توانها و اولويتهاي اقتصادي افغانستان
عبدالخالق کریمی
مقدمه
افغانستان کشوري که بعد از دو دهه جنگ و ويراني اکنون با بنياد و
ساختار ويران، به شدت مشتاق بازسازي و ترميم صدمات اين
ويرانيهاست.
در اين ميان با توجه به اقدامات جامعه بين المللي براي بازسازي و
اعطاي کمکهاي مالي و نظامي در اين زمينه اين توجه و دقت را
ميطلبد که نسبت به پروژههاي بازسازي و اقداماتي که دولت اتخاذ
ميکند، اولويت بندي شده و ملاحظه شرايط و امکانات و استعدادهاي
کشور را در نظر بگیريم.
در اين مقاله ابتدا به بيان ظرفيتهاي اقتصادي بالقوه و
مزيتهاي اقتصادي و ذخايرطبيعي ثروتهاي ملي کشور به طور مختصر
اشاره می شود، در ادامه به بيان اولويتهاي اقتصادي، با توجه به
اين شرايط خاص و ويژه کشور ميپردازيم. پرسشهاي مهمي که در اين
تحقيق به دنبال پاسخ آنيم عبارتند از:
شرايط و ويژگيهاي خاص وتواناييهاي ويژه و بالقوه اقتصادي
افغانستان چيست؟
در مجموعه كلان بازسازي، چه پروژهها و طرحهايي ارائه گشته است؟
براي رسيدن به رشد و توسعه اقتصادي کدام پروژهها اولويت بيشتري
دارند؟
قبل از پرداختن به اين بحث مناسب است تا شرايط و توان اقتصادي کشور
را بررسي کرده و بعد با توجه به اين شرايط و امکانات ديدگاهي در
اين زمينه ارائه دهيم.
شرايط ويژه و بالقوه اقتصادي افغانستان
به عنوان اولين ويژگي اقتصادي افغانستان به کشفيات جديد ذخاير نفت
و گاز در شمال افغانستان ميتوان اشاره کرد، که به گفته «محمد
صديق»، وزير معادن و صنايع افغانستان نتيجه يک و نيم سال تحقيق
مشترک کارشناسان افغان و آمريکايي اين بوده است که کشفيات جديد
ذخاير نفت و گاز در شمال افغانستان 18 برابر چيزي است که قبلا پيش
بيني ميشده است. و يک شرکت تحقيقات زمين شناسي آمريکا اعلام
کردهاند که مقدار اين مواد به ۴۴۴ ميليارد متر مکعب گاز وبيش از
يک و نيم ميليارد بشکه نفت ميرسد که در حوزههاي آمو و مرز ميان
افغانستان و تاجيکستان قرار دارد.[1]
او گفت: تحقيقات مشابه به منظور يافتن ذخاير جديد نفت در ساير
ولايات از جمله هرات، فراه، جوزجان و بدخشان نيز آغاز شده است.
مقامات وزارت معادن و صنايع افغانستان ميگويند
که کشف اين ذخاير سبب تشويق سرمايه
گذاران خارجي و داخلي در اين زمينه شده و تاکنون بيش از دو صد شرکت
براي کار روي اين پروژه به وزارت معادن و صنايع افغانستان درخواست
داده
اند.گفته ميشود ذخاير تازه کشف شده، کاملا دست ناخورده است.
بدين ترتيب احتمال دارد که اين کشفيات جديد شرکتهاي استخراج نفت
و گاز را به سوي افغانستان بکشاند.
دکتر «منوچهر تکين»، از مرکز مطالعات جهاني انرژي در لندن در اين
باره ميگويد:" اگر نتايج اين تحقيقات تأييد و عملاً اقدام به
استخراج اين منابع شود، افغانستان ميتواند توليد نفتي به ميزان
حدود ۳۰۰ هزار بشکه نفت در روز داشته باشد، که در اين صورت ميتواند
بخش مهمي از نيازهاي داخلي اين کشور را تأمين کند".
معاون وزارت صنايع و معادن افغانستان محمد اکرام غياثي در مصاحبه
با راديو دري گفت: بر اساس تحقيقات و مطالعات انجام شده معادن و
ذخاير جديد گازي و نفتي که هر کدام به ترتيب داراي 15/6 تريليون
فوت گاز و 1/6 ميليارد بشکه نفت ميباشند، در ولايات شمالي
افغانستان کشف و تثبيت شده اند.[2]
آشنايي با مهمترين معادن فلزي افغانستان
افغانستان از نظر داشتن معادن با ارزش نيز توان اقتصادي بالقوه اي
دارد که به طور خلاصه اشاره ميگردد.
