تاريخ هجري شمسي

    معرفي انجمن

  جرعه ای از زلال وحی

   درمحضراهل البیت(ع)

   نشریه پیام یاسین

   مقالات

    گزارشات

   اخبار

   تحلیل ها

   افغانستان

  ارزگان خاص

   همایشها

   گفتار بزرگان

   مهاجرین

   پرسش و پاسخ

   مشاوره

   طنز

    گالری عکس

    پیوندها

    ارتباط با ما

 

پیام یاسین مقالات اخبار پرسش و پاسخ ارزگان خاص صفحه نخست
يس * وَ الْقُرْءَانِ الحَْكِيمِ

 

عنوانهای دیگر شماره شانزدهم:

» سرمقاله (سیاست بازان)

» دریچه ای بر مدیریت زمان

» نقش انگیزش در زندگی و دیدگاه های حاکم بر آن

» زمینه های روانشناختی پیشرفت و توسعه با نگاهی به افغانستان

» نگرش به زن در قرآن و کنوانسیون رفع تبعیض زنان

» قوم گرایی در سطوح و  لایه های اجتماعی  افغانستان

» رشد فرهنگ ابتذال؛ چه  باید کرد؟

» در چشمه سار تسنیم  (دانستنی هایی از قرآن)

» احضار مولانا به وزارت  کلتور (فرهنگ)

» داستان: دروگرها و  داسهای سرخ

» چنگیز پهلوان و قضاوتهای غیر منصفانه

» فرار مغزها تهدید آینده افغانستان

» کرزی: دهها کشته و زخمی است اما، بامان خدا

» من مردم افغانستان را این گونه دیدم و چنین روایت می کنم

» نقش نخبه گان در همگرایی ملی و انسجام اسلامی افغانستان

 

 

دریچه ای بر مدیریت زمان

 عبد المؤمن حکیمی

مقدمه

دریچهزمان ارزشمندترين سرمايه موجود نزد هر فرد، گروه و سازمان است كه با ديگر سرمايه ها به هيچ عنوان قابل مقايسه نيست، زیرا لحظه‌هاي گرانبهاي زندگي كه مجموعاً عمرآدمي را تشكيل مي‌دهند ، داراي ارزش هاي فراواني مي‌باشند كه توجه و آگاهي و بهره‌برداري صحيح و مناسب از آن ها ، موجبات رشد و تعالي را فراهم مي‌سازد و غفلت از آنها، خسراني عظيم دربردارد و بنابر فرمايش مولاي متقيان علي(ع) ، «اشدّ الغصص فوت الفرص؛ سخت‏ترين غصّه‏ها از دست رفتن فرصت‏هاست».1

   هيچ انساني از وقت و زمان، بي‌نياز نيست و چه بسيارند انسان هايي كه از كمبود وقت مي‌نالند و دليل بي‌توجهي به بخشي از امورات زندگي را كمبود وقت مي‌دانند. هر چه سطح مسئوليت فرد وسيع تر باشد به همان نسبت نياز او به وقت بيشتر است، زيرا مدت شبانه‌روز براي همه يكسان است.

  كنترل زمان و مديريت برآن يعني به اختيار درآوردن بازه زماني تاثيرگذار بر يك تصميم وجداكردن آن بازه از قطار زمان، به نحوي كه گذر زمان بر آن تصميم بي اثر شود.

لحظه‌اي كه ما توانايي آن را داشته باشيم كه تصميمات مناسبي اتخاذ يا انتخاب كنيم كه گذر زمان بر اجراي آنها بي تاثير باشد؛ ديگر زمان در كنترل ما خواهدبود و مديريت زمان معنا خواهد داشت.

نخست بايد به اين سؤال پاسخ داد كه: مدیریت چیست؟ ثانیا منظور زمان چيست؟ و ثالثا مقصود از مدیریت بر زمان چیست و چه نقشى مى‏تواند در زندگى ايفا نمايد؟

چیستی مدیریت

   درباره مدیریت، تعریفی که مورد قبول عام باشد، در دست نیست. صاحبنظران و مؤلفان مدیریت با اهداف و سوگیری‌های مختلف، تعریف‌های گوناگون ارائه کرده‌اند، اما در نهایت از مجموع آنها می‌توان مدیریت را چنین تعریف کرد:

«مدیریت، فرایند به کارگیری مؤثر و کارآمد منابع مادی و انسانی در برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول، صورت می‌گیرد.»2

زمان چیست؟

   زمان به معناى «اندازه گيرى گردش خورشيد و ماه» يا حركت كره زمين به دور خود و به دور خورشيد است.3 زمان نوعى احساس ذهنى است كه به گمان قوى از ارتباط ذهن با حركت بوجود مي‌آيد، 4 زمان بعنوان يك واقعيت عينى مانند يك نمود فيزيكى وجود ندارد. هر موجودى را كه در مجراى زمان از بساطت به تركيب و تبلور برسد، خواه موجودى طبيعى باشد و يا موجودى ساخته شده بوسيله انسان.

