|
پيرامون مدیریت اسلامي
عبدالخالق
عارفی
يكي از دلايل پيشرفت كشورهاي توسعه يافته، برنامه
ريزي هدفمند ومديريت كار آمد است. به مدد مدیریت مأموریتها و
اهداف سازمانها تحقق مییابد، از منابع و امکانات موجود بهره
برداری میشود و توانایی و استعداد انسانها از قوه به فعل در
میآید. مدیران در انجام وظایف خود فرایندی را دنبال میکنند که
شامل اجزایی چون برنامه ریزی، سازماندهی، نظارت و کنترل، انگیزش،
ارتباطات، هدایت برنامه ریزی، سازماندهی، نظارت و کنترل، انگیزش
ارتباطات، هدایت و تصمیم گیری است.
مجموعه این فعالیتها است که مدیریت را شکل میدهد
و هماهنگی و نیل به هدفها را میسر میسازد.([1])
اما دين مبين اسلام همان گونه كه در ساير زمينه
ها برنامه و راهكار ارايه كرده است، در زمينه مديريت نيز هدايتهايي
را توصيه مي كند كه البته براي تنقيح مديريت اسلامي الگوها
ومصاديقي از مديران موفق جامعه اسلامي را معرفي مي كند.در این
نوشتار كوشش مي شود نكات برجسته از الگوهای مدیریت اسلامي تشريح
شود.
تعریف مدیریت
مدیریت، فعالیتی است منظم، در جهت تحقق هدفهای
معین که از طریق ایجاد روابط میان منابع موجود، انجام دادن کار با
مشارکت افراد دیگر و شرکت فعال در تصمیم گیری صورت میگیرد.([2])
تمام حوزههای قرآنی، تذکرات مدیریتی دارد، که
مدیریت و رهبری الهی درجامعه بشری، نیازمند تربیت و هدایت فکری و
قلبی است. و نزول تدریجی قرآن نشان میدهد که مدیریت اسلامی به کمک
مشورت و خط و مشی فکری الهی و تقویت روحیه مستمر نیاز دارد تا
انرژی و تحرک لازم بر تداوم مسیر فراهم آيد.([3])
بنابراين قرآن کریم یک منبع عام مدیریت اسلامی
است. حوزه خاصي از مباحث قرآن که بر مدیریت اسلامی عنایت دارد، قصص
قرآن است و آن سیره انبياء و اولیاءالهي است که در قرآن منعکس شده
است.
اصل عدم تقدم بر خداورسول
يكي از اصول مهم در قرآن اصل عدم تقدم بر خداوند
وپيامبراست.این اصل به عنوان شاخص فراگیر و اولین اصل، برعدم تقدم
بر خداوند و پیامبر تاكيد مي كند. این اصل در حوزه بیان تئوریها،
نظریهها، آراء و خط مشیها چه به صورت جزئی و چه به صورت کلي، مطرح
است. هرجا که خدا و پیامبر حکمی داده باشند، چه در حوزه عمل و چه
در حوزه علم، باید تبعیت شود.
دليل نظری: قرآن
کریم ضوابط و معیارهای حاکم بر روابط اجتماعی را مشخص میکند:
«یا أیها الذین آمنوا لاتقدموا بین یدی الله و
رسوله و اتقو الله إن الله سمیع علیم»(حجرات،49/1).
اطاعت پیامبر از خدا
در این حوزه پیامبر نه تنها مكلف به اطاعت است
بلكه اولویت در تبعیت دارد. قرآن کریم میفرماید: «فاصبر لحکم
ربک و لاتکن کصاحب الحوت اذ نادي و هو مكظوم» (قلم،68/48).