معدن بزرگ آهن حاجي گک (آجيگک) در باميان
اين معدن که بزرگترين معدن آهن در افغانستان ومنطقه قلمداد شده،
در شمال غربي کابل ودر شرق باميان واقع شده است.
معدن سرب فرنجل غوربند
اين معدن در 133 کيلومتري شمال کابل در درهّ ي غور بند واقع
شده است و داراي سابقه تاريخي استخراج ميباشد. عيار سرب 9%
وعيارروي 3% ميباشد. مقدار ذخيره قطعي 221هزارتن سرب ميباشد .
معدن سرب و روي بي
بيگوهر قندهار
اين معدن در کوه بي بي گوهر قندهار در منطقه خاکريز قندهار (به
فاصله 82 کيلو متري شمال قندهار) واقع شده است. در سالهاي 1949
و1950 اين معدن توسط کارشناسان کمپاني" موريسن" مورد حفاري و نمونه
برداري قرار گرفته است.
معدن مس عينک لوگر[3]
معدن مس عينک در 3۰ کيلومتري شمال کابل در ولايت لوگر موقيعت دارد
که به گفته مسئولان وزارت معادن و صنايع افغانستان به دو بخش مرکزي
و غربي تقسيم ميشود و نزديک به ۱۳ مليون تن مس دارد که سالانه
دوصد ميليون دلار به اين کشور مفاد ميرساند. آقاي عادل وزير معادن
و صنايع افغانستان ميگويد معدن مس عينک لوگر از جمله معادن بزرگ
مس جهان است که استخراج آن در غناي اقتصادي افغانستان بسيار موثر
است.وي افزود: افزون بر اين دو بخش در قسمتهاي جوخر ودربند در
نزديکي عينک نيز موجوديت مس تخمين شده است و در بخش مرکزي معدن
عينک ۵ ميليون تن مس از نزديک به ۲۴۰ ميليون تن سنگ موجود استخراج
ميشود و همچنين از بخشهاي جوخر و دربند نيز در حدود ۲ ميليون
تن مس ميتواند استخراج شود."ولي گمان ميرود که اين رقم به بيش از
۲۰ ميليون تن هم برسد چرا که به گفته آقاي عادل، مطالعاتي که در
اطراف معدن مس عينک انجام شده نشان ميدهد که در مناطق اطراف معدن
مس عينک نيز مس وجود دارد.
معدن چشت شريف
معدن چشت شريف درحدود ١٨٠ کيلومتري شرق شهر هرات موقعيت دارد.
بنابر معلومات ارايه شده ازسوي رياست معادن وصنايع هرات، با توجه
به نتايج ارزيابيهاي انجام شده درسال ١٣٥٥ ، وجود چهار نوع سنگ
مرمر(سفيد،نباتي،ابره وگرانيت ) با کيفيت بالا در چشت شريف به طول
نيم کيلومتر وعرض صد متر وظرفيت نه و نيم ميليون متر مکعب به ثبوت
رسيده است . اما مطالعاتى که اخيرا درآن منطقه صورت گرفته است طول
اين معدن را بيشتر از بيست کيلومتر برآورد نموده است.
عليرغم استخراج غيرفني وضايعات زياد، بازار داخلي سنگ مرمر چشت
شريف درهرات وبعضى ولايات همجوارهمچنان ارزشمند است تا جاييکه به
گفته مسوولين رياست معادن و صنايع، هم اکنون هرمترمربع اين سنگ
حدود ٢٤٠٠ افغاني بوده درحالي که نوع خارجي آن به کمتر از نصف اين
قيمت به فروش ميرسد. هرات از لحاظ داشتن معادن مختلف ازجمله طلا،
شيشه، آهن، مس و... ازجمله ولايات غني کشور بحساب ميآيد.
معادن لاجورد کران و
منجان[4]
استخراج لاجورد و سنگهاي قيمتي
لاجورد از جمله احجار نيمه قيمتي است که از آن براي وسايل تزئيني
مثل تزئين قصرها، اجناس قيمتي و نگين زيورآلات، استفاده ميشود.
به گفته مقامات وزارت معادن، با استخراج لاجورد معادن کران و
منجان که از جمله بهترين لاجوردهاي دنياست، سالانه مليونها دالر
عايد دولت افغانستان ميشود. به گفته سخنگوي وزارت معادن، بهترين
معادن لاجوردي که جهان با آن آشنايي دارند، در آمريکايي جنوبي است
ولي لاجورد افغانستان بالاتر از لاجورد امريکاي جنوبي است .