  از این رو اگر با دقيق‏ترين ابزار و وسايل همه سطوح و اجزاء زمان را تجزيه كنيم، هرگز به جزئى يا نمودى بعنوان زمان نخواهیم رسيد5.

علامه جعفری، ضمن نسبی دانستن درک زمان می‌نویسد: «زمان بسيار سريع مى‏گذرد، ولى نگاه ما به اين حركت سريع از فاصله بسيار زياد است كه حركت سريع را كند نمايش مى‏دهد. هر اندازه كه فاصله ما بين ناظر و جسم متحرك زيادتر باشد، حركت آن جسم كندتر مى‏نمايد. حقيقت اينست كه با اين كه سازنده كشش زمان در كارگاه مغز ما است و ما مى‏توانيم عبور طناب ممتد زمان را در درون خود احساس كنيم و چگونگى شتاب و كندى آنرا بطور مستقيم دريافت نمائيم، با اين حال به ندرت اتفاق مى‏افتد كه ما چنين توجه عميقى به درون داشته و واقعيت گذشت زمان را بخوبى دريابيم. آرى، فقط در آن هنگام كه پس از سپرى شدن ساليان عمر به عقب بر مى‏گرديم، تا حدودى سرعت گذشت زمان را درك مى‏كنيم. فراموش نمي‌كنم كه روزى بر بالين يك بيمار نشسته بودم كه در حدود نود سال از عمرش گذشته بود و دو روز بعد از دنيا رفت، او هنوز هوش و دركش را از دست نداده بود، از وى پرسيدم که گذشته عمر خود را چگونه توصیف مى‏كنيد؟ او پلك‏هاى چشمش را روي هم گذاشت و فورا باز كرد و گفت: «چنين چيزى» و با «چنين سرعتى». نمى‏خواهيم بگوئيم: ما نمى‏توانيم حركت را درك كنيم، بلكه مى‏گوئيم: مفهوم انتزاعى از حركت غير از خود حركت است، و آنچه را كه ما در مغز خود در مى‏يابيم، مفهوم انتزاعى حركت مى‏باشد. بنا براين، درك ما هم در باره گذشت زمان بر زندگى ما، غالبا درك يك مفهوم انتزاعى است نه واقعيت آن‏.

 به هر تقدیر، زمان موهبتى است كه خداوند در عطاى آن به مخلوقات، هيچ تفاوتى قائل نشده و آن را ميان شاه، بنده، فقير و غنى ، به يك گونه تقسيم نموده است. بدين معنا كه يك ثانيه براى همه يك ثانيه است، نه كم‏تر و نه بيشتر! نه كسى مى‏تواند آن را ذخيره كند و نه قابل خريد است.  زمان چيزى نيست كه به خودى خود صلاح و فسادى داشته باشد. همه زمان‏ها ذاتا شبيه هم هستند، بلكه اين اشخاص هستند كه به زمان‏ها رنگ مى‏دهند و اين حوادث گوناگون است كه زمان را زشت و زيبا و زندگى در آن را تلخ يا شيرين مى‏كند. بنا بر اين، هر كجا گفته شود كه «زمانه‌ی ما فاسد شده» به معناى اين است كه مردم زمان ما فاسد شده‏اند. بسيارى از مردم، از تعبيرات بالا سوء استفاده مى‏كنند و فساد زمان يا مكان را عذر و بهانه‏اى براى آلودگى خود قرار مى‏دهند. وقتى گفته شود كه چرا چنين آلودگى‏هايى در تو و خانواده‏ات پيدا شده مى‏گويد: «چه كنم زمانه فاسد شده، شهر و ديار ما فاسد شده» در حالى كه فسادش از ناحيه خود او و افرادى همانند او است.

