تاريخ هجري شمسي

     معرفي انجمن

   جرعه ای از زلال وحی

    درمحضراهل البیت(ع)

    نشریه پیام یاسین

     مقالات

     گزارشات

    اخبار

    تحلیل ها

     افغانستان

   ارزگان خاص

    همایشها

    گفتار بزرگان

    مهاجرین

    پرسش و پاسخ

    مشاوره

    طنز

      گالری عکس

    پیوندها

    ارتباط با ما

 

 

 

 

پیام یاسین مقالات اخبار پرسش و پاسخ ارزگان خاص صفحه نخست
يس * وَ الْقُرْءَانِ الحَْكِيمِ

 

عنوانهای دیگر شماره اول

» اول دفتر

» تبلیغ، معقولیت در محتوا و زیبایی در شکل

» اسرار پیروزی و جاودانگی امام خمینی (ره)

» گزارشی از وضعیت فرهنگی افغانستان

» نگرش چیست؟

» مبانی و زیرساخت های معرفتی حقوق بشر

» افغانستان یک رئیس و چند رئیس

» بنیادهای فکری علامه سید اسماعیل بلخی

» ریشه های دینی بحران عراق

» شهادت؛ زن = مرد (نقد نظریه)

» گفتگو با خانواده قرآنی

» لطایف قرآنی

» جامعه پویا

» نيم نگاهى به افغانستان

 

 

گزارشی از وضعیت فرهنگی افغانستان

امان ا... شفایی

اگر گفته مى شود كه با پيشرفت در فن آورى اطلاعات و گسترش ارتباطات، هر روز جهان كوچكتر مى شود، بايد افغانستان را از اين فعل و انفعال خارج دانست به اين دليل كه ارتباط افغانستان با ديگر كشورها از حيث وسايل ارتباطى و دادوستد اطلاعاتى قطع بوده است.

بيش از دو دهه بحران و كشمكشهاى داخلى قامت افغانستان را در تمام زمينه هاى اقتصادى، اجتماعى، سياسى، فرهنگى و … خم نموده است. بررسى خسرانهايى كه افغانستان در تمام اين زمينهها متحمل شده نيازمند كنكاش كارشناسان است. شايد خوشبين ترين كارشناس هم ميزان عقب ماندگى افغانستان در تمام عرصه ها را كمتر از نيم قرن در مقايسه با كشورهاى همسايه نداند. اگر به جهان امروز عنوان دهكدة جهانى داده اند ى ترديد مناطقى وجود دارد كه از اين دهكده خارج است. از جمله اين مناطق افغانستان است.

هر چند شرايط اتصال به اين دهكده تا حدود زيادى فراهم شده است.در سفرى كه به افغانستان داشتم علاقمند بودم به اوضاع فرهنگى اين كشور نظرى بيندازم. اگر چه دامنه و حوزه كارى واژه فرهنگ وسيع است و اين كلمه دركنار بسيارى از عنوانها نقش مكمل را بازى مىكند اما مراد ما در اين گزارش آن چيزى است كه مصداق فعلى براى كلمه فرهنگ قرار گرفته است امورى چون تعليم و تربيت، رسانه ها، جرايد و مطبوعات، ميراث فرهنگى و هنر.

گزارشى كه پيش روى داريد به اين امور پرداخته است:

1ـ تعليم و تحصيل:

 بيش از آنچه ساختار اجتماعى و اقتصادى افغانستان از كشمكشهاى بيست و چند ساله آسيب ديده باشد بخش آموزش انسانى متحمل خسارت گرديده است. آمارى كه از شمار بى سوادان دردست است رقم وحشتناكى را نشان مى دهد. نزديك به 95% مردم افغانستان بى سواد هستند. شهر كابل علاوه بر مركزيت سياسى، مركزيت فرهنگى كشور را نيز داراست جوانانى را مشاهده نمودم كه درعين شايستگى و بهره مندى ازنعمت پر شور جوانى از نعمت سواد كاملا محروم مانده اند. به عنوان مثال روزى براى سياحت به استاديوم فوتبال شهر كابل رفتم در آنجا جمعى از جوانان يك تيم فوتبال را ديدم كه براى تهيه ليست بازيكنان به دنبال شخص باسواد مىگشتند اين امر بسيار ذهنم را مشغول نمود و اين سوال برايم ايجاد شد: در حاليكه اكثر كشورهاى جهان شمار باسوادا‌‌نشان را به سقف صد درصد نزديك كرده اند چرا جوانان افغانى در مركز فرهنگى كشورشان اينگونه باشد در واقع بنيان تعليم و تربيت در طول سال هاى جنگ كنده شده است. مكاتب و مدارس ويران شده، معلمين به شغلهاى ديگرى مشغول شده و بينش دانش اندوزى كلا فرسوده گشته است. وضعيت دانشگاههايى كه از شمار انگشتان يك دست در سراسر افغانستان تجاوز نمى كند هم نوميد كننده است. دانشگاههاى هرات، مزار شريف و قندهار كه هر يك بيش از چند دانشكده ندارند عملا در طول بيست و چهار سال گذشته تعطيل بوده اند. تنها دانشگاه نيمه فعال كابل از حيث داشتن كادر مجرّب آموزش و شمار فارغ التحصيلان هم چنگى به دل نمى زند. چهار و نيم سال جنگ در كابل اين دانشگاه صاحب اعتبار را تبديل به ويرانه اى نموده است. در بازديد از اين دانشگاه مشاهده نمودم كه بر اثر جنگهاى بين احزاب ديوارهاى ساختمان اين دانشگاه شبيه لانه زنبوران گشته است. حتى بناى سنگى زيبايى كه بر آرامگاه سيد جمال الدين وجود دارد از آتش فتنه در امان نمانده سنگهاى مرمر زيبايى كه در آن بكار رفته است بر اثر اصابت گلوله شبيه آبكش شده است. درحين گشت و گذار در اين دانشگاه متوجه كتابخانه اين دانشگاه شدم كه شمار قفسه هاى خالى از كتاب بر قفسه هاى داراى كتاب برترى چشمگيرى داشت. متأسفانه قلب فرهنگى افغانستان از آنچه بر او رفته است به شدت جريحه دار شده است.

