|
 |
|
 |
راز
آن « نعمت» بزرگ
نگاهی دوبراه به رخداد غدیر
جواد رفیعی
ارزش و اهميت وقايع و رخدادهاي تاريخي رابطه جدي
با ميزان نقش و تأثير آن در زندگي بشر دارد. از اين رو، رخدادهايي مانند پيدايش
يك دين و آئين و يا يك حاكميت متفاوت و يا يك نوآوري و خلاقيت در عرصه علوم و
يا اختراع مهم كه تأثيري جدي و تحولي بنيادين در زندگي انسان برجاي گذاشته، در
صفحه خاطرات تاريخ ثبت و ضبط گرديده است.
رخداد غدیر نيز از آن جهت كه موجب بقاي دين خداوند در سه امر گيتي شده
و ماندگاري و پايايي آن را تا پايان تاريخ تضمين و تأمين كرده است، از چنين
ويژگي برخوردار است. تلاشهاي فراواني در حداقل دو سده آغازين آيين اسلام براي
هدم آثار و انكار محتوا و يا تحريف آن به عمل آمده است و اين حركت نافرجام در
سلطه هاي ديگر نيز همچنان در برنامه عملي مخالفان قرار داشته و دارد.
اما با وجود اين همه اهتمام در انكار و تحريف، حقيقت و واقعيت، اين
رخداد ارجمند چنان در آثار و مكتوبات فريقين انعكاس يافته كه راه را بر هر نوع
ترديد در آن مسدود ساخته است.
مرحوم علامه اميني در كتاب ارزشمند الغدير، دهها تن از دانشمندان اهل
سنت را از رشته هاي مختلف علوم ديني از مورخان و تاريخ نگاران و محدثان و
صاحبان سنن و صحاح و مفسران و صاحب نظران علوم قرآني و متكلمان و اهل ادب ولغت
را كه همگي از پيروان اهل سنت هستند، نام مي برد كه در آثار خود بنوعي از واقعه
غدیر نام برده و به حديث غدیر در آثار خود به صراحت اشاره كرده اند.
گرچه برخي از آنان ضمن نقل اصل رخداد و يا متن حديث معروف و متواتر
غدیر براي تأويل و توجيه آنچه در عمل اتفاق افتاد نيز كوشيده اند.
اهميت محتوايي اين حادثه تاريخي بسياري از عالمان اسلامي و محدثان و
تاريخ نگاران را به تأليف آثاري مستقل و مبسوط در اين زمينه واداشته است تا در
ضمن آن به مباحث تاريخي، كلامي، تفسيري و رجالي مربوط به حديث غدیر و ارزش و
جايگاه واقعه غدیر بپردازند. شاهكار اين آثار و اوج قله تحقيق در اين، اثر
ارزشمند علامه اميني(1320-1390 ه ق) است.
سيري كوتاه بر تاريخ غدیر
چنانكه مي دانيم، واقعه غدیرخم ومعرفي امام علي(ع) به عنوان جانشين
پيامبر در سال دهم هجرت در مسير بازگشت از مناسك حج اتفاق افتاد. اين سفر به
دليل وفات پيامبر اكرم(ص) سه ماه پس از انجام اين فريضه «حجةالوداع» نام يافت.
اين حادثه در تاريخ هجدهم ماه ذي الحجه و در محلي به نام غدیرخم اتفاق
افتاد. در آن روز پيامبر مكرم(ص) بنا به حكم فوري و مؤكد خداوند متعال دستور
توقف و تجمع حج گزاران را صادر كرده و در جمع آنان خبر از دريافت دستور معرفي
جانشين پس از خود داده و علي(ع) را به عنوان جانشين خود به مردم معرفي كردند.
آن حضرت در اين مراسم در ضمن صحبت فرمودند: هر كه را من مولا و راهبرم
پس از من علي(ع) مولا و راهبر اوست. خدايا، دوستدار او را دوست داشته و دشمنانش
را دشمن بدار ... و حق را بر مدار علي قرار ده. سپس از مردم خواستند تا حاضران
در مراسم، تعيين جانشيني علي(ع) پس از پيامبر را به اطلاع ديگر مسلمانان
برسانند.
