توان اقتصادی و اولويتهاي اقتصادی در افغانستان
مقدمه
افغانستان کشوري که بعد از دو دهه جنگ و ويراني اکنون با بنياد
ساختاري ويران اقتصادي و مردمي خسته از جنگ، به شدت مشتاق
بازسازي و ترميم صدمات اين ويرانيهاست.
و در اين ميان با توجه به اقدامات جامعه بين الملي براي
بازسازي و اعطاي کمکهاي مالي و نظامي در اين زمينه اين توجه و
دقت را ميطلبد که نسبت به پروژههاي بازسازي و اقداماتي که
دولت اتخاذ ميکند، اولويت بندي و ملاحظه شرايط و امکانات و
استعدادهاي کشور را در نظر بگريم.
در اين مقاله ابتدا به بيان ظرفيتهاي اقتصادي بالقوه و
مزيتهاي اقتصادي و ذخايرطبيعي ثروتهاي ملي کشور به طور مختصر
اشاره شده است، در ادامه به بيان اولويتهاي اقتصادي با توجه به
اين شرايط خاص و ويژه کشور ميپردازيم. پرسشهاي مهمي که در اين
تحقيق به دنبال پاسخ آنيم عبارتند از:
شرايط و ويژگيهاي خاص وتواناييهاي ويژة و بالقوه اقتصادي
افغانستان چيست؟
در مجموعه كلان بازسازي، چه پروژهها و طرحهايي اولويت بيشتري
دارند؟
مهم ترين عامل بيكاري، در افغانستان چيست؟ كه طبعاً اين بحران
بيكاري به نوبه خود موجب گسترش فقر و ناهنجاريهاي اجتماعي
ميشود.
شرايط ويژة و بالقوه اقتصادي افغانستان
به عنوان اولين ويژگي اقتصادي افغانستان به کشفيات جديد ذخاير
نفت و گاز در شمال افغانستان ميتوان اشاره کرد، که به گفته
محمد صديق ايشان، وزير معادن و صنايع افغانستان نتيجه يک و نيم
سال تحقيق مشترک کارشناسان افغان و آمريکايي اين بوده است که
کشفيات جديد ذخاير نفت و گاز در شمال افغانستان 18 برابر چيزي
است که قبلا پيش بيني ميشده است. و يک شرکت تحقيقات زمين
شناسي آمريکا اعلام کردهاند که مقدار اين مواد به ۴۴۴ ميليارد
متر مکعب گاز وبيش از يک و نيم ميليارد بشکه نفت ميرسد که در
حوزههاي آمو و مرز ميان افغانستان و تاجيکستان قرار دارد.
او گفت تحقيقات مشابه به منظور يافتن ذخاير جديد نفت در ساير
ولايات از جمله هرات، فراه، جوزجان و بدخشان نيز آغاز شده
است.مقامات وزارت معادن و صنايع افغانستان ميگويند کشف اين
ذخاير سبب تشويق سرمايه گذاران خارجي و داخلي در اين زمينه شده
و تاکنون بيش از دو صد شرکت براي کار روي اين پروژه به وزارت
معادن و صنايع افغانستان درخواست داده اند.گفته ميشود ذخاير
تازه کشف شده، کاملا دست ناخورده است.
بدين ترتيب احتمال دارد که اين کشف جديد شرکتهاي استخراج نفت و
گاز را به سوي افغانستان بکشاند.
دکتر منوچهر تکين، از مرکز مطالعات جهاني انرژي در لندن در
اين باره ميگويد:" اگر نتايج اين تحقيقات تأييد و عملاً اقدام
به استخراج اين منابع شود، افغانستان ميتواند توليد نفتي به
ميزان حدود ۳۰۰ هزار بشکه نفت در روز داشته باشد، که در اين
صورت ميتواند بخش مهمي از نيازهاي داخلي اين کشور را تأمين
کند".
افغانستان از نظر معادن و ذخاير زيرزميني، کشوري نسبتا غني
محسوب ميشود که ذخاير آن عمدتا دست نخورده باقي مانده است.