لاجورد افغانستان حتي در قسمتهاي تزئيني تابوتهاي فراعنه
مصر نيز ديده شده است . مقدار لاجورد معادن کران و منجان تا بحال
مشخص نشده است ولي دولت ميتواند با استخراج فني لاجورد اين
معادن، ساليان متمادي درآمد گزافي نصيب کشور نمايد و از قاچاق آن
به پاکستان نيز جلوگيري نمايد.
معادن طلاي افغانستان
بطور کلي معادن طلاي افغانستان در بدخشان، قندهار و غزني
شناسايي شدهاند و عبارتند از:
1- معدن طلاي "راغ " بدخشان
2- معدن طلاي "سمني" تخار
3- معدن طلاي " زر کشان " در مقر غزني
4- معدن طلاي "کهنه سنگ " زابل
علاوه بر اين در حوزه رود خانه کوکچه (بدخشان )مقدار زيادي طلا
به صورت زر شويي استحصال ميگردد.
اورانيم[5]
نيروهاي آمريکايي بهره برداري از معادن اورانيوم افغانستان را
شدت بخشيده اند. براساس اين گزارش نيروهاي آمريکايي در اطراف
فرودگاه کابل، هلمند و چند منطقه ديگر اورانيوم کشف کرده و فعاليت
آنها براي کشف مناطق ديگر و استخراج آن ادامه دارد. گفته ميشود
اورانيوم افغانستان از مرغوبترين نوع اورانيوم جهان است.
ذغال سنگ دره صوف[6]
به گفته انجنير نظر محمد معاون تصدي ذغال سنگ دره صوف مقدار ذخاير
ذغال سنگ دره صوف بيشتر از يکصد و پنجاه مليون تن تخمين گرديده
است.[7]
اين معادن در منطقه دهنه تور شب پاشک دره صوف موقعيت داشته که يک
کيلو گرم آن ميتواند از هفت هزار و سه صد الي هشت هزارو دو صد
کيلو کالري حرارت توليد کند. متخصصین کمپنی کزنیز ست مینرال کشور
قزاقستان معدن ذغال سنگ دره صوف را بخاطر تولید انرژی برق عالی و
مساعد ارزیابی کرد.
ميادين نفتي و گازي اثبات شده در شمال[8]
1. ميدان
انگوت
اين منطقه در شش كيلومتري شهر سرپل در قسمت فوقاني يك چين خوردگي
با ارتفاع 1002 متر واقع شده است. اين چين خوردگي به ابعاد 5/6×12
كيلومتر داراي زواياي يال40-
30
درجه ميباشد كه در قسمت گنبدي آن سنگ آهك بخارا در سطح زير رخنه
نموده است. در اين حوضه تا كنون14چاه اكتشافي حفر گرديده است كه به
عنوان مثال چاه شماره 8 در عمق1080متري به نفت رسيده و با مقدار
استخراج70 تن در روز تثبيت گرديده است. ذخيره كلي اين ميدان در
حدود4 ميليون تن ارزيابي شده است.
2.
ميدان آق دريا
اين ميدان در چهار كيلومتري شرق شهر سرپل در ولايت جوزجان و هشت
كيلومتري ميدان انگوت واقع شده است. ابعاد تقريبي اين ميدان
5/1×5/9 كيلومتر است كه اولين چاه اكتشافي در21 ماه مي1974در آن
حفر گرديد و ذخيره كلي اين ميدان در حدود 2ميليون تن برآورد شده
است.
3.
ميدان گازي خواجه برهان
اين منطقه در35 كيلومتري جنوب شرقي شهر شبرغان واقع گرديده است.
ابعاد منطقه چين خورده5/2×7 كيلومتر ميباشد.در سطح چين خوردگي،
تركيب شيميايي گاز اين ميدان داراي 92 % متان ميباشد و بقيه حجم
آنرا هيدروكربنهاي ديگر تشكيل ميدهد. ذخيره كلي اين ميدان در
حدود 4 تا 5 ميليارد متر مكعب تخمين زده شده است.
4.
ميدان گازي يتيم تاق
ميدان گازي يتيم تاق يكي از بزرگترين ميدانهاي گازي منطقه
شبرغان است كه مجموع ذخيره آن در حدو20تا25ميليارد متر مكعب
ميباشد. در جريان حفاري چاه شماره 4 اين ميدان به دليل عدم رعايت
استانداردهاي حفاري و عدم تعيين دقيق فشار داخلي مخزن، كليه
تأسيسات حفاري در اثر انفجار چاه منهدم گرديد. اين حادثه باعث آزاد
شدن گاز و آتش سوزي گرديد كه قريب به يكسال ادامه يافت تا بالاخره
با روشهاي مختلف از جمله تزريق مواد و گذاشتن سرپوش فلزي آتش
سوزي چاه مهار شد.
