|
الگوهای انسجام اسلامی در اندیشه پیامبر اعظم
(ص)
عبد المؤمن حکیمی
مقدمه
ايجاد انسجام در بين مذاهب و
آحاد امت اسلامي و زدودن زنگار تفرقه و جدايي و اختلاف، امري
قرآني، روايي، نقلي و عقلي است.
در سايه چنين اندیشهای است
كه زمينه براي خود شكوفايي استعدادهاي عظيم فردي، گروهي و سازمانی
در جهان اسلام آماده ميشود و زيانهاي آشكار و نهان جنگ و
درگيريهاي متعدد دامنگير اجتماع مسلمانان نميشود.
از طرفی مشكل اساسی ملتهای
مسلمان از آن جا آغاز ميشود كه با تغيير شرايط تاريخي، اجتماعي و
محیطی و مشكلات داخلي و بحرانهاي بيروني، دست يابي به اهداف
و مديريت کارا و اثربخش جامعه دچار اختلال ميگردد.
عوامل دروني و بيروني آسيب زا و
بحران آفرين موجب ميشود كه دستيابي به اهداف غيرممكن و گاه محال
گردد. از اين رو شناسايي الگوها و استراتژیهای ايجاد انسجام
اسلامی ميتواند دولتها و ملتهای مسلمان را براي عبور از بحرانها
و دست يابي به اهداف، كمك و ياري رساند.
انسجام از ماده(سجم) است، [سجم]
الماءُ: آب ريخته شد،- الكَلَامُ: سخن با نظم و با استوارى بيان
شد.1در نزد علماى بديع
به اين معنى است كه سخن بايد خالى از پيچيدگى و سهل و آسان با
كلماتى نغز و از هرگونه تكلّف بدور باشد و در دلها اثر بگذارد.2
در اصطلاح انسجام اسلامی به اين
معناست كه ملتهاي منطقه اسلامي ميبايست پيوندهاي خود را چنان
مستحكم و استوار كنند كه راه نفوذ دشمن بسته شود. از این رو اندیشه
انسجام اسلامي به معناي آن است كه ملتهاي مختلف اسلامي با همه
تنوع و اختلافات روشي و تجربهاي مي توانند از الگوهای مشتركي
استفاده كنند و در راستاي منافع مشترك حركت كنند. براي رسيدن به
اين هدف ميبايست به الگوهای وحدت آفرين و همگرایی که در اندیشه
پیامبر اکرم(ص) متجلّی است، عنایت ویژهای داشته باشد.
ضرورت طرح موضوع
در بررسى تاريخ اسلام، از جمله
موضوعات مهم و مورد مطالعه انديشمندان مسلمان یافتن الگوهای انسجام
اسلامی بوده است. تحليل رويدادها و حوادث ويژهی تاريخ اسلام و نيز
بازشناسى كيفيت موضعگيریهاى پيامبر اكرم (ص) در برابر رخدادهاى
گوناگون زمان، از جمله انسجام اسلامی همواره موضوع مطالعه
تحليلگران تاريخ اسلام بوده و هست، تا از این رهگذر بتوانند
اقدامات رهبر و مدیر بزرگ مسلمانان را کشف و در جهت ایجاد انسجام
اسلامی در میان ملتهای مسلمان به کار بندند.