مجموع ذخاير كشف شده نفت:80ميليون
بشكه,
مجموع ذخاير نفت قابل استحصال300ميليون بشكه
,
بهمراه145ميليون بشكه نفت سنگين.
و مجموع ذخاير كشف شده گاز:حدود5تريليون
فوت مكعب(TFC)و
مجموع ذخاير قابل استحصال در حدود9/6تريليون فوت مكعب(TFC)
با توجه به اينكه در جوار مرزهاي شمالي و شمال غربي افغانستان
در كشورهاي ازبكستان، تركمنستان و ايران وجود ميادين نفت و گاز
به اثبات رسيده و يا در حال بهرهبرداري ميباشد. لذا احتمال
وجود ادامه اين ميادين در افغانستان نيز وجود دارد. بنابراين
دولت ميتواند با سرمايه گذاري و اكتشاف اين ميادين به استخراج
آنها بپردازد. در اين راه استفاده از امكانات پيشرفته لرزه
نگاري ارتباطات كامپيوتري و ماهوارهاي كمك بسيار خوبي
ميباشد.
آشنايي با مهمترين معادن فلزي افغانستان
) معدن بزرگ آهن حاجي گک (يا آجيگک در باميان)
) معدن بزرگ آهن حاجي گک (يا آجيگک در باميان)
اين معدن که بزرگترين معدن آهن در افغانستان ومنطقه قلمداد شده
است، در شمال غربي کابل ودرشرق باميان (Nْ34)
واقع شده است وسنگ معدن آن بصورت لايه اي در درون سنگهايي به
سن پروتروزوئيک قرار دارد وعمدتاً از هماتيت(ّFe2O3)
و مگنتيت(Fe3O4
) تشکيل شده است.
2) معدن سرب فرنجل غوربند
اين معدن در 133 کيلومتري شمال کابل در درهّ ي غور بند
واقع شده است وداراي سابقه تاريخي استخراج ميباشد. سنگ معدن
آن هم گالن (Pbs)
ميباشد .عيار سرب 9% وعيارروي (Zn)
3% ميباشد.مقدار ذخيره قطعي 221هزارتن سرب ميباشد .
) معدن سرب وروي بي بي گوهر قندهار
اين معدن در کوه بي بي گوهر قندهار در منطقه خاکريز قندهار
(به فاصله 82 کيلو متري شمال قندهار) واقع شده است.از نوع
هيدروترمالي ميباشد و رگه اصلي داراي کانيها ي سرب وروي به
طول 50 متر وعرض 10 متر ميباشد .اين رگه که در کنتا کت سنگهاي
آذين (مو نزونيت ) و سنگهاي آهک بوجود آمده است، ممکن است از
نوع پور فيري يا اسکارن باشد. در سالهاي 1949 و1950 اين معدن
توسط کارشناسان کمپاني" موريسن" مورد حفاري و نمونه برداري
قرار گرفته است.
مقامات وزارت معادن وصنايع افغانستان معدن مس عينک نزديک به ۱۳
مليون تن مس دارد که سالانه دوصد ميليون دلار به اين کشور مفاد
ميرساند.وزارت معادن و صنايع افغانستان ميگويد معدن مس عينک
لوگر از جمله معادن بزرگ مس جهان است که استخراج آن در غناي
اقتصادي افغانستان بسيار موثر است.معدن مس عينک در 3۰ کيلومتري
شمال کابل در ولايت لوگر موقيعت دارد که به گفته مسئولان وزارت
معادن و صنايع افغانستان به دو بخش مرکزي و غربي تقسيم
ميشود.وزير معادن و صنايع گفت افزون بر اين دو بخش در
قسمتهاي جوخر ودربند در نزديکي عينک نيز موجوديت مس تخمين شده
است. آقاي عادل افزود: "در بخش مرکزي معدن عينک ۵ ميليون تن مس
از نزديک به ۲۴۰ ميليون تن سنگ موجود استخراج ميشود و همچنين
از بخشهاي جوخر ودربند نيز در حدود ۲ ميليون تن مس ميتواند
استخراج شود."ولي گمان ميرود که اين رقم به بيش از ۲۰ ميليون
تن هم برسد چرا که به گفته آقاي عادل مطالعاتي که در اطراف
معدن مس عينک انجام شده نشان ميدهد که در مناطق اطراف معدن مس
عينک نيز مس وجود دارد.