اين مطلب، در اشعارى كه به عبد المطلب جدّ پيامبر اسلام(ص) نسبت داده‏ شده است، به طرز جالبى منعكس است:

           و يعيب النّاس  كلّهم زمانا                    و ما  لزماننا   عيب  سوانا

          نعيب زماننا و العيب   فينا                      و لو نطق الزّمان بنا هجانا

          و إنّ الذّئب يترك لحم ذئب                  و يأكل بعضنا  بعضاعيانا

هر يك از مردم بر زمانى عيب مى‏گيرند، در حالى كه زمان ما عيبى جز ما ندارد. ما بر زمان خود عيب مى‏گيريم، در حالى كه عيب در خود ما است و اگر زمان زبان بگشايد، ما را مسخره خواهد كرد. (شاهد اين سخن اين كه) گرگ گوشت همنوع خود را نمى‏خورد، ولى ما آشكارا گوشت يكديگر را مى‏خوريم.6

  با چنين ديدى زمان را بدين‏صورت تعريف مى‏كنيم : «زمان ، همين حال است»؛ نه گذشته و نه آينده  و رمز استفاده از زمان، استفاده از همين لحظه است. به گفته سعدى :

سعديا! دى رفت و فردا همچنان موجود نيست‏              در ميان اين و آن ، فرصت شمار امروز را

 برخى وقت خود را به اميدساعتى ديگر و يا افسوس برگذشته تلف مى‏كنند.حضرت على(ع) مى‏فرمايد : « انّ ماضى عمرك اجل و آتيه امل و الوقت عمل؛ به راستى كه عمرِ گذشته‏ات وَعده‏اى است سرآمده. پس نتوان در آن كارى كرد. و آينده، آرزويى است. پس تنها زمانى كه در آن هستى، وقت عمل است»7 .

حال اين سوال مطرح است كه مديريت زمان چیست و در اين ميان چه نقشي را ايفا مي‌كند؟ همه مي‌دانند كه زمان گذراست و در اختيار ما نيست، پس مديريت اين سرمايه چه مفهومي مي‌تواند داشته باشد؟

مدیریت زمان چیست؟

    موضوع مديريت زمان سالهاست كه ذهن افراد و صاحب نظران رشته‌هاي مختلف را به خود مشغول كرده است؛ اما آيا واقعاً توانسته‌ايم بر زمان احاطه پيدا كرده و آن را در كنترل خود داشته باشيم؟.

   به نظر مي‌رسد كه استفاده از واژه «مديريت زمان» صحيح نبوده و استفاده از برنامه‌ريزي زمان مطلوب‌تر باشد. در واقع اكثر صاحبنظران علم مديريت معتقدند كه زمــــــان اساساً اداره شدني نيست و از مديريت زمان، تعبير به مديريت بر خويشتن مي‌كنند و تنها به ارائه برنامه‌ها و طرح هايي جهت جلوگيري از اتلاف وقت اكتفا مي‌كنند، پس نمی توان زمان را مدیریت کرد، زیرا خواه ناخواه زمان مي‌گذرد و اين ما هستيم كه بايستي ازآن به خوبي استفاده كنيم. بنابراین، مديريت زمان در واقع همان مديريت بر خويشتن است؛8 پس مفهومی که در مدیریت زمان از آن غفلت شده است، این است که ما باید خودمان را اداره کنیم نه زمان را . جالب است که  بدانیم همان مهارتهایی که هر فردی جهت مدیریت بر دیگران به آن نیاز دارد، همان مهارتهایی است که برای اداره خویشتن به آن نیازمند است و باید از آن ها بهره ببرد. مانند توانایی‌های برنامه ریزی، هدف گذاری، هدایت، کنترل و...

 راز تمام موفقيت‏ها و شكست‏ها، در كيفيت و كميت استفاده از زمان، نهفته است. استفاده صحيح از زمان، مکانیسم‌هایی دارد كه بدون آن نمى‏توان به درستى از فرصت‏ها بهره‏مند گرديد. اينك به بررسى مکانیسم هایی مى‏پردازيم كه با استفاده از آنها مى‏توان از لحظه لحظه‌ی زندگى بيشترين بهره را برد.

سازوکارهای مدیریت زمان

    همه انديشمندان در كتابها و مقالات خود يك الگوي خاص و قالبي را جهت جلوگيري از هدر رفتن وقت ارائه مي‌كنند و در اصطلاح به آن مديريت زمان مي‌گويند آنچه اين عده بيان مي‌كنند تنها استفاده صحيح از وقت است، نه مديريت زمان! بنابراین اساس مديريت زمان، استفاده مؤثر و بهينه از وقت است و اين امر مبتني بر به کارگیری مکانیسم هایی است که بهره‌برداري صحيح و مناسب از آنها ، موجبات رشد و تعالي را فراهم مي‌سازد.