بدون ترديد، موضعگيریهاى
پيامبراکرم(ص) در اين مورد، در نقش مقام نبوت و رسالت، داراى ارزش
ويژهاى براى مسلمانان خواهد بود؛ چرا كه خداوند مىفرمايد:
« لقد كان لكم في رسول الله أسوة
حسنة لمن كان يرجوا الله و اليوم الآخر و ذكر الله كثيرا؛
براى شما اگر به خدا و
روز قيامت اميد مىداريد و خدا را فراوان ياد مىكنيد، شخص رسول
اللَّه مقتداى پسنديدهاى است.» (احزاب33/21) علامه طباطبائى(ره)
مىنويسد:«كلمه «اسوه» به معناى اقتدا و پيروى است ... اسوه در
مورد رسول خدا (ص) عبارت از پيروى اوست اگر تعبير به «لكم فى رسول
الله» (شما در مورد رسول خدا صلى الله عليه و آله تأسى داريد)
كرد، كه استقرار و استمرار در گذشته را افاده مىكند، براى اين بود
كه اشاره كند... شما هميشه بايد به آن جناب تأسى كنيد و معناى آيه
اين است كه به او تأسى كنيد، هم در گفتارش و هم در رفتارش.»3
نقشآفرينى پيامبر اكرم (ص) در
مسائل مختلف جامعه، فلسفهيابى و پىجويى حكمتها و اهداف آنها،
گوياى سیره الهی حضرت است. از اين زاويه، تدابير نبوى در هدايت،
ولايت و رهبرى جامعه اسلامى، مشخصكننده راهبردهاى اداره جامعه
اسلامی است و چون مساله
«انسجام امت» موضوعى بسیار مهم است، تحليل و بررسى نقش پيامبر
اكرم (ص) نيز درباره آن، بهترين راه براى تبيين سيره مدیریتی و
حکومتی نبوى تلقى مىگردد. تأثير انسجام اسلامى در ساخت امت اسلام
و رهآورد روشن آن براى آيندهی مسلمانان، نشاندهنده كاركرد
حکومتی اين موضوع است و بىشك، نظر به نقش پيامبر اكرم(ص) در اين
مسير، مىتواند راهى فراروى تحليل سيره مدیریتی آن حضرت به روى ما
بگشايد و مقدمهاى براى الگوگيرى و نيز اطاعت از خواست و اراده
نبوى باشد. « من يطع الرسول فقد أطاع اللّه و من تولى فما أرسلناك
عليهم حفيظا؛ هر كه از پيامبر اطاعت كند، از خدا اطاعت كرده است. و
آنان كه سرباز زنند، پس ما تو را به نگهبانى آنها نفرستادهايم».
(نساء4/ 80)
1- انسجام اسلامي فراهم كننده
قدرتي حقيقي است كه مي تواند تكيه گاه استواري براي مسلمانان در
رويارويي هاي فرهنگي بين تمدنها باشد، زيرا گرچه مسلمانان از
نيروي عظيم انساني، امكانات مادي فراوان، موقعيت هاي استراتژيك،
روحيه معنوي بالا، فرهنگ و ديدگاه اعتقادي و فكري مترقي
برخوردارند، اما چنانچه ميان اين اجزا و عناصر پراكنده اتحادي
ايجاد نشود - همان طور كه در حال حاضر چنين است - اين مجموعه عظيم
كارآيي نخواهد داشت.4
2- انسجام اسلامي ميتواند زمينه
گستردهاي براي پژوهش و اجتهاد در منابع اسلامي فراهم آورد و بدين
وسيله در رويارويي هاي فكري، فرهنگي و حل مشكلات انساني ياري
رساند.
3- انسجام
اسلامي موجب الگو شدن ديدگاههاي اسلامي است.5
4- انسجام اسلامي بر توانايي و
مقاومت جامعه در مواجهه با دشواريها و بحرانها و برخورد با
دشمنان خارجي ميافزايد. قرآن كريم بر اين نكته تاكيد دارد كه وحدت
مايه استواري و نيرومندي است و اختلاف موجب شكست و سستي است:
« و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب
ريحكم و اصبروا إن الله مع الصابرين؛ و نزاع
(و كشمكش) نكنيد، تا سست نشويد، و قدرت (و شوكت) شما از ميان نرود!
و صبر و استقامت كنيد كه خداوند با استقامت كنندگان است».