بسياري از اين کارشناسان بر اين باور هستند که استخراج معادن
افغانستان ميتواند در تحول اقتصادي آن بيش از زراعت و صنعت
نقش داشته باشد!
.بنا برمعلومات ارايه شده ازسوي رياست معادن وصنايع هرات ،با
توجه به نتايج ارزيابيهاي انجام شده درسال ١٣٥٥ وجود چهار نوع
سنگ مرمر(سفيد،نباتي،ابره وگرانيت ) با کيفيت بالا درچشت شريف
به طول نيم کليومتر وعرض صد متر وظرفيت نه ونيم ميليون متر
مکعب تشخيص گرديده . اما مطالعاتى که اخيرا درآن منطقه صورت
گرفته است طول اين معدن را اضافه از بيست کيلومتربرآورد نموده
است. معدن چشت شريف درحدود ١٨٠ کيلومتري شرق شهرهرات موقعيت
دارد. عليرغم استخراج غيرفني وضايعات زياد ،بازار داخلي سنگ
مرمر چشت شريف درهرات وبعضى ولايات همجوارهمچنان گرم و ارزشمند
است تا جاييکه به گفته مسوولين رياست معادن و صنايع، هم اکنون
هرمترمربع اين سنگ حدود ٢٤٠٠ افغاني بوده درحالي که نوع خارجي
آن به کمتر از نصف اين قيمت به فروش ميرسد هرات ازلحاظ داشتن
معادن مختلف ازجمله طلا،برايت ،شيشه ،آهن،مس و... ازجمله
ولايات غني کشور بحساب ميآيد.
استخراج لاجورد و سنگهاي قيمتي
لاجورد از جمله احجار نيمه قيمتي ايست که از ان براي مسايل
تزئيني مثل تزئين اثار ، خانهها ، قصرها ، اجناس قيمتي و نگين
زيورات ، استفاده ميشود .به گفته مقامات وزارت معادن ، از درک
استخراج لاجورد معادن کران و منجان که از جمله بهترين لاجورد
دنياست ، سالانه مليونها دالر عايد دولت افغانستان ميشود
وي گفت : بهترين معادن لاجوردي که جهان با ان اشنايي دارند ،
در امريکايي جنوبي است ولي لاجورد ما بالاتر از لاجورد امريکاي
جنوبي است .به گفته سخنگوي وزارت معادن ، لاجورد افغانستان حتي
در قسمتهاي تزئيني تابوتهاي فراعنه مصر نيز ديده شده است
.علومي ميگويد : مقدار لاجورد معادن کران و منجان تا بحال
مشخص نشده است ولي دولت ميتواند با استخراج لاجورد اين معادن
، ساليان متمادي پول گزافي بدست اورد .
مقامات وزارت معادن به اين باوراند که استخراج فني لاجورد کران
و منجان علاوه از اينکه سالانه مليونها دالر را به دولت عايد
ميکند ، از استخراج و قاچاق ان به پاکستان نيز ميکاهد
) معادن طلاي افغانستان
بطور کلي معادن طلاي افغانستان در منطقه بدخشان ،منطقه
قندهار ومنطقه غزني شناسايي شده اند:
1- معدن طلاي "راغ " بدخشان
2- معدن طلاي "سمني" تخار
3- معدن طلاي " زر کشان " در مقر غزني
4- معدن طلاي "کهنه سنگ " زابل
علاوه بر اين در حوزه رود خانه کوکچه (بدخشان )مقدار زيادي
طلا به صورت زر شويي استحصال ميگردد.
رود هلمند در افغانستان از جمله بزرگترين رودهاي افغاستان به
شمار ميرود
اميدواريم هر چه زودتر از هدر رفتن آب اين رودخانه و سرازير
شدن آن به كشورهاي بيگانه جلوگيري شود و باعث رشد و شكوفايي
زمينهايي كشاورزي در كشورمان شود.