1- برنامه ریزی

 نخستين و مهم‏ترين میکانیزم براى استفاده صحيح از زمان، داشتن برنامه‏اى حساب شده و دقيق است. اين برنامه كه با توجه به مقتضيات روحى افراد تنظيم مى‏شود، محور اصلى مديريت زمان است. دانشمندان و نویسندگان علم مدیریت، تعریف‌های مختلفی از برنامه ریزی ارائه کرده‌اند که به یک نمونه از آن ها اشاره می‌شود: «برنامه ریزی فرایندی است که طی آن، مدیران اهداف را تعیین می‌کنند، آینده را پیش بینی می‌نمایند و مسیر فعالیت های طراحی شده برای بدست آوردن آن اهداف را نشان می‌دهند.»9

 عمده مباحث مديريت زمان به موضوع فنون برنامه‏ريزى، شرايط و راهكارهاى آن مى‏پردازد. داشتن برنامه جامع كه همه زواياى زندگى را پوشش دهد مانند در اختيار داشتن نقشه‏اى است كه يك راننده در يك مسير پر پيچ و خم از آن بهره مى‏گيرد و در واقع، استراتژى (راهبُرد) فرد براى دستيابى به اهدافش است كه در برگيرنده كوتاه ‏ترين و كم هزينه‏ترين مسير براى رسيدن به هدف است.

 برنامه مناسب، با سازماندهى وظايف، موجب جلوگيرى از هدر رفتن وقت و انرژى شده و افزون بر بالا بردن اعتماد به نفس، توان پيگيرى و قدرت نظارت و كنترل بر اعمال را افزايش مى‏دهد و نشان از هوش و خلاقيت فرد دارد .

 فرآيند برنامه ريزي شامل مراحل زير است:

1- تعيين دقيق كارهايي كه بايد در مدت زماني مشخص (مثلاً يك روز) انجام شود .

2- اولويت بندي كارها به ترتيب اهميت لزوم و انجام زودتر آنها .

3- مشخص نمودن اقدامات لازم براي انجام هر كار و تعيين زماني كه صرف انجام آن كار مي‌شود . 

4- زمان بندي وقت خويش براي انجام هر كار با توجه به  اولويت تعيين شده .5- انجام هر كار در موعد مشخص خويش به ترتيب اولويت.10

با انجام مراحل مذكور، مي‌توانيم از زمان خويش بيشترين استفاده را بنماييم و آنگاه باور مي‌كنيم كه براي انجام تمام كارها وقت داريم.

       اسلام عزیز که، ديني جامع و كامل است و سعادت انسان را در دنيا و آخرت مدّنظر دارد، به شدّت به برنامه ريزي معتقد است و اگر بگوييم «دين اسلام» جز برنامه‌اي براي تكامل و رستگاري نيست، سخن گزافي نگفته‌ايم. لذا مي‌بينيم كه در اسلام براي تمام امورات زندگي (از گهواره تا گور) دستور و برنامه تدوين شده است و در هيچ امري، مسلمانان را حيران و سردرگم نگذاشته است.

  مطالعه در سيره رسول اكرم (ص) و ائمه اطهار( س) نيز به خوبي بيانگر اين حقيقت است كه آن بزرگواران در تمامي امور خويش منظم بوده و هر كار را دقيقاً به وقت خودش انجام مي‌داده‌اند و از واگذاري امور به فردا به شدت پرهيز مي‌كرده‌اند. چنانچه امام علي (ع) در عهدنامه خود به مالك مي‌فرمايند : « كار هر روز را در همان روز به انجام برسان كه هر روز را كاري است . بهترين وقت هر روز و بزرگترين بخش آن را مخصوص آن كن كه به خدا بپردازي، هر چند كه اگر در اوقات ديگر نيز نيت پاك كني و توده مردم از آن نيت پاك در آرامش و آسايش باشند، همه آن اوقات در راه خدا به كار رفته است».11

 امیر مؤمنان (ع) همچنين در مورد انجام هر كار به وقت خود، به مالك مي‌فرمايد : «مبادا هرگز در كاري كه وقت آن نرسيده، شتاب كني، يا در كاري كه وقت آن رسيده ، سستي ورزي تلاش كن تا هر كاري را در جاي خود و در زمان مخصوص به خود انجام دهي».12

 حضرت امیر(ع)، حتي به تمامي مؤمنان توصيه مي‌نمايد كه «برنامه روزانه» براي خود داشته باشند و آن را چنين پيشنهاد مي‌نمايد: «مؤمن بايد شبانه‌روز خود را به سه قسم تقسيم نمايد؛ زماني براي نيايش و عبادت پروردگار، زماني براي تأمين هزينه زندگي و زماني براي واداشتن نفس به لذتهايي كه حلال و مايه زيبايي است».13

2- هدف گذاری فعالیت‌ها

  نخستين گام براى برنامه‏ريزى، مهم‏ترين و مؤثرترين گام، هدف گذارى روى تمام كارهايى است كه قرار است انجام پذیرد. هدف رکن اصلی برنامه‌ریزی است و تمام برنامه‌ها برای دستیابی به آن طراحی و اجرا می‌شوند و تمامی کارها و وظایف مثل برنامه‌ریزی، سازماندهی، تصمیم گیری، کنترل و... به منظور دستیابی به آن اهداف است.14

 بر این اساس براي آنكه بر زمان در اختيار، احاطه داشته و بتوانيم آن را مديريت كنيم بايد هدف گذاري مناسبي داشته باشيم. يعني اينكه براي هر روز كاري، هفته‌ای، ماهیانه‌ای و سالیانه‌ای خود، اهدافي را ترسيم كنيم.