این یک سنت الهی است که در اطاعت از خداوند هیچ کس
مستثني نیست و همه باید در اطاعت از خداوند مساوی باشند. پیامبر
هم به طریق اولی بايد از خداوند اطاعت کند. قرآن کریم در این
زمینه میفرماید:
«و لو تقول علینا بعض الاقاویل لاخذنا منه
بالیمین ثم لقطعنا منه الوتین فما منکم من أحد عنه حاجزین»
(الحاقه،69/44-47)
حساسیت امر مدیریت اسلامي، اقتضا میکند که احدی
اگر کوچکترین سستی در انجام وظيفه از خود نشان دهد عاقبت سختی را
همراه داشته باشد.زیرا خداوند به سر نوشت و هدایت مردم بسیار حساس
است و هرکس هم که امکانات وجودی بیشتری دارد، بیشتر بايد رعايت
کند. سخن تند و قاطع خداوند با پیامبر نشانه این است که هرچه این
مدیریت در سطح بالاتری قرار داشته باشد، مجازات اهمال آن نيز
شدیدتر خواهد بود. قرآن از لسان پیامبر(ص) تذکر داده است:
«إن أتبع إلا مایوحی إلی» (یونس،10/15).
پیامبر(ص)تاءكيد مي كند كه او تابع محض آنچه از
طرف خداوند بر او وحي مي شود،است.ايشان میفرمایند:
«أدبنی ربی
فاحسن تأدیبی».([4])
مضمون روایت این است که من تربیت شده خداوند هستم و در چار چوب و
ضوابط الهی که تعیین کرده است رشد و نمو کردم و در مسیر و قوانین و
مقرراتي که خداوند تعیین کرده است حرکت و سیر مینمایم و هیچگونه
تخطی از فرامین الهی در مسیر زندگی نخواهم داشت.
خداوند در آیه دیگر تأکید میکند که: «وأنا
أخترتک فاستمع لمایوحی»(طه،20/13)
يعني پیامبر(ص) باید سخنان کامل خداوند را
فهم کرده و اجرا کند.
همين طور خداوند هشدار میدهد که اگر پیامبر تخطی کرد و در اجراي
فرامين سستي نمود، با او به شدت بر خورد خواهد کرد که این نشان
دهنده اسلوبهاي مدیریتی خاص خداوند به عنوان عالی ترین مدیر در
تمام عالم هستی با مدیر بعدی، یعنی پیامبر(ص)است.
اطاعت مومنان از پیامبر(ص)
هنگاميكه پیامبر(ص) در حالی که از مقام عصمت بر
خور دار است باید در چار چوب قوانین و ضوابط الهی حرکت کند، تكليف
ديگران روشن است.آنها بایداز اطاعت مطلق پيامبر(ص) از خداوند، درس
بگيرند و نسبت به اطاعت از پيامبر(ص)آن گونه عمل كنند.قرآن کریم
میفرماید:
«و ما کان لمومن و لامومنه إذا قضی الله و
رسوله إمرا أن یکون لهم الخیره من أمرهم» (احزاب،33/36).
جايگاه عقل
رابطه عقل و وحي اين طوراست كه در جايی که وحی حکم
قاطع دارد عقل باید تبعیت کند و جايی برای چون و چرای عقل باقي نمي
ماند. عقل باید تلاش کند تا حکم را خوب فهم کند. در کلیه موضوعات
به طور کلی حکم و دستور از جانب خداوند وجود دارد.بر عقل است که
تلاش کند موضوع را خوب بفهمد و حکمش را نيزاجرا کند.قرآن كريم از
طغيان وسرپيچي مردم از احكام وفرامين خدا وپيامبر هشدار مي دهد:
«و من یعص الله و رسوله فقد ضل ضلالا مبینا»
(احزاب،33/36).
زيرا کسی که عصیان میکند نه جایگاه وحی را شناخته
است و نه جایگاه عقل را. زیرا وحی حاکم بر عقل است و عقل در
حوزههای وحی جز تفسیر صحیح آن، نمیتواند نظر مغایر داشته باشد.
کیفیت تبعیت و اطاعت
در مورد چگونگی تبعیت از خدا و رسول، تذکرات مهمی
در قرآن آمده است.آن جا كه از كساني كه براي قضاوت به نزد
پيامبر(ص)مي آيند اما راي ايشان را نمي پذيرند،انتقاد مي كند و حتي
آنان را مؤمن نمي داند.