با مروري اجمالي به آنچه در غدیرخم اتفاق افتاد، پرسشهاي مهمي به ذهن
انسان خطور مي كند. از جمله آنكه:
1- اين همه اصرار بر ابلاغ دستور خداوند بر مردم در اين سفر براي
چيست؟
2- چرا آيه ولايت، عدم ابلاغ پيام خداوند در آن روز را در حكم عمل
نكردن به وظيفه رسالت از سوي پيامبر(ص) مي داند؟
محتواي پيام آن روز چه بوده است كه عدم انجام آن مهمتر از 23 سال تلاش
مداوم پيامبر(ص) براي بنياد نهادن دين مقدس اسلام قلمداد گرديد؟
4- چرا خداوند متعال در قبال ابلاغ اين پيام به پيامبر دلداري مي دهد
كه خداوند تو را از گزند مردم حفظ خواهد كرد؟
بررسي
و تحليل كلامي غدیر
براي يافتن پاسخ مناسب براي اين پرسشها بايد به بررسي و تحليل كلامي
محتواي واقعه غدیر و آيه ولايت پرداخت.
در آيه 67 از سوره مائده كه معروف به آيه ولايت است، مي خوانيم:«اي
پيامبر آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده است، به مردم برسان. اگر چنين نكني
امر رسالت او را ادا نكرده اي.
تمام عالمان مفسران شيعه نزول اين آيه را در هجدهم ذي الحجه سال دهم
هجري مي دانند و اكثريت عالمان اهل سنت نيز در اين باب با عالمان شيعي همراهند.
علامه اميني (ره) سي تن از مفسران و محدثان اهل سنت را با ذكر سند نام
مي برد كه همگي بر نزول اين آيه در باره امام علي(ع) در روز غدیر تصريح دارند.
از اين آيه چنين استفاده مي شود كه اولاً آنچه پيامبر بر اساس اين آيه
مأمور به ابلاغ بر مردم شده است، اهميت فوق العاده اي دارد و ثانياً پيامبر
اكرم(ص) از ابلاغ آن در شرايط حجةالوداع بيم داشته است.
اينك بايد ديد كه آن امر مهم و فوق العاده چيست كه عدم ابلاغش برابر
با عدم انجام وظيفه رسالت است
وظايف پيامبر(ص)
براساس اعتقاد مسلمانان، پيامبر اعظم(ص) به عنوان خاتم پيامبران وظيفه
داشتند تا نهايي ترين آيين الهي را به عنوان آيين ماندگار و جاويدان در ميان
بشر نهادينه سازند. ايشان افزون بر ابلاغ وحي و انجام وظيفه رسالت ابعاد و
زواياي آيات الهي و احكام و مسائل ديني و اجتماعي اسلام را تبيين مي نمودند و
با بيان فروعاتي، روح وحي را براي مخاطبان خود تفسير مي كردند و مردم بر اساس
فرمان صريح خداوند منان وظيفه داشتند آنچه را پيامبر اكرم(ص) براي آنان بيان مي
نمايند بپذيرند و از آن پيروي كنند و از آنچه آنحضرت نهي مي كنند و از آن باز
مي دارد، بپرهيزند. (حشر آيه 6)
آن حضرت در كنار مسؤليت پر اهميت ابلاغ وحي و تبيين و تشريح آن، داراي
مقام والاي ولايت نيز بود و بر مسلمانان نوعي سرپرستي و حاكميت داشت و حتي
بنابر نص صريح قرآن، از خود مؤمنان نسبت به آنان تقدم داشتند و سزاوارتر بودند.