  بی شک هدف، مانند قطب‏نماى هواپيما در هر لحظه جهت را براى رسيدن به مقصد، نشان مى‏دهد. كسانى كه هدف خود را به روشنى و با اطمينان مى‏شناسند، راه رسيدن به آن را هم مى‏دانند؛ زيرا كسى كه مى‏داند به كجا مى‏رود، هيچ مانعى جلوى او را نخواهد گرفت، مانند راننده‏اى كه در روز روشن رانندگى كند و به وضوح ، جاده و اطراف آن را مى‏بيند و در صورت آشنايى با مسير، اگر درست رانندگى كند، حتماً به مقصد خواهد رسيد.

اما بسيارى از مردم كه براى خود، هدف درستى تعيين نكرده‏اند، به جاى اين‏كه كنترل كار را در دست بگيرند، تحت كنترل كار قرار مى‏گيرند. در واقع، آنان تصميم‏گيرنده در اعمالشان نيستند، بلكه عمل آنها عكس‏العملى است كه در مقابل محيط از خود بروز مى‏دهند .

     گروه‏هاى بسيار ديگرى، اصلاً هدفى از زندگى ندارند و نمى‏دانند به كجا مى‏روند. روزگار، آنها را از اين سو به آن سو مى‏كشانَد، اين افراد، زمانى مشغول به كار مى‏شوند كه مجبور شوند. از این رو امير مؤمنان(ع) مى‏فرمايد : «اعظم الجهل      جهل الانسان امر نفسه؛  بزرگ‏ترين جهل، جهل انسان است به كار خويش».15

يكى از دلايلى كه افراد براى توجيه عدم تعيين هدف بيان مى‏كنند، رضايت از عملكرد فعلى خودشان است و تصور مى‏كنند چون حداكثر تلاش خود را انجام مى‏دهند،  نيازى به تعيين هدف ندارند. اين افراد، توجه ندارند كه بدون داشتن هدف، ملاكى براى ارزيابى خود نخواهند داشت و نمى‏توانند درباره چگونگى استفاده از توانايى‏هايشان قضاوت كنند.

دلايل اين چنينى مانند داستان خلبانى است كه به مسافرانش اعلام مى‏كند رعد و برق ، سيستم‏هاى هواپيما را از كار انداخته است و هم اكنون در توفان و در بين كوه‏ها گُم شده‏ايم؛ اما يك خبر خوب هست و آن اين‏كه ما با تمام سرعت به پيش مى‏رويم!
منظور از هدفگذارى، چيزى بالاتر از تعيين اهداف است. تعيين هدف، مقدمه‏اى است براى هدفگذارى. منظور از هدفگذارى، ارتباط دادن اهداف با وظايف مختلفِ روز است؛ اما براى رسيدن به اين منظور، ابتدا بايد اهداف را واقع‏بينانه و به روشنى تعيين نمود، آن‏گونه كه قابل اندازه‏گيرى و به دور از اوهام و خيالات باشند؛ زيرا با رؤيا زندگى كردن، به معناى با هدف بودن نيست.

بنابراین از آنجا که هدف به عنوان رکن اصلی برنامه ریزی، نقش هدایت و راهبری کلیه‌ی تلاشهای فردی، گروهی و سازمانی را به صورت یک نقطه محوری بر عهده دارد، باید دارای ویژگی هایی باشد که به تعدادی از آن‌ها اشاره می‌شود:

الف) عالی بودن هدف

 حضرت امیر مؤمنان(ع) در مورد ضرورت و عالی بودن اهداف می فرماید: «من کبرت همته، کبر اهتمامه»، هرکس که هدفش بزرگ و مشکل باشد، تلاش و  کوشش او بیشتر خواهد بود.16 ، زيرا صاحب همّت و عزم بلند شغلها و كارهاى بزرگ را به عهده گرفته و سعى می‌كند تا قله‌ها را فتح کند و پیدا است كه غم و اندوه هر شغلى بقدر بزرگى آنست، و همچنين غم و اندوه سعى از براى رسيدن بهر مرتبه، باندازه بلندى آنست.