«فلا و ربک لایومنون حتی یحکموک فی شجر بینهم
ثم لا یجدوا فی أنفسهم حرجا مما قضیت و یسلموا تسلیما»
(نساء،4/68).
بنابراين در حل مشکلات باید پیامبر حاکم باشد و هر
فرد با ایمان، در حوزه اجتماعی یا فردی، باید مطیع محض دستورات
خداوند و پیامبر باشد. بنابر این در تحلیل این آیه میتوان آن را
برای توضیح بیشتر به چند قسمت تقسیم کرد:
در قدم اول؛ قبول
حاکمیت پیامبر. «فلا و ربک لایومنون حتی یحکموک بما شجر بینهم»
در قدم دوم؛ قبول
حکم پیامبر است بدون دلتنگی. «لایجدوا فی أنفسهم حرجا مما قضیت»
در قدم سوم؛ اجرای حکم، بدون چون و
چرا.«ویسلموا تسلیما»
از این آيه اين نتيجه به دست مي آيد که وقتی حضرت
پیامبر(ص) حکمی صادر کرده است مردم نبايداحساس دلتنگی کنند زیرا
حكم پيامبر همان حكم خداوند است كه در صورت دلتنگی نسبت به حکم
الهی، ایمانشان از بین میرود و لو اینکه حکم را به ظاهر پذیرفته
باشند زيرا دلتنگی، دلیل عدم رضایت از حكم خداونداست.اكنون
الگوهايي شاخص از مديريت اولياي الهي را تشريح مي كنيم.
الگوی اول
قرآن کریم تعبیر جالبي راجع به حضرت پیامبر(ص)
دارد که میفرماید: «الذین یبتغون الرسول النبی الامی الذی
یجدونه مکتوبا عندهم فی التوراه و الانجیل ...» (اعراف،7/157).
یعنی پیامبر امی که در تورات و انجیل از او یاد
شده است چیزهای خوب را بر آنها حلال میکند و پلیدیها را حرام
مینماید و بار سنگین را از دوش آنها بر میدارد.
کدام بارسنگین و کدام غل و زنجیر؟ بارهایی از سنگ
و یا غسل و زنجیرهایی از آهن؟ نه، بلکه بارهایی سنگین عادات و
خرافات و غل و زنجیرهای روحی که بر استعدادهای معنوی بشر گذاشته
شده بود. همانهايی که نتیجه اش جمود، افسردگی، یأس و بدبختی بود.
پیامبر(ص) این نیروهای بسته را باز کرد، مدیریت
اجتماعی یعنی این، رهبری یعنی این، مجهز کردن نیروها،آزاد کردن
نیروها و در عین حال کنترل نیروها و در اجرای صحیح انداختن، سامان
دادن، سازمان بخشیدن و حرارت بخشیدن. حمايت از ضعیفترین ملتهای
دنیا، قویترین ملت ها را میسازد. آنچنان که رسول اکرم(ص)انجام
داد كه این معجزه رهبری بود.([5])
الگوی دوم
مدیریت الهی در دل بحرانها، نیازمند آن است که از
حیث روحی محکم و مستقر باشد تا بتواند تصمیمات صحيح را در حوزه
مدیریت اتخاذ کند و بر اساس مبانی و ضوابط عمل کند. نمونه اي از
صلابت و یقین در اطاعت مالک اشتر از دستور حضرت علی(ع)بسيار مهم
است. هنگامیکه مالك، علي رغم ميل باطني خود حکمیت را پذیرفت و از
جنگ دست کشید. با توجه به اینکه پیروزی او نزدیک بود. در حالیکه
لذت پیروزی برای یک فرمانده وصف نشدنی است اما مالك تصمیم مدیر
مافوق خود را می پذیرد و با دردمندی از جنگ دست مي كشد. و اطاعت از
مسئول معصوم را بر میل خویش مقدم میدارد.([6])
الگوی سوم
در سیره حضرت فاطمه(س)مواردی از تدبير وجود دارد
که در افراد عادی امکان ندارد. بعد از رحلت حضرت پیامبر(ص)، مقام