(انفال،8/ 46)
5. انسجام اسلامي دستاورد طبيعي
تكامل انسان و گوياي پيشرفت و رشد فكري جامعه ديني است.6
6. انسجام اسلامی عامل اساسي در
پيروزي پيامبر اسلام و نيز پيروزي انقلاب اسلامي ايران بود؛ و می
تواند در اقتدار ملت های مسلمان نقش اساسی ایفا نماید.
7
الگوهای انسجام اسلامی در اندیشهی
پیامبر اعظم(ص)
در عصر حاضر که دشمنان اسلام از
حربههای مختلف جهت ایجاد اختلاف بین مسلمانان بهره میجویند، بر
مسلمانان است که با الگو برداری صحیح ازاستراتژیهای رسول گرامی
اسلام، زمینه وحدت و انسجام میان قاطبهی پیروان دین اسلام را
فراهم آورند.
ورود پيامبر اكرم(ص) به مدينه
همراه با عقد قراردادهايى بين گروههاى گوناگون بود. اين پيمانها
را مىتوان يكى از بارزترين شواهد به كارگيرى رهيافت انسجام اسلامى
در جامعهی آن زمان شمرد.
پيماننامه عمومى مدينه، يكى از
مهمترين اين پيمانها وجزء اولين قراردادى بود كه بين پيامبر
اكرم(ص) و طوايف و قبايل موجود يثرب بسته شد و بعضى آن را «نخستين
قانون اساسى مكتوب جهان» دانستهاند.
اين تدبير بهترين مقوله براى به
وجود آوردن وحدت ملى و همبستگى دينى بود چرا كه وحدت ميان قبايل
درگير، حقوق اجتماعى يهوديان و نيز مهاجران مسلمانان را تضمين
مىكرد و از سوى ديگر، اين پيمانها مقدمات تشكيل يك وحدت سياسى و
حكومتى را فراهم مىآورد.
به عنوان نمونه در مفاد قرارداد
بين مسلمين بروشنى قيد شده بود كه مسلمين امت واحده و جداى از
مردم ديگر هستند و ارتباطى بين مسلمانان و كافران نيست و دورى بين
مسلم و مسلم نبايد باشد. اگر چه روح حاكم بر اين پيمانها همانا به
كارگيرى ابزار وحدت اسلامى در جهت راهبرد ارزشى پيامبر اكرم(ص) در
جامعه اسلامى است.8
پيامبر(ص) بعدها نيز در مسير
تثبيت همبستگى ايمانى مسلمين مكرراً بر اين موضوع تاكيد فرمود. در
بخشى از سخنان حضرت پس از فتح مكه و در مسجدالحرام چنين نقل
كردهاند كه فرمود: «المسلم اخ المسلم والمسلمون هم يد واحد على من
سواهم تتكافوا دمائهم يسعى بذنبهم ادناهم».9
در نخستين سال ورود پيامبر
اكرم(ص) به مدينه يكى از مهمترين ابتكارها و راهبردهاى مهم حضرت
در به كارگيرى عامل انسجام اسلامی پیوند اخوت است؛ يعنى پيوند
(عقد) مواسات بين كليه مسلمانان اعم از مرد و زن. اين پيمان برادرى
همگانى تنها براساس نفى انگيزههاى قومى و قبيلهاى و بر محور حق و
همكارى اجتماعى شكل گرفت چه اين كه: « إنما المؤمنون إخوة فأَصلحوا
بين أَخويكم و اتقوا الله لعلكم ترحمون؛ مؤمنان برادر يكديگرند پس
دو برادر خود را صلح و آشتى دهيد و تقواى الهى پيشه كنيد، باشد كه
مشمول رحمت او شويد». (حجرات49/10)
اين تصميم داهيانه، كارآمدترين
ابزار تحقق الفت فراگير در جامعهی آن زمان بود كه نشان از كوشش
پيامبر اكرم(ص) براى پيدايش يك تعلق اجتماعى بالنده بر محور ايمان
به خدا داشت.