ب) واقع بینانه و قابل حصول بودن

  درست است که در تعیین اهداف، باید توجه به عالی و بلند بودن آن شود، اما نباید این اهداف، خیالی و غیر واقعی باشند، طوری که دستیابی به آن ها ممکن نباشد؛ بلکه باید هدف در عین متعالی بودن و بزرگ بودن، قابل حصول هم باشد و با تلاش و کوشش هر چند زیاد بتوان آن را به دست آورد.

ج)صراحت و روشنی

 تعیین اهداف به صورت مبهم و غیر روشن، نه تنها در فرد، انگیزه ای برای بدست آوردن آن ایجاد نمی‌کند و به تحقق آن کمک نمی‌کند، بلکه باعث از بین رفتن انگیزه آن ها نیز می‌شود و اگر اهداف روشن بیان نشود، موجب پایین آمدن سطح عملکرد فرد می‌شود.71

3- اولویت بندی فعالیت ها

 اولویت بندی یکی از مهمترین قدم‌های مدیریت زمان است. این مرحله بیشترین تغییر در جهت افزایش زمان را به دنبال دارد و در حقیقت يكى از مهارت‏هايى كه موجب بالا رفتن كارآيى برنامه روزانه مى‏شود ، تعيين اولويت فعاليت‏هايى است كه در برنامه مشخص شده يا در بين روز ايجاد مى‏شود. با تصمیم‌گیری در خصوص فعالیت هایی که باید انجام شود و یا فعالیت هایی که باید حذف شود، اولویت بندی آغاز می گردد، پس  به تصميم گیری براى دادن حقّ تقدم به كارها، اولويت‏بندى امورگفته می‌شود. اگر افراد ارزش كارها را بسنجند و

اولويت آن ها را تعيين كنند، توان خود را روى كارهاى مهم‏تر متمركز مى‏كنند و در صورت مواجهه با مشكل،  براساس اولويت تعيين شده حركت خواهند کرد.

همچنين اولويت‏بندى موجب مى‏شود تا افراد ارزش فعاليت‏هاى خود را بهتر بشناسند و به طور مؤثرترى با آنها برخورد كنند. اگر مراحل برنامه ریزی و هدف گذاری به درستى انجام شده باشد، در اين مرحله مشكلى به وجود نخواهد آمد؛ زيرا با برنامه ریزی خوب و داشتن اهداف روشن، به راحتى مى‏توان فهميد كه چه كارى لازم است انجام گيرد و چه كارى را مى‏توان حذف كرد يا به ديگرى محوّل نمود.

نکته‌ای که در اینجا توضیحش ضروری و خالی از لطف نیست، بحث توکل و اعتماد به خداوند است، زیرا انسان با توجه به محدودیت‌های انسانی که دارد، قدرت شناختش از مسایل و موضوعات و تبیین آن‌ها در بهترین شرایطش، بسیار کم است. نه می‌تواند گذشته‌اش را خوب تبیین(تعلیل و اثریابی) کند و نه می‌تواند نسبت به آینده پیش‌بینی قابل اطمینانی داشته باشد. لذا آدمی گاهی در اولویت بندی میان فعالیت‌ها و انتخاب بهترین ها احساس پا درهوایی می‌کند و سخت نیازمند جایگاه و تکیه‌گاهی است که بتواند به آن اتکا کند. در چنین احوالی، یک فرد واقعا با عمق وجودش و فراخنای هستی‌اش درماندگی را احساس می‌کند و از مغز استخوانش فریاد « هل من ناصر ینصرنی» بلند می‌شود. آیا راهی برای نجات از این اوضاع وخیم وجود دارد؟ راهی که بتوان بر استرس‌ها و فشارهای روحی و روانی ناشی از عدم اطمینان نسبت به تصمیمات فایق شد و هم به کیفیت تصمیمات مطمئن گشت؟

    در حقیقت ما در مواجهه با مسایل زندگی و رسیدن به کامیابی به دو دسته از عوامل نیازمندیم: 1. فراهم آوردن اسباب طبیعی؛ 2. فراهم آوردن وضعیت روانی خاصی که بتوانیم با مسایل بهتر رو برو شویم. گاهی اضطراب، ترس و ضعف اراده باعث می‌شود نتوانیم اولویت بندی درستی بین کارها انجام داده واز راه‌حل‌های ممکن به صورت مطلوب استفاده کنیم. در این گونه موارد، توکل و واگذاری کارها به خداوند می‌تواند در کاهش اضطراب و تقویت اراده تصمیم‌گیری نقش موثری داشته باشد. بله! « توکل» می‌تواند راهی باشد برای خروج از بن‌بست‌هایی که افراد با آن برخورد می‌کنند. « وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُه‏؛ و هر كس بر خدا توكّل كند، كفايت امرش را مى‏كند» (طلاق65/3).  منظور از توكل بر خدا، اين است كه انسان