5.
ميدان گازي خواجه گوگردك
اين ميدان در22-19كيلومتري جنوب شرقي شهر شبرغان قرار دارد. ابعاد
اين ميدان در حدود5× 9 كيلومتر ميباشد كه حاوي گاز ترش و شيرين
است. ذخيره كلي اين ميدان در حدود8/46ميليارد متر مكعب تخمين زده
شده و بهرهبرداري از آن از 21اكتبر1967آغاز شده است. در سال1973،
28حلقه چاه جهت استخراج و بهره برداري گاز حفر گرديد و تا سال1975
به32حلقه افزايش يافت. بخشي از گاز توليدي اين منطقه از طريق خط
لوله به شوروي سابق صادر ميشد و بخشي ديگر از آن به كارخانه كود و
برق مزار شريف منتقل ميگرديد. ذخيره گاز ترش خواجه گوگردك در
حدود4/18 ميليارد متر مكعب و گاز شيرين آن در حدود 37 تا38 ميليارد
متر مكعب ارزيابي شده است.
6.
ميدان گازي جرقدوق
اين ميدان در حوضه گازي شبرغان واقع شده است و ذخيره گاز
آن41ميليارد متر مكعب ارزيابي شده است .
علاوه بر ميدانهاي ذكر شده، مناطق نفت و گاز خيز ديگري نيز در
اين ناحيه شناسائي شدهاند كه ميتوان به حوضه دشت ليلي, حوضه آقچه,
حوضه محمد جان خان دگر, حوضه بلخ, حوضه غورماچ,حوضه علي آباد, حوضه
بازار كلي ,حوضه كلفت و حوضه جنگل كلان اشاره نمود.
7.
رودخانههاي
افغانستان
[9]
رودخانهها در حقيقت شريانهاي حياتي اقتصاد يک کشور ميباشد و
در توسعه و شکوفايي اقتصاد از مهمترين منابع و توان اقتصادي آن
کشور به شمار میرود. اما مهمترين رودخانههاي کشور عبارتند از:
1- آمودريا (جيحون) از کوههاي پامير سرچشمه گرفته و حدود 1126
کيلومتر از آن در قسمت مرزهاي شمالي کشور با تاجيکستان،
ازبکستان و ترکمنستان ميباشد و قسمتهايي از آن قابل کشتيراني
است در سواحل آن رودخانه شيرخان بندر و بندر حيرتان قرار گرفته، که
کالاهاي صادراتي يا وارداتي افغانستان به ممالک آسياي ميانه از
اين طريق مبادله ميشود. جيحون داراي آبشارهاي متعدد است و براي
توليد نيروهاي هيدروليک قابل استفاده است.
2- هيرمند (هلمند): از کوههاي پغمان در غرب کابل سرچشمه گرفته و
1400 کيلومتر طول دارد و در جنوب غربي افغانستان قسمت کمي از مرز
مشترک ايران و افغانستان را تشکيل ميدهد و مهمترين منبع تامين آب
درياچههاي سيستان و بلوچستان و اراضي زراعي شمالي آن است.
3- هريرود: از کوه بابا در مرکز افغانستان سرچشمه گرفته، از هرات
ميگذرد و در شمال غربي کشور اندکي از مرز مشترک ايران و افغانستان
را تشکيل داده سرانجام در ريگزارهاي ترکمنستان فرو ميرود. 1230
کيلومتر طول داشته و داراي آبشارهاي متعدد است و براي توليد
نيروي برق مناسب است. هريرود از رودخانههاي معروف افغانستان
است وسعت حوزه آبريز اين رودخانه در افغانستان، ايران و تركمنستان
۵۴هزار
كيلومتر مربع است.
4- کابل رود: از کوههاي شرقي سرچشمه گرفته از وسط دو شهر مهم
«کابل» و «جلال آباد» عبور کرده وارد خاک پاکستان ميشود و به رود
«سند» ميريزد.
به گفته وزير انرژي وآب افغانستان
، افغانستان از حدود هفتاد وپنج ميليارد متر مکعب آب تنها از بيست
و سه ميليارد متر مکعب آن استفاده مينمايد.[10]
افغانستان با داشتن ارتفاعات زياد و كوههاي سربه فلك كشيده و
بلند داراي درياها و آبشارهاي زيادی است که براي توليد برق
منابع اقتصادي لازم و بسيار مقرون به صرفه ميباشد.