(مائده/ 55)
با توجه به اين سه منصب و مسؤليت حساس و پر اهميت، دين الهي پيروان
دين و راهبري آن تا سر منزل مقصود، پس از رحلت پيامبراكرم(ص) چه سرنوشتي بايد
مي داشت؟ آيا حكيمانه بود كه بيش از دو دهه رنج و تلاش آخرين فرستاده الهي بدون
هيچ اقدامي براي تضمين سلامت و بقاي آن و بدون معرفي هيچ جانشين و راهبري پس از
پيامبر به حال خود رها گردد؟
آيا تمام ابعاد و زواياي دين و همه ريزه كاريهاي آن در زمان پيامبر
براي مردم بيان شده بود. آيا آيين نوپاي اسلام مصونيت لازم را از تحريف و دست
اندازي دشمنان به دست آورده بود؟
طبيعي است، هر انسان داراي عقل سليم با اندك تأملي اذعان مي كند كه
اولاً با آن همه درگيريها و هجمه ها و آن سان گرفتاري و مشكلات طاقت فرسا كه
پيامبر اكرم(ص) و آيين اسلام با آن رو در رو بود، فرصت كافي را براي تبيين و
تفسير همه زواياي احكام و مسائل اسلامي در تمامي ابعاد آن باقي نگذاشت و ثانياً
به فرض اينكه چنين كاري در دوران 23 ساله نبوت پيامبر(ص) فراهم باشد، باز هم
تداوم اين حركت و تطبيق احكام و موازين ديني بر امور مردم در اعصار و قرون
مختلف ايجاب مي كرد تا راهبري دين به دست توانايي كه در غياب رسول(ص) مسؤوليت
هدايت مردم را بر مبناي دستورهاي الهي عهده دار گردد، سپرده شود. بي ترديد،
بدون معرفي راهبري توانا و مصون از لغزش و خطا و رها كردن آيين نوپاي الهي به
حال خود، به تعبير كلاميان موجب نقض غرض و بازماندن دين از مسير تكامل و تعالي
بود. و از اين رهگذر عدم تعيين امام و هدايتگر است و زمامدار دين و دينداران به
مثابه انجام ندادن وظيفه رسالت و به ثمر نرسيدن تلاشهاي چند ساله پيامبر و
بلاتكليفي مسلمانان و پيروان اسلام پس از آن حضرت بود.
ويژگي
جانشين پيامبر(ص)
چنين ولي و راهبري بايد مي توانست همه مسووليتهاي پيامبر را به جز
نبوت و ابلاغ رسالت كه وظيفه ويژه پيامبر(ص) بود بردوش گيرد و به سرانجام
رساند.
آيا مردم مي توانستند به خودي خود و بدون هدايت خداوند و پيامبر
راستينش چنين فرد توانمندي را بشناسند و به او روي آورند؟ آيا آنان مي دانستند
كه چه كسي از خطا و لغزش مصونيت دارد و مي تواند تمام ابعاد و زواياي آموزه هاي
ديني را به صواب بازشناسد و براي مردم تبيين كند؟ آيا عقل بشر به طور طبيعي به
چنين شناختي راه دارد؟
و آيا هدايت امر امت و راهبري دين حق جز با توانايي هاي يادشده ممكن و
قابل انجام است؟
با اين تفاصيل، بخوبي مي توان بر حقيقت تفسير محققان شيعي و تأييد
عالمان منصف اهل سنت اذعان داشت كه اتمام رسالت پيامبر و نهايي شدن آن، تعيين
جانشين و راهبر راستين امت پس از پايان دوران رسالت پيامبر خاتم بود تا امر
ابلاغ وحي به اتمام رسد و پايه هاي دين با نصب ولي امين استوار گردد؛ ولي حقي
كه سكان هدايت سفينه دين و خيل مسلمانان را تا سرمنزل مقصود به دست گيرد و آن
را از گرداب هولناك انحراف و التقاط و تحريف نجات بخشد.
فلسفه اصرار سفيرحق بر آن بشير و نذير نيز استفاده از فرصت اجتماعي
خيل حج گزاران از بلاد و اكناف سرزمين اسلامي بود كه پس از آن ديگر چنين فرصتي
در ماههاي اندك باقي مانده عمر حضرت ختمي مرتبت(ص) به دست نمي آمد.
از اين رو، اين امر مهم بايد با فوريت به سمع مردم رسانده مي شد. مفاد
پيام نيز اعلام ولايت امام علي(ع) به معناي جانشيني آن حضرت پس از پيامبر(ص)
بود، نه درخواست اينكه مردم پس از پيامبر، علي(ع) را فقط دوست داشته باشند.
چرا كه تنها دوست داشتن و اظهار محبت در عين ارزش و اهميت نياز به
چنان تأكيدي از طرف خداوند متعال و چنين بيمي از طرف پيامبر(ص) نداشت و كمال
دين و انجام وظيفه رسالت درگرو ابلاغ آن نبود.