افغانستان با داشتن ارتفاعات زياد و كوههاي سربه فلك كشيده و
بلند داراي درياها و آبشارهاي زياد ميباشد. درياهاي
افغانستان براي توليد برق منابع اقتصادي و آسان تشخيص گرديده
است.
خط لوله گاز تركمنستان - افغانستان - پاكستان سالانه ۲۰
ميليارد متر مكعب گاز طبيعى را از حوزه گازى «دولت آباد» در
جنوب شرقى تركمنستان حمل خواهد كرد.
شركت آمريكايى «يونوكال»، صاحب قبلى حوزه دولت
آباد(تركمنستان)، در اكتبر سال ۱۹۹۷ اعلام كرده بود كه اين
حوزه حاوى بيش از ۷۰۸ ميليارد مترمكعب گاز طبيعى است.
هزينه احداث اين خط لوله از مرز بين تركمنستان و افغانستان
تا مولتان حدود ۲/۹
ميليارد دلار و از آنجا تا مرز هند حدود ۶۰۰ ميليون دلار
برآورد شده است.
اجراى اين طرح درمقايسه با طرح خط لوله گاز ايران - پاكستان
- هند، با توجه به حمايت بانك توسعه آسيا از آن، راحت تر
خواهد بود.
بنابه گفته اين مقامها، طرح خط لوله گاز تركمنستان -
افغانستان - پاكستان - هند همچنين باخطر تحريم شركتهاى مالى
و فنى آمريكايى و اروپايى مواجه نخواهد بود.
مهمترين
رودهاي کشور عبارتند از:
1- آمودريا (جيحون) از کوههاي پامير سرچشمه گرفته و حدود 1126
کيلومتر از آن در قسمت مرزهاي شمالي کشور با
تاجيکستان،ازبکستان و ترکمنستان ميباشد و قسمتهايي از آن
قابل کشتيراني است در سواحل آن رودخانه شيرخان بندر و بندر
حيرتان قرار گرفته، که کالاهاي صادراتي يا وارداتي افغانستان
به ممالک آسياي ميانه از اين طريق مبادله ميشود.جيحون داراي
آبشارهاي متعدد است و براي توليد نيروهاي هيدروليک قابل
استفاده است.
2- هيرمند (هلتمند): از کوههاي يغمان در غرب کابل سرچشمه گرفته
و 1400 کيلومتر طول دارد و در جنوب غربي افغانستان قسمت کمي از
مرز مشترک ايران و افغانستان را تشکيل ميدهد و مهمترين منبع
تامين آب درياچههاي سيستان و بلوچستان و اراضي زراعي شمالي آن
است.
3- هريرود- از کوه بابا در مرکز افغانستان سرچشمه گرفته، از
هرات ميگذرد و در شمال غربي کشور اندکي از مرز مشترک ايران و
افغانستان را تشکيل داده سرانجام در ريگزارهاي ترکمنستان فرو
ميرود. 1230 کيلومتر طول داشته و داراي آبشارهاي متعدد است و
براي توليد نيروي برق مناسب است.
4- کابل رود: از کوههاي شرقي سرچشمه گرفته از وسط دو شهر مهم
«کابل» و «جلال آباد» عبور کرده وارد خاک پاکستان ميشود و به
رود «سند» ميريزد.
5- درياي پامير
افغانستان از صادر کنندگان قديمي فرش در جهان است. از وضعيت
صادرات فرش افغانستان در سالهاي اخير به دلايل شرايط سياسي
خاص اطلاعي در دست نيست. بر اساس آخرين آمار و اطلاعات موجود
در سال 1980 مقدار توليدات 000/440 متر مربع به ارزش 72 ميليون
دلار بوده است.