صادرات فرش افغانستان
افغانستان از صادر کنندگان قديمي فرش در جهان است. اين توان بالاي
اقتصادي ميتواند يكي از فرصتهاي ارزشمند در مسير توسعه
اقتصادي باشد. از وضعيت صادرات فرش افغانستان در سالهاي اخير
به دلايل شرايط سياسي خاص اطلاعي در دست نيست. اما بر اساس آخرين
آمار و اطلاعات موجود در سال 1980 مقدار توليدات 000/440 متر مربع
به ارزش 72 ميليون دلار بوده است.
بر اساس اطلاعات سالهاي گذشته مهم ترين منطقه براي جذب
فرشهاي افغاني از نظر مقدار، آسيا و از نظر ارزش اروپا بوده
است. کشورهاي اروپايي عمدتاً خواهان فرشهاي گرانقيمت و
کشورهاي آسيايي و کشورهاي آمريکايي خواستار فرشهاي نسبتاً
ارزان قيمت افغاني بوده اند. از ميان کشورهاي آسيايي عربستان
سعودي و کويت و از ميان کشورهاي اروپايي آلمان و سوئيس مهم
ترين وارد کنندگان فرشهاي افغاني ميباشند.
هر چند فرشهاي افغاني ريشه در سنتهاي قديمي فرشبافي
افغانستان دارد، اما به عنوان محصولي کاملاً جديد مطرح هستند.
فرشهاي جديد با توجه به سليقه مصرف کنندگان و روند کلي موجود در
بازارهاي جهاني فرش، طراحي و توليد ميشود. افغانستان قرنهاست
توليد کننده فرشهايي است که به خاطر ظاهر بخصوصشان شهرت يافته
اند. اما فرشهاي افغاني که بر اساس طرحهاي جديد بافته
ميشوند. با محصولات سنتي و قديمي تفاوتهاي اساسي دارند.[11]
در چند سال اخير، فرشهاي ساخته دستهاي زحمتكش همميهنانمان
جايگاه ويژه اي در ميان فرشهاي دستباف صادراتي پاکستان به دست
آورده اند و نه تنها بازارهاي آمريکا، بلکه بازار اروپا نيز
علاقه روزافزوني نسبت به اين گونه فرشها نشان ميدهد و به نظر
متخصصان، اين روند در سالهاي آتي نيز ادامه خواهد يافت.
به گزارش خبرگزارى دولتى باختر افغانستان[12]،
هدايت امين ارسلان، مشاور ارشد رئيس جمهور و وزير تجارت افغانستان،
درباره صادرات فرش افغانستان گفت: فرش از اقلام مهم صادراتى اين
كشور بوده و دولت در جهت فراهم آوردن زمينه هاى لازم براى
بافندهگان و صادركنندگان فرش تلاش همه جانبه مى كند.
امين ارسلان از باز شدن درهاى واردات كشورهاى كانادا و آمريكا به
روى فرش افغان خبر داد که در نتيجة تلاش هاى وزارت تجارت، بازارهاى
اين كشورها به روى فرش هاى افغان گشوده شده است.
اين در حالى است كه در سال ۱۳۸۱ ميزان صادرات فرش افغانستان ۸۸
هزار متر مربع بود، ولى سال ۱۳۸۳ اين رقم به ۵/۱ ميليون مترمربع و
در سه ماه اول سال جارى ۵۰۰ هزار مترمربع بوده است.
يكي ديگر از توانهاي اقتصادي كشور تاسيسات برق آبي ميباشد و
خوشبختانه افغانستان تعداد زيادي فابريكههاي توليد برق آبي
دارد كه با اعمار آنها ميتوان بخش مهمي از نيازهاي مربوط به
تامين انرژي برق را برطرف كرد. اين تاسيسات مهم كه در گذشته قابل
بهرهبرداري بودهاند بخش مهمي از منابع و توان اقتصادي كشور
هستند. اما مهمترين آنها به قرار ذيل است:
فابريكه برق جبل
السراج
در سالهاي 1290 و 1293 ه. ش به كمك متخصصين انگليسي نقشه برداي
شد و با نصب دو توربين به ظرفيت 1500 كيلووات در سال 1300 ه.ش به
فعاليت آغاز نمود.