به هرحال، سراسر وقايع تاريخ
اسلام گوياى شواهدى است كه نقش پيامبر اكرم(ص) را در جلوگيرى از
افتراق صفوف مسلمين و متقابلاً بهرهبرى ابزار وحدت اسلامى نشان
مىدهد و اين دستور آشكار قرآن بود كه:« و لا تكونوا كالذين تفرقوا
و اختلفوا من بعد ما جاءهم البينات و أولئك لهم عذاب عظيم؛ و مانند
كسانى نباشيد كه پراكنده شدند و اختلاف كردند (آن هم) پس از آنكه
نشانههاى روشن (پروردگار) به آنان رسيد! و آنها عذاب عظيمى دارند.
» (آلعمران3 /105). تلاش پيامبر اكرم(ص) در ايجاد انسجام به اوج
كوششهاى ممكن، مىرسد. چون آرمان انسجام را يكى از رسالتهاى الهى
بعثت خود مىداند؛ و رنج تفرق مؤمنان بر او گران مىآيد و سخت
مهربان و هواخواه آنان است. پس در اين راه تمام توان خود را به كار
مىبرد كه:« لقد جاءكم رسول من أنْفسكم عزيز عليه ما عنتم حريص
عليكم بالمؤمنين رؤف رحيم؛ به يقين، رسولى از خود شما بسويتان آمد
كه رنجهاى شما بر او سخت است و اصرار بر هدايت شما دارد و نسبت به
مؤمنان، رئوف و مهربان است». (توبه9/128) و شايد به همين دليل
است كه خود مىفرمايد: «ما اوذى نبى مثل ما اوذيت.»10
موضوع «اصلاح ذات البين» و
سفارشها و موضعگيرىهاى پيامبر اكرم(ص) پيرامون آن نيز، در رديف
الگوهای انسجام قرار مىگيرد، لذا در همین راستا نقل شده كه
دربارهی آيه اخوت از پيامبر اكرم(ص) پرسش كردند، فرمود: «مزد آن
كس كه در برقرارى آشتى ميان مردمان بكوشد؛ برابر مزد كسى است كه در
راه خدا پيكار كند».11
پيامبرگرامی اسلام (ص) به گونهاى
اختلاف زدايى مىكند كه شقاقى (هرچند ناچيز) در پيكره انسجام
اسلامی مسلمين سر برنياورد؛ چنان كه مورخان نقل كردهاند، پيامبر
اسلام (ص) حتى براى گروهى هم كه در جنگ حاضر نبودند سهمى از غنيمت
قرار مىداد.12
یکی از رويدادهایی كه در جريان
جنگ احد مشاهده میکنیم، دستورى است كه قرآن به پيامبر(ص) مىدهد
مبنى بر عدم ملامت پارهاى مسلمانان به سبب فرار از جنگ و در
برابر، بخشودن آنها و سعى در اميدوار ساختن و همكارى به گونهاى كه
جذب جامعه اسلامى شوند و در مسير اصلاح و تربيت روحى قرار گيرند:
« فبما رحمة من الله لنت لهم و لو كنت فظا غليظ القلب لانفضوا من
حولك فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم في الأمر؛ به (بركت) رحمت
الهى، در برابر آنان [مردم] نرم (و مهربان) شدى! و اگر خشن و
سنگدل بودى، از اطراف تو، پراكنده مىشدند. پس آنها را ببخش و براى
آنها آمرزش بطلب! و در كارها، با آنان مشورت كن!...» (آلعمران
3/159)
بدون تردید يكى از ريشههاى اصلى
چنين تصميم بجا و پسنديدهاى، همخوانى با انسجام و يكپارچگى امت
اسلام بوده است تا از اين طريق پيشاپيش زمينه جدایی و افتراق بين
گروههاى مسلمان (به علت طرد افرادى از مبارزين كه در جريان جنگ
دچار خطا و تخلف شدند) و ساير اقشار جامعه، محو شود.