پيشينه
اعلام جانشيني علي(ع)
گرچه اعلام جانشيني علي(ع) پس از پيامبر و وصايت آن حضرت از سوي
پيامبر انحصار به روز غدیر نداشت و سابقه آن به سالهاي آغازين رسالت پيامبر باز
مي گردد
و بارها در طول رسالت 23 ساله پيامبر(ص) بر اين موضوع
اشاره و تأكيد شده است، اما اعلام عمومي آن در روز غدیراز سويي صحه گذاشتن بر
سوابق اين امر و از سوي ديگر بيانگر اهتمام خداوندمنان بر ابلاغ عام آن و از
ديگر سوي اكمال دين و اتمام نعمت الهي بر مردم بود كه سرنوشت دين و امور
مسلمانان را به دست زمامداري شايسته بسپارد تا آنان را در جهت رسيدن به مقصد و
مقصود به گونه اي بايسته هدايت نمايد.
پيامبر(ص) و ابلاغ ولايت
از مفاد آيه 67 سوره مائده چنين برمي آيد كه وجود مقدس پيامبراكرم(ص)
نسبت به ابلاغ امر جانشيني حضرت علي(ع) در آن شرايط، بيمناك، بوده است.
از اين رو، آن حضرت ابلاغ آن را تا ايجاد فرصتي مناسب به
تأخير مي انداختند. اگر آن حضرت از عواقب ابلاغ جانشين پس از خود بيمناك
نبودند، لزومي نداشت اعلام نكردن آن در روز غدیر و در اولين فرصت ممكن، به
منزله ادا نكردن امر رسالت باشد.
البته، مسلم است اين خوف، ترس شخصي و يا ترس پيامبر بر جان خويش نبود،
زيرا پيامبر اسلام(ص) بارها براي حمايت از كيان اسلام در جنگهاي هولناك بت
پرستان و معاندان شركت جسته و در سخت ترين لحظات جنگ، پايداري و مقاومتهاي
جانانه كرده است.
بيمناكي پيامبر بنا به نظر مفسران از آن بود كه ممكن بود شياطين انس و
منافقان قسم خورده اسلام و فرصت طلبان زشت كردار با ابلاغ جانشيني امام علي(ع)
پس از پيامبر(ص) آن را بر نتافته و فتنه گري آغاز كنند و اين امر موجب تضعيف
دين و كيان مسلمانان گردد.
اما وعده خداوند بر حفظ پيامبر از مردم عملي شد و فرصت طلبان در آن
روز نتوانستند فتنه انگيزي كنند، بلكه در ظاهر با امام علي(ع) بيعت كردند.
خلاصه و جمع بندي
حاصل آنكه، براساس ديدگاه عالمان وارسته شيعي و تأييد منصفان و غير
معاندان از اهل سنت، نخست، واقعه غدیر امري ترديد ناپذير است؛ دوم، در آن روز
ولايت امام علي(ع) بر مؤمنان چونان ولايت پيامبر بر آنان به دستور خداوند و از
سوي پيامبر براي مردم حاضر در غدیر بيان شد؛ سوم، مفهوم ولايت نه تنها دوستي و
محبت بر امام علي بلكه پذيرفتن جانشيني آن حضرت پس از پيامبر نيز بود؛ چهارم،
اعلام چنين ولايتي براي امام علي(ع) به منزله كامل شدن دين و تمام شدن نعمت
الهي بود كه اين امر را نزول آيه 3 سوره مائده پس از اعلام ولايت مولي علي(ع)
تأييد مي كند. در بخشي از اين آيه مي فرمايد: امروز دين شما را به كمال رسانيدم
و نعمت خود را بر شما تمام كردم.
عيد بودن روز غدیر
با توجه به تمام شدن نعمت خداوند بر انسان در چنين روزي و كامل شدن
دين با تعيين جانشين براي مقتداي مسلمانان، طبيعي است چنين روزي نه تنها براي
شيعيان بلكه براي همه مسلمانان روز عيد باشد، چنانكه ابوريحان بيروني در القرون
الخاليه آن را عيد اهل اسلام مي شمارد.
از اين رو، غدیراز گرامي ترين روزها و عزيزترين آنها در باور شيعي
است و اكرام و گراميداشت آن، گراميداشت مقام امامت علي(ع) و موسم اتمام نعمت
خداوند بر بندگان خويش است.
البته، منصفان از اهل سنت نيز بر عيد بودن اين روز اذعان و اعتراف
دارند و آن را عيد عموم اهل اسلام بر مي شمارند.
پی نوشت ها
-
ر.ك: علامه اميني/ الغدير/ ج 1 / صص 30-25