دستگاههاي برق چك
وردك
در جريان سالهاي 1319 و 1324 دو بند برق آبي يكي در وردگ و
ديگري بالاي درياي كندز تاسيس گرديد. بند برق چك وردگ كه 2900 متر
بلندتر از سطح دريا اعمار گرديد آب دريا از ارتفاع 28 متر بالاي
توربين آن ميريخت. اين دستگاه داراي سه توربين بوده و ظرفيت آن به
3000 كيلووات ميرسيد.
نخستين دستگاه برق پلخمري كه در سال 1320 به فعاليت آغاز نموده بود
داراي ظرفيت 4800 كيلووات برق بود.
بند نامبرده بالاي درياي كندز در شمال هندوكش موقعيت داشته و 600
متر بلندتر از سطح دريا تاسيس گرديد. آب دريا از ارتفاع 107 متر
بالاي توربين ميريخت كه اندازه آب در اين قسمت به 60 متر مكعب در
ثانيه ميرسيد.
بند برق سروبي 25 كيلومتر دورتر از نقاطی كه درياي پنجشير و كابل
با هم يكجا ميشوند، به ارتفاع 1596 متر از سطح دريا تاسيس گرديد.
اين دستگاه در گذشته با داشتن دو توربين كه هر كدام آن ظرفيت توليد
1100 كيلووات برق را داشتند و توليدات مجموعي آنها 2200 كيلووات
ميرسيد. بند برق سروبي دو امتياز مهم دارد:
اول اينكه مركز كابل و مراكز صنعتي نزديك آن واقع شده و ديگر اينكه
مجراي درياي كابل در قسمت تنگه ابريشم واقع گرديده و داراي طول و
شيب زياد ميباشد كه با داشتن اين وضع طبيعي ميتواند در هر چند
متر شيب سركوب كند و بدين ترتيب امكان دارد از بند موجود براي به
كار اندازي دستگاههاي دوم و سوم و چهارم نيز استفاده شود. به
اين معني كه قسمتهاي پائيني طوري ساخته شدهاند كه بدون آنكه
به دريا سرازير شود با اعمار كانالهاي دوم و سوم آب به
توربينهاي دوم و سوم بريزد و دستگاههاي نامبرده فعال گردد.
بند برق نغلو
بند برق نغلو در 70 كيلومتري شرق كابل و يا در 10 كيلومتري بند برق
سروبي يك و نيم كيلومتر دورتر از نقطه تقاطع درياي كابل و پنجشير
واقع ميباشد كار تعمير آن در سال 1339 شروع و در ماه جوزاي سال
1346 تكميل گرديد.
دستگاه برق نغلو از دستگاههاي بزرگ و مهم افغانستان به شمار
ميرفت در ابتدا با نصب سه توربين ظرفيت توليد آن 76000 كيلووات
پيشبيني گرديده بود اما با نصب توربين چهارمي توليد آن به 97500
كيلووات افزايش پيدا كرد.
بند نغلو 106 متر ارتفاع دارد كه ذخيره آب آن به 530 مليون متر
مكعب بالغ ميگردد و تقريبا به مساحت 16 كيلومتر مربع زمين را در
بر ميگرفت.
فاربريكه برق ماهيپر در 40 كيلومتري شرق كابل واقع شده است كار
ساختماني آن در سال 1343 آغاز گرديد از طرح مقدماتي اين پروژه پيدا
بود كه دستگاه توليد برق ماهيپر بدون تعمير ذخيره آب اين امكان را
دارد كه با ارتفاع 300 متر به كار انداخته شود و قدرت توليد 60000
كيلووات برق را داشته باشد.
موقعيت استراتژيك
جغرافيايي
يكي از امتيازات اقتصادي افغانستان موقعيت استراتژيك جغرافيايي آن
و مسير اتصال آسياي ميانه به جنوب و از همه مهمتر مسير خط لوله گاز
تركمنستان - افغانستان – پاكستان است كه سالانه ۲۰ ميليارد متر
مكعب گاز طبيعى را از حوزه گازى «دولت آباد» در جنوب شرقى
تركمنستان حمل خواهد كرد.
شركت آمريكايى «يونوكال»، صاحب قبلى حوزه دولت آباد(تركمنستان)،
در اكتبر سال ۱۹۹۷ اعلام كرده بود كه اين حوزه حاوى بيش از ۷۰۸
ميليارد مترمكعب گاز طبيعى است.
هزينه احداث اين خط لوله از مرز بين تركمنستان و افغانستان تا
مولتان حدود ۲/۹
ميليارد دلار و از آنجا تا مرز هند حدود ۶۰۰ ميليون دلار برآورد
شده است.
اجراى اين طرح درمقايسه با طرح خط لوله گاز ايران - پاكستان - هند،
با توجه به حمايت بانك توسعه آسيا از آن، راحت تر خواهد بود.