بر اساس اطلاعات سالهاي گذشته مهم ترين منطقه براي جذب
فرشهاي افغاني از نظر مقدار آسيا و از نظر ارزش اروپا بوده
است. کشورهاي اروپايي عمدتاً خواهان فرشهاي گرانقيمت و
کشورهاي آسيايي کشورهاي و آمريکايي خواستار فرشهاي نسبتاً
ارزان قيمت افغاني بوده اند. از ميان کشورهاي آسيايي کشورهاي
عربستان سعودي و کويت و از ميان کشورهاي اروپايي کشورهاي
آلمان و سوئيس مهم ترين وارد کنندگان فرشهاي افغاني ميباشند.
هر چند فرشهاي افغاني ريشه در سنتهاي قديمي فرشبافي افغانستان
دارند، اما به عنوان محصولي کاملاً جديد مطرح هستند. فرشهاي
جديد با توجه به سليقه مصرف کنندگان و روند کلي موجود در
بازارهاي جهاني فرش، طراحي و توليد ميشود. افغانستان
قرنهاست توليد کننده فرشهايي است که به خاطر ظاهر بخصوصشان
شهرت يافته اند. اما فرشهاي افغاني که بر اساس طرحهاي جديد
بافته ميشوند. با محصولات سنتي و قديمي تفاوتهاي اساسي
دارند.
در چند سال اخير ، فرشهاي افغان جايگاه ويژه اي در ميان
فرشهاي دستبافت صادراتي پاکستان به دست آورده اند و نه تنها
بازارهاي آمريکا ، بلکه بازار اروپا نيز علاقه روزافزوني نسبت
به اين گونه فرشها نشان ميدهد و به نظر متخصصان ، اين روند در
سالهاي آتي نيز ادامه خواهد يافت.
تاسيسات برق آبي افغانستان:
افغانستان تعداد زيادي فابريكههاي توليد برق آبي دارد كه
مهمترين آنها قرار ذيل ميباشد:
فابريكه برق جبل السراج: در سالهاي 1290 و 1293 هجري شمسي به
كمك متخصين انگليسي سروي و نقشه برداي شد. با نصب دو توربين به
ظرفيت 1500 كيلووات در سال 1300 ه.ش به فعاليت آغاز نمود.
دستگاههاي برق چك وردك:
در جريان سالهاي 1319 و 1324 دو بند برق آبي يكي در وردگ و
ديگري بالاي درياي كندز تاسيس گرديد. بند برق چك وردگ كه 2900
متر بلندتر از سطح بحر اعمار گرديد آب دريا از ارتفاع 28 متر
بالاي توربين آن ميريخت. اين دستگاه داراي سه توربين بوده و
ظرفيت آن به 3000 كيلووات ميرسيد.
دستگاه توليد برق پلخمري:
نخستين دستگاه برق پلخمري كه در سال 1320 به فعاليت آغاز نموده
بود داراي ظرفيت 4800 كيلووات برق بود.
بند نامبرده بالاي درياي كندز در شمال هندوكوش موقعيت داشته و
600 متر بلندتر از سظح بحر تاسيس گرديد. آب دريا از ارتفاع 107
متر بالاي توربين ميريخت كه اندازه آب در اين قست به 60 متر
مكعب در ثانيه ميرسيد.
دستگاه برق سروبي:
بند برق سروبي 25 كيلومتر دورتر از نقطهايكه درياي پنجشير و
كابل با هم يكجا ميشوند به ارتفاع 1596 متر از سطح بحر تاسيس
گرديد. اين دستگاه در گذشته با داشتن دو توربين كه هر كدام آن
ظرفيت توليد 1100 كيلووات برق را داشتند و توليدات مجموعي آنها
2200 كيلووات ميرسيد. بند برق سروبي دو امتياز مهم دارد:
اول اينكه مركز كابل و مراكز صنعتي نزديك به آن واقع شده و
ديگر اينكه مجراي درياي كابل در قسمت تنگه ابريشم واقع گرديده
و داراي طول و شيب زياد ميباشد كه با داشتن اين وضع طبيعي
ميتواند در هر چند متر شيب را ميتواند سركوب كند و بدين
ترتيب امكان دارد از بند موجود براي به كار انداختن دستگاههاي
دوم و سوم وچهارم نيز استفاده شود. به اين معني كه قسمتهاي
پائيني طوري ساخته شدهاند كه بدون آنكه به دريا سرازير شود با
اعمار كانالهاي دوم و سوم آب به توربينهاي دوم و سوم بريزد و
دستگاههاي نامبرده فعال گردد.بند برق
نغلو:
بند برق نغلو در 70 كيلومتري شرق كابل و يا در 10 كيلومتري بند
برق سروبي يك و نيم كيلومتر دورتر از نقطه تقاطع درياي كابل و
پنجشير واقع ميباشد كار تعمير آن در سال 1339 شروع و در ماه
جوزاي سال 1346 تكميل گرديد.