الگوی پنجم: نفی تبعیضهای ناروا
در متون تاريخى و روايى آمده
است كه حضرت تفاوتى بين برده و غير برده نمىگذاشت و خود نيز در
اجراى احكام، طعم شيرين حق مساوات و عدالت را به ديگران مىچشانيد؛
كه حتى در جمع مسلمانان، جايگاه پيامبر خدا(ص) ناپيدا بود و هر
زمانى در مجلس مىنشست، افراد ناشناس بسادگى نمىتوانستند حضور
رسولالله (ص) را نزد مردم بيابند. اوج درخشش اين مساواتطلبى حتى
در چشمان مبارك رسول رحمت نيز نمايان بود كه: «كان رسولالله يقسم
لحظاته بين اصحابه، ينظر الى ذا و ينظر الى ذا بالسوية»13
سلمان فارسى در مسجد پيامبر(ص)
نشسته بود. عدهاى از بزرگان اصحاب نيز حاضر بودند و سخن از اصل و
نسب به ميان آمد هر كسى درباره اصل و نسب خود چيزى مىگفت تا اين
كه از سلمان سؤال كردند، او گفت: انا سلمان بن عبدالله، كنت ضالا
فهدانى الله عزوجل بمحمد، كنت عائلا فاغنانى الله بمحمد وكنت
مملوكا فاعتقنى الله بمحمد. سپس پيامبر(ص) وارد شدند و سلمان گزارش
جريان را به حضرت رساند. رسول اكرم(ص) به آن جماعت كه همه از قريش
بودند فرمود: يا معشر قريش ان حسب الرجل دينه و مروئته خلقه و اصله
عقله.14
الگوی ششم: اقامهی دین
بدون تردید امت اسلامی رسالت
گسترش دعوت پیامبر خاتم(ص) را تا توسعه امت واحده الهى در پهنهی
ارض به دوش دارند چرا كه: « كنتم خير أمة أخرجت للناس؛ شما بهترين
امتى بوديد كه به سود انسانها آفريده شدهاند ...» (آلعمران
3/110) و همانانند كه برگزيدگان خدايند و غير آنان، زيانكاران: «
وَ من يبتغ غير الإسلام دينا فلن يقبل منه و هو في الآخرة من
الخاسرين ؛ و هر كس جز اسلام (و تسليم در برابر فرمان حق،) آيينى
براى خود انتخاب كند، از او پذيرفته نخواهد شد و او در آخرت، از
زيانكاران است » (آلعمران 3/85) و این میّسر نمیشود مگر با
اقامهی دین، چرا كه احياء امت واحده با جوهرهی اقامه دين (تقوا و
عبوديت الهى) همرديف شمرده: « إن هذه أمتكم أمة واحدة و أَنا ربكم
فاعبدون؛ اين (پيامبران بزرگ و پيروانشان) همه امّت واحدى بودند
(و پيرو يك هدف) و من پروردگار شما هستم پس مرا پرستش كنيد!»
(انبياء 21/92) و از سويى، اقامه دين حق (در سلسله انبياء) را نيز
به وحدت مىپيوندد: « شرع لكم من الدين ما وصى به نوحا و الذي
أَوحينا إليك و ما وصينا به إبراهيم و موسى و عيسى أن اقيموا
الدين و لا تتفرقوا فيه؛ آيينى را براى شما تشريع كرد كه به نوح
توصيه كرده بود و آنچه را بر تو وحى فرستاديم و به ابراهيم و موسى
و عيسى سفارش كرديم اين بود كه: دين را برپا داريد و در آن تفرقه
ايجاد نكنيد ...»( شورى 42/13)
بدون شک اقامه دین در میان
تودههای امت اسلامی، در حقیقت پذيرش نداى «پيامبر وحدت آفرین» و
احياى حيات ابدى انسانى و الهى امت اوست كه« يا أيها الذين آمنوا
استجيبوا لله و للرسول إذا دعاكم لما يحييكم؛ اى كسانى كه ايمان
آوردهايد! دعوت خدا و پيامبر را اجابت كنيد هنگامى كه شما را به
سوى چيزى مىخواند كه شما را حيات مىبخشد!». (انفال 8/24)
نتیجهگیری
انسجام اسلامی همواره يكى از
آرمانهاى دينى پيامبران توحيدى قلمداد مىشده و بر اين بنيان، يكى
از محورهاى مهم دعوت پيامبر اكرم(ص) نيز پىريزى شاكلههاى پيدايش
آن بوده است. تحليل رويدادهاى تاريخ اسلام گوياى آن است كه پیامبر
اسلام(ص) برای فراهم شدن زمینه پذیرش و گرایش همگانی به سوی ایجاد
انسجام اسلامی الگوهای مختلفی که از کارآیی خاصی نیز برخوردار بوده
است، ارائه کرده است.