بنابه گفته اين مقامها، طرح خط لوله گاز تركمنستان - افغانستان
- پاكستان - هند همچنين باخطر تحريم شركتهاى مالى و فنى آمريكايى
و اروپايى مواجه نخواهد بود. لذا در موقعيت فعلي يكي از
پروژههاي مهم اقتصادي براي اقتصاد نوپاي افغانستان است كه
درآمد سرشار اقتصادي و اشتغال داخلي و خدمت گازرساني را در
محدودهي وسيعي از ولايات افغانستان را به دنبال خواهد داشت.
اولويت بندي پروژهها و طرحهاي اقتصادي در
کشور
از زمان تشکيل دولت و اعطاي کمکهاي بين المللي به افغانستان و
آغاز پروژههاي بازسازي در اين کشور دو ديدگاه در اولويت بندي
اتخاذ طرحها و سياستهاي اقتصادي وجود داشته است.
گروهي از کارشناسان اقتصادي مثل دکتر
رمضان بشردوست، وزير پلان در كابينه قبلي آقاي كرزي
قايل به اولويت دادن به طرحهاي زراعتي و سد سازي و مهار
آبهاي افغانستان هستند. وي در اين باره ميگويد:
افغانستان ميتواند يك كشور خوب زراعتي و صنعتي باشد بخاطر اين كه
در افغانستان ميلياردها مترمكعب آب جاري و منابع آبي خوبي وجود
دارد و از غني ترين خاك دنيا براي زراعت برخوردار است و بيشتر مردم
افغانستان هم پيشه و شغل شان كشاورزي و زمينداري ميباشد. از طرف
ديگر اگر صنعت سدسازي در كشور ترويج شود ميتوان هزاران هكتار زمين
را سيراب كرد و باغات پرباري را به وجود بياوريم و مردمي كه از
بيكاري رنج ميبرند و هيچ گونه سرمايه اي هم ندارند، ميتوانند در
بخش كشاورزي مشغول به كار شوند و افغانستان ميتواند از عايدات و
درآمدهاي خويش كشور را آباد نمايد. اگر سدهاي آبی احداث
شوند، علاوه بر آبياري مزارع كشاورزي ميتوان انرژي برق كشور را
تأمين نمود كه بدون احداث نيروگاههاي برق امكان صنعتي شدن كشور
ممكن نیست. امروز دولت افغانستان و جامعه بين المللي ميليون ها
دلار را صرف ميكند و ژنراتورهاي بزرگ ديزلي براي توليد برق را
ميخرد در حالي كه نمي تواند سوخت مورد نياز آن را تأمين و تهيه
نمايد.[13]
اما در مقابل گروهي ديگر اولويت را به طرحهاي صنعتي داده و
از سياست تقدم تجارت بر صنعت در برنامه دولت انتقاد ميکنند.
در اين باره
داكتر جليل شمس وزير اقتصاد افغانستان ميگويد
:تمامي
سرمايه گذاريهاي خصوصي، به جاي رشد صنعت، بر تجارت متمرکز شده
است. .[14]ايشان
اولويت را براي صنعت و رشد صنعتي قايل است.
در مقابل ديدگاه ديگري مبني بر رشد متوازن توسعه اقتصادي در همة
زمينههاي اقتصادي وجود دارد که ديدگاهي مناسبتر ميباشد.
آقاي جامي زاده، معين وزارت اقتصاد در اين باره ميگويد: زماني كه
سكتورهاي زيربنايي به اجراء درآمد حلال مشكلات بسياري از
بخشهاي ديگر خواهند شد و درحقيقت ترقي وانكشاف مملكت با رشد و
توسعه بخشهاي زيربنايي كشور ممكن خواهد بود. دولت بايد تلاش كند
تا عوايد داخلي را رشد دهد و اين كار وقتي انجام خواهد شد كه
بخشهاي زير بنايي كشور اعمار شود و توسعه يابد. تا زماني كه معادن
افغانستان استخراج و مورد بهره برداري قرار نگيرد، زراعت افغانستان
و صنايع كشور رشد و انكشاف نيابد و هيچ گاه به خود كفايي نخواهيم
رسيد. درقدم دوم موضوع انرژي و تأمين آب در كشور از اولويتهاي
كاري دولت ميباشد كه باحل شدن مشكل كمآبي مشكل زراعت افغانستان
نيز حل خواهد شد و ميدانيد كه افغانستان به توسعه متوازن همه بخش
ها نياز دارد.