ولایت مصادره شد كه در نتيجه امام علی (ع)خانه نشین شد.اما
یار راستین و وفادار ايشان، حضرت فاطمه كه
عصمت او سند تفسیر اسلام و قرآن است به کمک ولایت مي آید.با وجود
آنکه مورد اهانت قرار میگیرد و حتی سیلی میخورد اما صبر پیشه
میکند و مصلحت امامت را بر رنجش شخصیاش مقدم میشمرد.زیرا بنا
نیست که از راه غیر عادی مسایل حل و فصل شود.اگر صبر پیشه نکند
زمینه بهرهمندی بشریت در آینده از وجود اهل بیت(ع)از دست خواهد
رفت.در ادامه حدیثی از حضرت پیامبر(ص)را نقل میکنیم:
قال رسول الله(ص): «یا بن مسعود: إذا عمل بعلم
و عقل و إیاک أن تعمل عمل بغیر تدبیر فإنه یقول: «ولا تکونوا کالتی
نقضت غزلها من بعد قوه أنکاثا(نحل،16/4)»([7])
یعنی ای پسر مسعود آنگاه که کاری انجام می دهی با
آگاهی و عقل انجام بده و مبادا کاری را بدون برنامه ریزی و آگاهی
انجام دهی. همانا خداوند میفرماید: مانند زنی نباشید که رشته
(پشم) های خود را پس از محکم تابیدن وا تابید.این حدیث اشاره به
داستان زنی است از قریش بنام «رابطه» كه در زمان جاهلیت از صبح تا
نیمروز، خود و کنیزانش، پشمها را میتابیدند، و پس از آن دستور
میداد که همه آنها را باز کنند. به همین جهت به عنوان زن احمق در
میان عرب معروف شده بود.[8]
کمال مدیریت
کمال مدیریت از تعهدی که ویژگی مشترک تمام مدیران
موفق است، نشأت میگیرد. مدیران کاردان تاثیر مثبت و موثری بر
دیگران میگذارند زیرابا ترکیب وايجاد توازن از باورها و نگرشهاي
مثبت، رفتارهای مطلوبي ارایه میدهند. مدیران موفق در مجموعهای
مرکب از تعهدات زیر اتفاق نظر دارند:
1- تعهد نسبت به مردم
2- تعهد نسبت به سازمان
3- تعهد نسبت به خود
4- تعهد نسبت به افراد و گروه کاری
5- تعهد نسبت به کار
هر یک از این تعهدات به تنهايی در مدیریت اهمیت
بسیاری دارد. با گذشت زمان این تعهدات چارچوب اساسی را برای کسب
کمال مدیریت شکل میدهند.نکته مهم این که تعهدات فوق برای یک مدیر
مسلمان در راستای تعهد به حق تعالی معنی و مفهوم دارد.[9]
پی نوشتها
[1]. الوانی، سید مهدی،
مدیریت عمومی، ص17،انتشارت غزال،تهران،چاپ25،1384ش.
[2].علاقه بند،علي ،
مدیریت عمومی،ص12، انتشارات روان،تهران،چاپ12،1384ش.
[3].
نقی پور،ولي الله، مدیریت اسلامی و الگوهای
آن،ص60،انتشارات نقش بهشت،تهران، چاپ23،1384ش.
[4].
طبرسی،فضل، مجمع البیان،ج3،ص333، مکتبه
الاسلامیه،تهران،1395ق.
[5].
مطهري،مرتضی، مجموعه آثار،ج3،ص323،انتشارات
صدرا،تهران،چاپ9،1380ش
[6].
كمپاني،فضل الله ، علی کیست،ص183، دار
الکتب الاسلامیه،تهران،1363.
[7].
علامه مجلسی، بحار الانوار،ج77،ص110،
انتشارات مکتبه الاسلامیه،تهران، 1368ش.
[8].
مکارم شیرازی،ناصروهمكاران، تفسیر نمونه،ج11،ص378،دارالكتب
الاسلاميه،تهران، 1379ش
[9].
رضائیان،علي، مبانی مدیریت رفتار سازمنانی،ص426،انشتارات
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی،تهران،چاپ6،1384ش.
|