به امید روزى كه انسجام اسلامى،
طریقی براى پيوند ملت های اسلامى، به امت واحده الهى گردد و دعوت
«امت» با دعوت «خداى»، همسان كه: « و الله يدعوا إلى دار السلام
و يهدي من يشاء إلى صراط مستقيم؛ و خداوند به سراى صلح و سلامت
دعوت مىكند و هر كس را بخواهد (و شايسته و لايق ببيند)، به راه
راست هدايت مىنمايد »(يونس 10/25). آن افق روشن و درخشان كه
پيامبر رحمت براى امت عزيز اسلام به زيبايى تمام ترسيم نمود و
شايستهی این عبارت گردید: «فطوبى لك يا محمد و لامتك».15
پی نوشتها
1 - مهیار،
رضا،فرهنگ أبجدي عربي-فارسي( متن)، بی تا، بی جا. ص: 71 - فراهيدى
خليل بن احمد، كتاب العين، ج6، انتشارات هجرت، قم، 1410 ق،
دوم. ص: 59.
2
- مهیار، رضا، همان، ص: 71
3
- طباطبائى، سيد محمدحسين، تفسیر المیزان، ج 16، بنياد علمى و
فكرى علامه طباطبائى. تهران، ص 451.
4
-حکیم، سید محمدباقر، وحدت اسلامي (از ديدگاه قرآن و سنت)، ترجمه
عبدالهادي فقهي زاده ، تبيان، تهران: 1377. ص 31.
5
- حكيم ، سيد محمدباقر، همان، ص 31.
6
- حكيم ، سيد محمدباقر، همان، ص 117.
7
- حسام، صلاحالدين،
«وحدت و ضرورت آن »، وحدت مسلمين (دفتر كنگره جهاني ائمه جمعه و
جماعات)، ص 513.
8
- حميدالله، محمد، اولين قانون اساسى مكتوب در جهان، ترجمه
غلامرضا سعيدى، تهران، انتشارات بعثت، 1365ش.ص 55-64.
9
- علامه هندى، علاءالدين، كنزالعمال فى سنن الاقوال و الافعال،
بيروت، مؤسسه الرسالة، 1985م.ج 1، ص149.
10
- مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، تهران، دارالكتب الاسلاميه،1403
ق. ج39، ص56.
11- حاج سيد جوادى و ديگران، دايرةالمعارف تشيع
، ج 1، سازمان دايرةالمعارف تشيع، تهران، [بی تا]، ص243.
12- آيتى، محمد ابراهيم، تاريخ پيامبر اسلام،
تهران، انتشارات دانشگاه تهران،1366ش،ص272.
13-كلينى رازى، ابوجعفر محمد بن يعقوب بن اسحاق،
الاصول من الكافى، ج 8، دارالكتب الاسلاميه، تهران، 1363. ص268.
14- مطهرى، مرتضى، خدمات متقابل اسلام و ايران،
انتشارات صدرا، تهران، [بی تا]، ص75 و76.
15- ابن بابویه (شیخ صدوق)، معانىالاخبار، به
تصحيح علياكبر غفاري، انتشارات جامعه مدرسين، قم، 1379 ق.
ص51
|