دستگاه برق نغلو از دستگاههاي بزرگ و مهم افغانستان به شمار
ميرفت در ابتدا با نصب سه توربين ظرفيت توليد آن 76000
كيلووات پيشبيني گرديده بود اما با نصب توربين چهارمي توليد
آن به 97500 كيلووات افزايش پيدا كرد.
بند نغلو 106 متر ارتفاع دارد كه ذخيره آب آن به 530 مليون متر
مكعب بالغ ميگردد و تقريبا به مساحت 16 كيلومتر مربع زمين را
در بر ميگرفت.
دستگاه برق ماهيپر:
فاربريكه برق ماهيپر در 40 كيلومتري شرق كابل واقع شده است كار
ساختماني آن در سال 1343 آغاز گرديد از سروي مقدماتي اين پروژه
پيدا بود كه دستگاه توليد برق ماهيپر بدون تعمير ذخيره آب اين
امكان را دارد كه با ارتفاع 300 متر به كار انداخته شود و قدرت
توليد 60000 كيلووات برق را داشته باشد.
توسعه پایدار کشاورزی در کشور افغانستان از زبان نماینده این
کشور
نماینده جمهوری اسلامی افغانستان در جریان برگزاری کارگاه
توسعه پایدار کشاورزی و روستایی در منطقه اکو اعلام داشت که
توسعه پایدار کشاورزی در کشور متبوع ایشان از اصول زیر پیروی
میکند: توسعه ظرفیتهای بخش کشاورزی برای تامین نیازهای داخلی
و صادرات، بهبود مدیریت جنگلها، ایجاد نظام اعتبارات در بخش
کشاورزی و روستایی، بهبود نظام بازاریابی، بهبود سیستم آبیاری،
متنوع سازی محصولات کشاورزی، ریشه کنی بیماریهای دامی، حفظ
منابع طبیعی، احیا و بازسازی بخش کشاورزی. در این گ
گزارش همچنین به بررسی مهمترین مشکلات و مسایل مبتلا به
بخش کشاورزی در افغانستان پرداخته شد.
اولويت بندي پروژهها و طرحهاي اقتصادي در کشور
كارشناسان افغان معتقدند كه كار بازسازي در افغانستان، تحت سه
شرط موفقيت آميز خواهد بود:توجه به سكتورها يا بخشهاي بنيادي و
زيربنايي كشور معطوف شده است كه شامل آب و زراعت و انرژي برق و
صنايع و معادن و امثالهم ميباشد
شرط اول: وجود يك ماستر پلان دقيق و منظم
شرط دوم: بودجه كافي براي اجراي طرحهاي انكشافي و زيربنائي و
بالاخره
شرط سوم: سازماندهي و مديريت دلسوز و كارآمد.
افغانستان به توسعه متوازن همه بخشها نياز دارد."
در بخش اقتصادي هم متأسفانه يك برنامه اقتصادي كاذب گرداننده
اقتصاد كشور است. توليد به هيچ عنوان در كشور وجود ندارد و
بيشتر مردم به شغلهاي كاذب مشغول هستند.