2ـ جرايد و نشريات:

جرايد و نشرياتى كه در ديگر كشورها معمول است, وجود ندارد معدود نشرياتى كه در كابل نشر مى شوند مربوط به احزاب و جريانهاى سياسى است كه در راستاى تبليغ وتمجيد از سران احزاب فعاليت مى كنند. البته نشريات نسبتاً مستقل هم وجود دارند كه در فرايند انتشار قرار مى گيرند كه اكثراً بعد از چاپ چند شماره به دليل مشكلات مالى تعطيل مى شوند.

از مجموع جرايد منتشره دركابل دو نشريه «آرمان ملى» و «انيس» به صورت روزنامه منتشر مى شوند و باقى به صورت هفته نامه، ماهنامه و گاهنامه به چاپ مى رسند كه همگى از حيث محتوا و كيفيت و هم از حيث تعداد كميت در سطح نازلى قرار دارند. شايد روزنامه «آرمان ملى» كه معروف تر از ساير نشريات است رقم شمارگان آن به عدد چهار رقمى نرسد. ضمناً تمام اين نشريات در محدوده كابل توزيع مى شوند كه به دلايل مذكور و پائين بودن سطح فرهنگى و معيشتى مردم از اقبال خوبى برخوردار نيستند. در واقع نشريات بدنبال خواننده مىگردند اما خواننده كمتر سراغ نشريات مى رود. تنها ماهنامهاى كه تقريباً در سطح افغانستان در دسترس علاقمندان كم شمار قرار مى گيرد «ماهنامه كليد» است كه به دوزبان فارسى و پشتو مطلب چاپ مىكند. سياست نشراتى اين نشريه آگاهى بخشى عمومى و امورات اجتماعى است. در شناسنامه اين ماهنامه آمده است كه كليد در بيست مركز از ولايت افانستان نمايندگى دارد.

اما وضعيت چاپ كتاب بدتر از نشريات است شايد در شرايط فعلى هيچ كتابى در افغانستان به چاپ نرسد. در مراجعه به تعداد معدودى از كتابفروشىهاى كابل و هرات متوجه شدم كه تقريباً تمامى كتابهاى موجود از كشورهاى ايران و پاكستان وارد شده اند هر چند كه نويسندگان آنها افغانى باشند. 3ـ ميراث فرهنگى:

 آنچه كه بر ميراث فرهنگى افغانستان رفته است نيازمند سوگنامه است افغانستان شاهراهى است كه تمدنهاى هندو، بودا و اسلام از آن عبور كرده است. آثار تاريخى فراوان و ارزشمندى كه در اين كشور وجود داشته مى توانست افغانستان را به يك قطب توريستى درآمدزا تبديل كند كه متأسفانه نه تنها اقدامى در طول سالهاى جنگ در جهت حفظ و نگهدارى اين آثار گرانبها صورت نگرفته است بلكه لطمات شديدى بر پيكر آثار تاريخى وارد آمده است. در ديدارى كه از آثار تاريخى چند شهر باستانى افغانستان داشتم جز اندوه و تأسف برايم نتيجهاى نداشت ارگ قديم هرات با چند قرن قدمت اكنون در خطر نابودى قرار دارد. در طول سالهاى جنگ از آن به عنوان پادگان نظامى استفاده مى شده كه همين امر باعث زيانهاى فراوانى شده است. بيش از ده مناره از منارههاى زيباى جام تنها چهار مناره موجود است كه به دليل بى توجهى مسئولان يا بهتر بگوئيم نداشتن مسئول در خطر نابودى كامل قرار دارند.

