آن
عواقب
امور و پايان
كارها را مىفهمد و آيندهنگرى در انسان بوجود مىآورد. اين نيرو
اميال
شهوانى را كه به
لذتهاى آنى و زود گذر ميكشاند، نابود میکند و انسان را براى تحمل
سختىهاى زود
گذر براى سلامت آينده و آخرت آماده ميسازد و هر گاه چنين نيروئى
در
انسان حاصل شود،
صاحبش را عاقل
مىنامند. زيرا
اقدام و كارهايش بنا بر اقتضاى نگريستن در عواقب و آينده است نه
بهر
حكم شهوانى و
خواستى گذرا.21
اگر
نسل دیروز افغانستان به فکر آینده کشور خود بودند و بدبختیهای
امروز ما
را تصور
میکردند اینگونه دچار بدبختی نمیشدیم. امروز ما نیز وظیفه داریم
به فکر
آیندگان خود
باشیم. در غیر این صورت اگر
وضعیت
کشور با عقب ماندگی و
فلاکت ادامه پیدا
کند، ما نیز لجن
زاری ساختهایم که نسل آینده خود را در آن غرق کردهایم.
نتیجه
هر
پیشرفت نیاز به زمینههای روانشناختی دارد تا این زمینهها تحقق
نپذیرد،
پیشرفت متحقق
نخواهد شد. از نظر میزان تقدم، زمینههای روانشناختی پیشرفت نسبت
به
عوامل و
زمینههای دیگر مانند ساختاری، اقتصادی و فرهنگی اهمیت دارد و نوعی
زیربنا
نسبت به آنها به
شمار میرود. انگیزه پیشرفت یکی از زمینههای روانشناختی برای
پیشرفت است که
تحقیقات مختلف رابطه پیشرفت را با انگیزه پیشرفت به اثبات
رساندهاند.
انگیزه پیشرفت بر اساس مدل هرمنس و تحقیق مجدد آن در ایران از 7
مؤلفه
تشکیل شده است
که این هفت مؤلفه به نوعی افراد دارای انگیزه پیشرفت بالا را از
افراد دارای
انگیزه پیشرفت پایین متمایز میسازد. از سویی
بدون این هفت مؤلفه نه
انگیزه پیشرفت
متحقق خواهد شد و نه خود پیشرفت. این هفت مؤلفه عبارتند از: داشتن
پشتکار، اعتماد
به نفس، ادراک پویا از زمان و فرصت جویی، سختکوشی، توجه به ملاک
شایستگی در
انتخاب دوست، داشتن اهداف بالا و آینده نگری. امید است جوانان
افغانستان با
ایجاد انگیزه پیشرفت در خود، زمینه را برای تحول و توسعه در کشور
فراهم
سازند.
پینوشتها
[1]
-
McClelland
2
-
Reeve,
Johnmarshall (2001), understanding Motivation and Emotion, Eral
Mcpeek bublisher, third Edition, United State, page 268
3
-
Reeve,
Johnmarshall, page 270.
4
-
Hermense
5-
John Ray (1980).”comparative achievement motivation tests”
Journal of social psychology, p.63-72,
6
-
هومن،
حیدرعلی- عسکری، علی، تهيه و استاندارد كردن آزمون انگيزه پيشرفت،
مجله پژوهشهای
روانشناختی،(1379)
شماره
11
ص
9
7
-
دارابی ، جعفر ، «رابطه جو خانواده، پایگاه اجتماعی و مکان
کنترل با انگیزش پیشرفت در دانش آموزان سال سوم متوسطه در سال
تحصیلی 77-78»
فصلنامه تعلیم و تربیت نشریه پژوهشکده تعلیم و تربیت وزارت آموزش و
پرورش، سال
هفدهم(1380)،
شماره 3، شماره مسلسل67، ص 23.
8-
http://mhm.blogsky.comتفکر
برتر
9
-
Petri, page
10
- تمیمی،
عبدالواحد، تصنیف غررالحکم، تحقیق مصطفی
درایتی،
مرکز النشر مکتب الاعلام الاسلامی، چ
اول (بی تا). ص444.
11 -
همان
ح6295، ص
282.
12-
همان.
13-حر
عاملی، محمدبن الحسن،
وسائلالشيعة، ج
16،
دارالاحیاء التراث،بیروت،
ص
84، ح91.
14
-
نوری طبرسی،
میرزا حسین،
مستدركالوسائل،
ج
12 ،،موسسه آل
البیت، قم ،1407ق،ص142
15-
ترجمه آیت الله
العظمی مکارم شیرازی
16
-
نجفى
خمينى، محمد
جواد
تفسير آسان، ج14، چاپ اول، انتشارات اسلامیه، تهران،1398ق، ص215
17-
محدث
نورى. مستدرك الوسائل، جلد8، مؤسسه آل البيت عليهم السلام، قم،
1408ق،
باب 27، ح 4،
ص351
18
-
Raynor
19-
Petri, Page252
20-
http://www2.irib.ir/amouzesh/f/page_sh.asp?key=8&ov=448
21-
خسروى حسينى، سيد
غلامرضا. ترجمه وتحقيق مفردات الفاظ قرآن، ج3 ، انتشارات مرتضوى،
تهران، 1375ش، چ دوم،
ص282
|