زماني كه كار يك معدن را شروع ميكنيم ازچند نفر تا چندهزار
نفر نياز است. وقتي از رشد صنايع صحبت ميكنيم، هر كارخانه اي
را كه به بهره برداري ميسپاريم چه در بخشهاي خصوصي، مختلط و
يا اشكال ديگر، به كارگر نياز است به متخصص نياز است همچنين به
كارفرما و امثال آن. وقتي از رشد بخش زراعت ياد ميكنيم به
تمام روستاها و شهرستانهاي كشور مربوط ميشود، به تعداد زيادي
از مردم وابسته است كه باعث ايجاد ظرفيتهاي كار ميشود. وقتي
از رشد بخش انرژي و آب صحبت ميكنيم، سد آب براي آبياري
زمينها و توليد برق ايجاد ميكنيم و مسئله حمل و نقل را مطرح
ميكنيم.
، پروژههاي عظيم زمان ميبرد و ظرفيت استخدام را به مراتب
بالا ميبرد و چون پروژهها شامل تمام استانهاي افغانستان
ميشود، در نتيجه تعداد زيادي از مردم ما در گوشه و كنار
افغانستان مشغول كار ميشوند، براي آنها شغل ايجاد ميشود و
اين يكي از عوامل بسيار اساسي براي رهايي از بيكاري در
افغانستان است."
سياست اقتصادي افغانستان كاملاًتغيير پيدا كند و به جاي اين
كه كشور ترانزيتي و تجارتي بسازيم، بايد يك كشور زراعتي –
صنعتي بسازيم،
وزير اقتصاد افغانستان با انتقاد از سياستهاي اقتصادي دولت اين
کشور در سالهاي
اخير، ميگويد تمامي سرمايه گذاريهاي خصوصي، به جاي رشد صنعت،
بر تجارت متمرکز شده است.
جليل شمس که در جمع خبرنگاران درکابل صحبت ميکرد، شمار افراد
بيکار در
افغانستان
در حال حاضر اولويت با پروژههاي زيربنايي شامل برق، انرژي،
مخابرات، راه، تونل، شهرسازي، مدرسه و بيمارستان است. اولويت
دوم نيز، افزايش توليد داخلي است.
درحقيقت ترقي وانكشاف مملكت با رشد و توسعه بخشهاي زيربنايي
كشور ممكن خواهد بود و تاكنون نصف بودجه عادي دولت افغانستان
از طريق كمكهاي بين المللي تمويل ميشود درحالي كه بايد دولت
تلاش كند تا عوايد داخلي را رشد دهد و اين كار وقتي انجام
خواهد شد كه بخشهاي زير بنايي كشور اعمار شود و توسعه يابد،
تا زماني كه معادن افغانستان استخراج و مورد بهره برداري قرار
نگيرد، زراعت افغانستان توسعه نيابد و صنايع كشور رشد و انكشاف
نيابد هيچ گاه به خود كفايي نخواهيم رسيد. بنابراين دولت
افغانستان توجه بيشتري را به سمت رشد توليدات داخلي وافزايش
عايدات معطوف نموده است تا از اين طريق به شكوفايي و خودكفايي
اقتصادي دست يابيم. به همين دليل است كه درسال جاري بخشهاي
زيربنايي كشور بيشتر مورد توجه قرار گرفته است و ميدانيد كه
با درنظرداشت امكانات مالي كه براي دولت در سالهاي قبل ميسر
بود برخي از بخشهاي زيربنايي مثل ترانسپورت (حمل و نقل) كشور
مورد توجه قرار گرفته و كارهاي زيادي هم دراين جهت انجام شده
است كه اكثريت شاهراههاي عمومي كشور بازسازي شده و يا درحال
بازسازي واحداث است.