[15]
نتیجه
با ملاحظه اين ديدگاهها که به سه اولويت زراعت، صنعت و رشد متوازن
اقتصادي تاکيد دارد به نظر ميرسد که ما ميتوانيم به جاي پرداختن
و صرف هزينههاي ملي به توسعه و رشد متوازن در همة زمينهها
بپردازيم و با بررسي قابليتها و توانايي اقتصادي کشور اولويت را
به ترکيبي از اين پروژهها به طور همزمان و همگام بپردازيم.
زيرا در کشوري مثل
افغانستان که تمام زيرساختهاي آن نياز به ترميم و بازسازي
دارد، به توسعه متوازن همه بخشها نياز دارد.
واين مقوله از فاکتورهاي مهم توسعه اقتصادي است که در نظر گرفتن
آن براي کشور لازم است.
افغانستان با داشتن قابليتهاي قابل توجه در زمينه زراعت ومنابع
آبي کافي ميتواند توسعه پايدار کشاورزي را در اصول زير به اجرا
درآورد : توسعه ظرفيتهاي بخش کشاورزي براي تامين نيازهاي
داخلي و صادرات، بهبود مديريت جنگلها، ايجاد نظام اعتبارات در بخش
کشاورزي و روستايي، بهبود نظام بازاريابي، بهبود سيستم آبياري،
متنوع سازي محصولات کشاورزي، ريشه کني بيماريهاي دامي، حفظ
منابع طبيعي،
سد سازي براي آبياري زمينها و توليد برق و
احيا و بازسازي بخش کشاورزي که همة اينها منتهي به رشد توليدات و
افزايش اشتغال داخلي ميگردد.
اما در بخش صنايع زماني كه كار استخراج يك معدن را شروع ميكنيم
يا هر كارخانهاي را كه به بهره برداري ميرسانيم، چه در
بخشهاي خصوصي، مختلط و يا اشكال ديگر، علاوه بر درآمدزايي و
بالابردن عايدات کشور چندهزار نفر را مشغول به کار ميکنيم و
سطح اشتغال داخلي را بالا ميبريم . از همه مهمتر از منابع موجود و
ثروتهاي زيرزميني کشور استفادة بهينه صورت گرفته و از رکود
سرمايههاي کشور جلوگيري به عمل ميآيد.
دولت در اين شرايط که کمکهاي خارجي به کشور سرازير شده است، بايد
تلاش كند تا عوايد داخلي را رشد دهد و اين كار وقتي انجام خواهد شد
كه بخشهاي زير بنايي كشور بازسازي شده و توسعه يابد. در کار اين
اولويت بندي سه شرط اساسي زير براي موفقيت اين پروژهها لازم و
ضروري ميباشد.
شرط اول: وجود يك برنامه توسعه اقتصادي دقيق و منظم که اولويتها
در آن در نظر گرفته شده باشد.
شرط دوم: بودجه كافي براي اجراي طرحهاي انكشافي و زيربنائي که
سهم عمدة آن از طريق کمکهاي بينالمللي طبق وعدة جامعة بين
المللي در کوتاه مدت تامين شده است.
شرط سوم: سازماندهي و مديريت دلسوز و كارآمد، که از طريق ملاک
شايسته سالاري در تمام انتخابات ملي کشور اعم از انتخابات رياست
جمهوري و مجالس شوراي ملي و سنا و شوراهاي ولايتي،از طرف آحاد مردم
در نظر گرفته شود، تا افراد شايسته و دلسوز و متخصص به ارکان
سياستگذاري و اجرايي کشور راه پيدا کنند.
پی نوشتها
[1] .
http://www.nawaaye-afghanistan.net/
[2] .
http://www.nawaaye-afghanistan.net
[3] .
http://www.afghanistan.ru
[4] .
http://alavigeo.blogfa.com/
[5] .
http://alavigeo.blogfa.com/
مرضيه عديل در کابل- منبع بی بی سی)
[6] . .
http://www.afghanpaper.com
[7] .
http://www.afghanpaper.com/
[8] .
http://alavigeo.blogfa.com/
[9] .
http://fikri6.blogfa.com
[10] .
http://www.nawaaye-afghanistan.net
[11] . اخبار فارکس
far@ifcmarkets.com
<far@ifcmarkets.com>
.
http://www.aftab.ir[12]
/
[13] .
ايرنا،گروه سياسي راديو دري، موضوع : سرنوشت بازسازي در
افغانستان
[14] .
http://www.paymanemeli.com/
[15] .
ايرنا،گروه سياسي راديو دري، موضوع :
سرنوشت
بازسازي در افغانستان
|