تلاشگر كار خود را به او واگذارد و حل مشكلات خويش را از او بخواهد، خدايى كه از تمام نيازهاى او آگاه است، خدايى كه نسبت به او، رحيم و مهربان است و خدايى كه قدرت‏ حل هر مشكلى را دارد. كسى كه داراى روح توكل است، هرگز ياس و نوميدى را به خود راه نمى‏دهد، در برابر مشكلات احساس ضعف و زبونى نمى‏كند، در برابر حوادث سخت، مقاوم است و همين فرهنگ و عقيده چنان قدرت روانى به او مي‌دهد كه مى‏تواند بر مشكلات پيروز شود، و از سوى ديگر امدادهاى غيبى كه به متوكلان نويد داده شده است به يارى او مى‏آيد، و او را ازشكست و ناتوانى رهايى مى‏بخشد.18

 بنابراین توکل یکی از عوامل ارزشی است که در همه مسایل مدیریت تاثیر گذار است؛ اما تاثیر آن در تصمیم‌گیری، نمود و بروز بیشتری دارد. توکل در تصمیم گیری مصادیق متعددی می‌تواند داشته باشد. مثلا در جایی که اتخاذ یک تصمیم ممکن است مخاطرات زیادی به دنبال داشته باشد و به اصطلاح از ریسک بالایی برخوردار است، توکل بر خداوند است که می‌تواند مسیر او را برای یک تصمیم‌گیری معقول و مناسب هموار ‌کند. با توکل و اعتماد بر خداوند است که انسان می‌تواند بر اضطراب و ترس و دودلی غلبه کند و راه را برای یک تصمیم‌گیری مطمئن و اصولی بگشاید.

4- اجرای برنامه

 نکته بسیار مهمی که در اجراى برنامه و صَرف كردن وقت خود، باید به آن توجه کرد، این است که فرد باید بسيار جدّى، مصمم و منظّم باشد و همان‏گونه كه در پول خرج كردن دقت مى‏كند، در صرف وقت خود نیز خسيس باشد و همان‏طور كه زمان با او بى‏رحمانه عمل مى‏كند، او نيز با آن بى‏رحمانه عمل كند و نگذارد سستى و تنبلى، وقتش را ضايع كند و مانع پيشرفت اش شود. باید نسبت به برنامه خود متعهد باشد و هر شب و صبح، زمان كوتاهى را براى برنامه‏ريزى و نحوه اجراى برنامه اختصاص داده و نتايج آن را بعد از مدت كوتاهى ببيند.

5- ارزیابی و کنترل برنامه

   کسی نمی‌تواند مطمئن باشد که رویدادها بر طبق برنامه‌ای که تنظیم کرده است، به وقوع خواهد پیوست. از این رو به منظور مصون ماندن از خطا و اصلاح عملکرد ضروری است که      از نظارت و کنترل استفاده کرد. نظارت و کنترل فرایندی است که«بایدها» را با« هست‌ها»،

  « مطلوب‌ها» را با« موجود‌ها» و « پیش بینی‌ها» را با « عملکرد‌ها» مقایسه می‌کند و تصویر واضحی از اختلاف یا تشابه بین این گروه در اختیار فرد قرار می‌دهد19

 نظارت، ارزيابى و كنترل برنامه، كارآمدترين قسمت در استفاده از زمان است كه احتياج به وقت، تأمل و درايت همراه با جدّيت و پشتكار دارد. بسيارى از کسانی كه از اين قسمت كار غفلت مى‏ورزند، نقص كار خود را نمى‏فهمند و راه پيشرفت خود را نمى‏يابند. بايد در حين انجام دادن برنامه، بر كار نظارت نمود و تمام وقفه‏ها و مشكلاتى كه در برنامه پيش مى‏آيد را در ستون مربوط به آن برنامه، ثبت كرد. اين كار را بايد در حين روز انجام داد. در غير اين صورت، در پايان روز نمى‏توان به درستى اين وقفه‏ها را شناسايى نمود.