كه از افغانستان بايد يك كشور ترانزيتي، تجارتي و مصرفي ساخته
شود و بخاطر همين موضوع جامعه بين المللي و مقامات دولتي
افغانستان اولويت بازسازي كشور را ساخت و احداث جادهها قرار
دادند و اكنون مدت سه سال ميشود كه اين پاليسي تعقيب ميشود
كه برخي جادههاي اصلي ساخته شده اما هيچ يك از جادههاي
افغانستان طبق معيار و استاندارهاي بين المللي ساخته نشده است
كه بهترين مثال آن سرك (جاده) كابل به قندهار ميباشد كه مبلغ
350 ميليون دلار براي ساخت آن هزينه شده اما امروز مجدداً
ميبينيم كه اين جاده پس از گذشت چندماه از افتتاح آن نياز به
بازسازي دارد و به نظر من اين كه ميخواهند از افغانستان يك
"دُبي ثاني" بسازند اشتباه بسيار بزرگي است. در حالي كه
افغانستان ميتواند يك كشور خوب زراعتي و صنعتي باشد بخاطر اين
كه در افغانستان ميلياردها مترمكعب آب جاري و منابع آبي خوبي
وجود دارد و از غني ترين خاك دنيا براي زراعت برخوردار است و
بيشتر مردم افغانستان هم پيشه و شغل شان كشاورزي و زمينداري
ميباشد و از طرف ديگر اگر صنعت سدسازي را در كشور ترويج كنيم
و سدهاي متعددي احداث شود ميتوان هزاران هكتار زمين را سيراب
كرد و باغات پرباري را به وجود بياوريم و مردمي كه از بيكاري
رنج ميبرند و هيچ گونه سرمايه اي هم ندارند ميتوانند در بخش
كشاورزي مشغول به كار شوند و افغانستان ميتواند از عايدات و
درآمدهاي خويش كشور را آباد نمايد و همچنان اگر سدهاي آب احداث
شوند همانطور كه قبلاً گفتم علاوه بر آبياري مزارع كشاورزي
ميتوان انرژي برق كشور را تأمين نمود كه بدون احداث
نيروگاههاي برق امكان صنعتي شدن كشور ممكن نمي باشد و بدون
آنكه به اين مسائل كليدي و زيربنايي توجه شود امروز ميبينيم
كه دولت افغانستان و جامعه بين المللي ميليونها دلار را صرف
ميكند و ژنراتورهاي بزرگ ديزلي براي توليد برق را ميخرد در
حالي كه نمي تواند سوخت مورد نياز آن را تأمين و تهيه نمايد.
. وقتي ما کشوري را در زمان موجود ميتوانيم کشور زراعتي بناميم
که اين شرايط برايش مهيا باشد.
الف: زمين حاصل خيزکه ضرورت به تبديل خاک نداشته باشد.
ب : باران يا سرچشمههاي آبي که بصورت طبيعي بتواند
زمينهارا براي کشت وزراعت سيراب سازد.
ج : وسايل زراعتي که بتواند حاصل لازم رادرزمان کار لازم
براي دهقان فراهم سازد بعضا" چنين محاسبه ميدارند که چون
اکثريت نفوس يک کشور مصروف کارهاي زراعتي است بنا بران آن کشور
زراعتي محسوب ميشود. اين نوع طرز فکر در شرايط موجود جهان جور
نمي آيد
مشکل آب براي زمينهاي زراعتي. زمينهاي زيادي درافغانستان
براي زرع از نگاه خاک آماده است. اما آب يا ندارد ويا اينکه
مقدار آب آنقدر کم است که حاصل دادن مواد لازم زراعتي را تکافو
نميکند اين کار حفر چاهاي و عميق است که دروضع طبيعي
افغانستان يک سرمايه گزاف و وسايل مدرن تر ازانکه در ديگر
سرزمينها بکار گرفته ميشود ضرورت دارد.
وزير اقتصاد افغانستان با انتقاد از سياستهاي اقتصادي دولت اين
کشور در سالهاي
اخير، ميگويد تمامي سرمايه گذاريهاي خصوصي، به جاي رشد صنعت،
بر تجارت متمرکز شده است.
با توجه به اهميت توسعه تجارت براى رشد اقتصاد افغانستان، سه
نكته اساسى را ارائه ميدارد:
1. توجه به زراعت منحيث ساحه اساسى توسعه.
2. تصويب پاليسى استراتيژيك تجارتى به منظور تشويق اشتغال
بيشتر جهت منفعت دوجانبه، منطوقى و چند جانبه.
سرمايه گذارى به منظور مطمئن شدن ازينكه اموال تجارتى ما حين
رسيدن به بازارهاى مورد نظر ميتواند رقابت نمايد.