از سرنوشت بتهاى بى نظير بودا در باميان همگان اطلاع دارند. خبرهاى دريافتى از باميان حاكى است كه پروژه تخريب اين بتها هزينه گزاف و وقت زيادى را برده است. عاملين اين كار خصومت را با اين بتها به نهايت رسانده بطورى كه بر اثر انفجارات ديناميت كوه شكافته شده است هر چند خبرهايى از طرح مرمّت بتها به گوش مىرسد اما به گفته شاهدان شايد انجام اين كار هرگز ممكن نباشد. موزه معروف كابل با هزاران مجسمه و آثار هنرى با ارزش بوسيله گروههاى حاكم تاراج و به ديگر كشورها قاچاق شده است و آنچه كه باقيمانده به دليل طرز فكر خاص گروهى ديگر با بتهاى باميان هم سرنوشت شده اند. هر چند كه در اين اواخر دولت براى مرمت و تعمير اين مجسمه ها شروع به فعاليت نموده است اما به گفته مدير موزه كابل انجام اين امر نيازمند تلاشهاى زياد است.

داستان ديگر آثار باستانى و ميراث فرهنگى كه هويت تاريخى يك ملّت را ترسيم مى كنند در ساير اماكن و شهرها بهتر از آنچه ذكرشد نيست.

4ـ هنر:

 خوشبختانه ريشه هنرهاى هفتگانه به طور كلى نخشكيده است هرچند كه شاخ و برگ آن ريخته است. به ويژه هنرهاى دستى از قبيل خوشنويسى، نقاشى موسيقى و نگارگرى. تمام مراكز موجود هنرى در سراسر افغانستان انگشت شمار است. حتى در شهر كابل مركزيتى كه به طور جدى به اين مقولات بپردازد وجود ندارد. معمولا اساتيد بنام اين رشته ها در خارج به سر مى برند و آنان كه در داخل هستند با مشكلات زندگى دست و پنجه نرم مىكنندكه فرصت پرداختن جدى به هنرشان را ندارند. مثلا هنر خوشنويسى، هنر مورد علاقه مردم افغانستان است. اما امروزه مردم دل و دماغ پرداختن به آن را ندارند.

اما هجرت عدهاى به خارج و فراگيرى علوم و فنون و هنرهاى مختلف اين شانس را بر جاى گذاشته است كه افغانستان از استعداهاى بالقوه كاملا تهى نباشد اگر چه باب هنر مقوله اى است كه ذاتاً خلأ در آن راهى ندارد چه آنكه اين انسان است كه هنر را مى آفريند و آن را پرورش مى دهد فقط اين امر نيازمند فراغت كار و آرامش خيال است.

تنها هنرى كه آوازش از گوشه هاى افغانستان به گوش مى رسد موسيقى است. موسيقى هاى سنتى مرهمى بر آلام اين مردم است. حتى در مناطق دور افتاده افغانستان كسان و گروههايى هستند كه در اين رشته هنرى و لو به صورت غير حرفه اى بپردازند. در واقع دوده هايى كه از اجاق موسيقى در افغانستان برمى خيزد قابل مشاهده است كه به اين معنا است اجاق موسيقى روشن است هر چند كه ديگر غل غل نمى كند. در شهرهاى بزرگ تنور موسيقى داغ است گروههاى موسيقى در اشكال مختلف مشغول به كار و ضبط و پخش كاست هستند كه البته نوع حرام آن تفوق چشمگيرى دارد.

افغانستان در باب هنر هفتم يعنى سينما و تئاتر يد طولايى نداشته است اما سالهاى سياه فرصت ورود و رشد در اين رشته پرجذبه و طرفدار جهانى را سلب نموده است. مجموعه اى كه در كار توليد فيلم فعاليت كند وجود ندارد. اندك سينماهاى فرسودهاى كه فقط در چند شهر وجود دارد فيلمهاى خارجى بويژه هندى را نمايش مى دهند. جالب اينجاست كه حتى بدون دوبلاژ، اين فيلمها طرفداران زيادى دارد. اما راديو تلويزيون نيمه فعال هم فاقد برنامه هاى آموزنده و سرگرم كننده است. اين راديوها در چند ولايت روزانه سه ياچهار ساعت برنامه پخش مى كنند. تنها شبكه راديوى كه از كابل فراتر مى رود راديو كابل است كه به دو زبان فارسى و پشتو برنامه هاى خبرى و موسيقى پخش مىكند. شهرهاى كابل، مزار شريف و هرات داراى شبكه هاى تلويزيونى هستند كه در مقابل تلويزيونهاى ماهواره اى خارج آخرين گزينه قرار مى گيرند. در مجموع چرخ هنر همچون ديگر زمينههاي فرهنگي به شدت ميلنگد.