  افراد هر شب قبل از نوشتن برنامه‌ی روز بعد، وقتى را براى بررسى و ارزيابى برنامه‌ی همان روز اختصاص داده و با شناسايى نقاط ضعف و قوت، براى برطرف كردن نقاط ضعف، تدبيرى بينديشند و راهى نو اتخاذ كنند. امام على(ع) مى‏فرمايد: «هر روز تو را عبرت بخشد، اگر آن را با فكر، همراه سازى»20

 اگر فرد معايب كار خود را شناخت، با برنامه‏ريزى جدّى در صدد رفع آن برآيد؛ نه اين‏كه اميد خود را از دست داده، كار را رها سازد.  باید در نظر داشت که  شناخت اشتباهات و ضعف‏ها، خود يك نقطه قوّت است به شرطى كه منجر به اصلاح شود؛ در غير اين صورت مرتكب اشتباهى شده‏است كه به شكست خواهد انجاميد . آيينه چون نقش تو بنمود راست‏   خود شكن، آيينه شكستنْ خطاست!

        پيشرفت در برنامه و زندگى، امرى تدريجى است و آنچه موجب آرامش مى‏شود، اين است كه انسان بداند هر روزى كه مى‏گذرد، به نوعى پيشرفت كرده‏است. اميرالمؤمنين(ع) مى‏فرمايد: «زيرك، كسى است كه هر روز بهتر از روز گذشته باشد»21 . بايد هدف بزرگ را در نظر داشت ولى كار را از جاى كوچك آغاز نمود و شرايط روحى و روانى و ظرفيت خود را در برنامه‏ريزى رعايت نمود .

 نتیجه گیری

1- در مرتبه اول افراد باید ببينند كه از زمان چه مي‌خواهند (چه انتظاري دارند)؟

2- باید خویشتن را مدیریت کرد نه زمان را ، چون زمان در اختیار انسان نیست.

3-  برای مدیریت کردن خویشتن در گذر زمان، قدم اول برنامه ریزی مناسب با توجه به توانمندی ها و محدودیت ها است.

4- هدف گذاری باید واقع‏بينانه، عالی، روشن و به دور از اوهام و خیالات باشد.

5- در قدم بعد برای استفاده‌ی بهینه از زمان، باید فعاليت‌هاي روزانه خود را اولويت بندي كرد.

6- در هنگام تصمیم‌گیری  جهت انتخاب بهترین‌ها، باید توکل بر خداوند را فراموش نکرد.

7- در هنگام ارزیابی، شفاف و قاطع بوده و با عوامل اتلاف وقت با حسن تدبير برخورد کند.

 8-  از مركب زمان به عنوان وسيله‌اي براي موفقيت و رشد و اثربخشي هرچه بيشتر استفاده كند، نه اينكه در دام آن گرفتار شده و دچار بي نظمي و آشفتگي گردد.

 پی‌نوشتها

[1] -  ترجمه‏ غررالحكم‏ و دررالكلم(محلاتى)، ج 2،  دفتر نشر فرهنگ اسلامی،  تهران، 1378ش، چ دوم، ص 276

     2   - رضائیان،  علی، اصول مدریت، تهران، سمت، 1383ش، چ پانزدهم، ص7

3- مکارم شیرازی،  ناصر ،«پيام‏امام»‏شرح‏تازه ‏وجامع ‏برنهج‏البلاغه، ج 2، دارالکتب الاسلامیه، تهران،  1375ش، اول، ص 262

4 - جعفری، محمد تقی، ترجمه ‏وتفسيرنهج‏البلاغه، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1376ش، چ هفتم، ج 8 ، ص‏ 90

5- مکارم شیرازی،  ناصر ، همان، ج 8 ، ص‏ 93

6- همان، ج2، ص 262

7- خوانسارى،محمد، شرح‏غررالحكم‏ودررالكلم، ج 2، انتشارات دانشگاه تهران،  1366ش، چهارم ، ص 507 ح3462

8- تدبير،  شماره144 - ص 83

9- گروه نویسندگان،  مدیریت در اسلام، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم،  1384 ش، ص16،       

10- ر.ک:مدیریت در اسلام، ص25

11 - شریف رضی، محمدبن الحسین،  نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي، موسسه انصاریان، قم، چ اول، 1421 ه، نامه 3 5،

12-  نهج البلاغه،همان، نامه 53 

13- نهج البلاغه،همان، حكمت 390

14-  مدیریت در اسلام،همان، ص37

15- . شرح‏غررالحكم‏ودررالكلم(خوانسارى)، ج 2 ، همان، ص 387

16 - شرح‏غررالحكم‏ودررالكلم(خوانسارى)، ج 5،همان، ص 177

17 -  مدیریت در اسلام،همان، ص41

18- مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، ج‏24، دار الكتب الإسلامية،  تهران، 1374 ش، چ اول،‏ ص 238

19-  مدیریت در اسلام،همان، ص267

20 - نهج البلاغه، همان، نامه 53 

21- همان، نامه 53